قورباغه ات را قورت بده 11تا21
11
محدودیتهای اصلی خود را مشخص کنید
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام میدهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نميسوزانند. الکساندر گراهام بل
--------------------------------------------------------------------------------
چه چیزی مانع پیشرفت شما ميشود؟ چه چیزی سرعت دستیابی به اهداف شما را تعیین ميکند؟ چه چیزی تعیین ميکند که با چه سرعتی از جایی که هستید به جایی که دلتان ميخواهد برسید؟ چه چیزی مانع ميشود تا قورباغههای را بخورید که خوردنشان ميتواند واقعاً تحول ایجاد کند؟ چرا تا بحال به هدف خود نرسیدهاید؟
اینها از مهمترین پرسشهایی هستند که ميتوانید در راه رسیدن به عالیترین سطوح تأثیر و بهرهوری فردی از خود بپرسید و به آنها پاسخ دهید. هر کاری که بخواهید بکنید همیشه عامل محدود کنندهای وجود دارد که سرعت شما را در انجام آن کار تعیین ميکند. وظیفهی شما بررسی کار مورد نظر و بازشناسی محدودیت یا عامل محدود کنندهای است که در آن کار وجود دارد. سپس باید تمام نیروهای خود را صرف تضعیف عامل بازدارنده یا محدود کنندهای کنید.
تقریباً در هر کاری، چه کوچک و چه بزرگ، عاملی وجود دارد که تعیینکنندهی سرعت دستیابی به هدف یا به اتمام رساندن آن کار است. در کاری که انجام ميدهید، این عامل تعیینکننده کدام است؟
ذهن خود را روی آن متمرکز کنید. این ميتواند بهترین روش استفاده از وقت و استعدادهایتان باشد.
این عامل تعیینکننده شاید فردی باشد که شما در کار خود به کمک یا هم فکری او نیاز دارید ( Leader )، یا امکانات مالی که در کار خود به آن احتیاج دارید، یا نقاط ضعفی که در قسمتی از سازمان وجود دارد، یا هر چیز دیگری. این عامل هر چه باشد وظیفهی همیشگی شما یافتن آن است.
در هر کار یا تجارتی عامل محدودکننده یا بازدارندهای وجود دارد که تعیین ميکند یک سازمان با چه سرعتی و چه کیفیتی به هدف خود خواهد رسید. در هر صورت، همواره یک عامل بیش از سایر عوامل تعیینکنندهی سرعت دستیابی سازمان به هدفها و میزان سوددهی آن است. در کار شما این عامل کدام است؟
شناسایی دقیق این عامل محدودکننده در هر مرحله از مراحل انجام کار و تمرکز بر از بین بردن این عامل معمولاً بیش از هر اقدام دیگری موجب پیشرفت کار در زمان کمتر ميشود.
قانون 20/80 در مورد محدودیتهای شما در زندگی و کار نیز صادق است. به این معنا که 80 درصد از محدودیتها یا عواملی که شما را از رسیدن به هدفهايتان باز ميدارد عوامل درونی هستند. این عوامل بازدارنده در درون شما هستند. در ویژگیهای شخصیتی، توانایی، عادتها، انضباط فردی و تواناییهای بالقوهی شما. تنها 20 درصد از عوامل محدودکننده خارجی هستند و به سازمانی که در آن کار ميکنید مربوط ميشوند.عامل تعیینکننده و محدودکنندهی شما ممکن است عاملی کوچک باشد و همیشه هم واضح و روشن نیست. گاهی برای مشخص کردن آن لازم است تمام مراحل انجام کار را لیست کنید و هر مرحله را به دقت بررسی نموده و آنگاه دقیقاً عامل بازدارندهی پیشرفت خود را مشخص کنید. به عنوان مثال برخی اوقات این عامل فقط یک برداشت منفی و یا مخالفت از سوی مشتریانتان است که باعث ميشود تمام مراحل فروش به کندی صورت گیرد و نتیجهی کار موفقیتآمیز نباشد. گاهی فقط عدم وجود یکی از شرایط ضروری مانع افزایش فروش محصول یا حضور موفق در ارائه خدمات ميشود.
صادقانه به سازمان خود نگاه کنید. به رئیس، همکاران و پرسنل سازمانتان دقت کنید تا ببینید آیا نقطهی ضعفی در آنها وجود دارد که سازمان را از پیشرفت و دستیابی به اهداف اصلی باز دارد.
در زندگی فردی نیز باید صادقانه به خودتان نگاه کنید تا بتوانید آن عامل محدودکننده و یا بازدارنده را که تعیینکنندهی سرعت شما در رسیدن به هدفهای فردیتان است دقیقاً مشخص کنید.
انسانهای موفق همیشه برای تجزیه و تحلیل عوامل محدودکننده از این پرسش آغاز ميکنند: « چه ویژگی در من وجود دارد که مرا از پیشرفت باز ميدارد؟ ». این افراد مسئولیت کامل اعمالشان را ميپذیرند و برای یافتن علت و نیز راه حل مشکلاتشان را در خودشان ميجویند.
مدام از خودتان بپرسید: « چه عاملی است که ميتواند سرعت پیشرفت را طوری تنظیم کند که من بتوانم به نتیجهای که ميخواهم برسم؟ » تعیین عامل محدودکننده روشن ميکند که برای از بین بردن آن باید از چه روشی استفاده کنید. شکست در تعیین عامل بازدارنده واقعی و یا تعیین عامل محدودکنندهی نادرست شما را گمراه ميکند. در این صورت وقت شما صرف حل کردن مشکل اصلی نشده است.
یک شرکت بزرگ که من از مشاوران آن هستم دچار کاهش در میزان فروش شده بود. مدیران شرکت پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که عامل بازدارنده قدرت فروش و مدیریت فروش است. آنها مبلغ هنگفتی صرف سازماندهی مجدد مدیریت و بازآموزی مسئولین فروش شرکت کردند.
بعداً متوجه شدند که علت اصلی کاهش فروش اشتباهی بوده که یکی از حسابداران شرکت مرتکب شده و محصولات را در مقایسه با کالاهای رقابتی موجود با قیمت بسیار بالایی روانهی بازار کرده است. به محض اینکه شرکت قیمتگذاری خود را اصلاح کرد فروش دوباره بالا رفت و تولید به وضعیت سوددهی برگشت.
وقتی مانع یا عامل بازدارنده را تشخیص داده و آن را با موفقیت از میان برداشتید در پس آن مانع یا عامل بازدارنده دیگری را پیدا میکنید. صرفنظر از اینکه عامل مربوطه بسیار پیش پا افتاده مثل صبح به موقع سرکار حاضر نشدن، یا بسیار اساسی مثل انتخاب یک حرفهی نامناسب باشد، همیشه عوامل محدودکننده یا تنگناهایی وجود دارد که سرعت پیشرفت شما را تعیین میکند. وظیفهی شما پیدا کردن آنها و متمرکز کردن نیروهایتان برای از میان برداشتن آنها در اسرع وقت است.
وقتی که روز را با هدف از میان برداشتن یک نقطه ضعف اصلی و یا عامل محدودکننده آغاز میکنید سرشار از انرژی و قدرتهای فردی خواهید شد. این انگیزه شما را برای ادامه حرکت و یافتن عامل به پیش میراند. به یاد داشته باشید که همواره عامل محدودکنندهای وجود دارد و اغلب اوقات مهمترین قورباغهای که باید بخورید یافتن و از بین بردن عامل محدودکننده یا بازدارنده است.
قورباغه را قورت بده!
همین امروز مهمترین هدف زندگیتان را مشخص کنید. این هدف چیست؟ چه هدفی است که اگر در زندگی به آن دست پیدا کنید، بهترین تأثیر را بر زندگی کاریتان خواهد گذاشت؟
هنگامی که مطمئن شدید هدف اصلیتان را پیدا کردهاید از خودتان بپرسید: « چه عاملی است که تعیین کنندهی سرعت من در رسیدن به این هدف است؟ » چرا تا کنون به آن نرسیدهام؟ چه ویژگی در من است که مرا از پیشرفت و رسیدن به هدفم باز میدارد؟ جواب هر چه که بود، اقدامات خود را برای از بین بردن مانع اصلی فوراً شروع کنید، با هر کاری که فوراً به فکرتان میرسد کار را شروع کنید. هر کاری، مهم این است که شروع کنید.
12
هر بار یک بشکه به جلو بروید
افرادی هم که توانایی متوسطی دارند میتوانند کارهای بزرگ انجام دهند. اگر هر بار تمام نیروی خود را بهطور خستگیناپذیر روی یک چیز متمرکز کنند. ساموئل اسمایلز
--------------------------------------------------------------------------------
یک ضربالمثل قدیمی انگلیسی میگوید: « یک متر، یک متر سخت است، ولی یک سانتیمتر، یک سانتیمتر مثل آب خوردن است. »
یکی از مهمترین روشهای غلبه بر تنبلی این است که به جای آنکه به تمام کار عظیمی که در برابرتان قرار گرفته است فکر کنید ذهن خود را فقط روی همان قسمت از کار که در حال انجام آن هستید متمرکز کنید. یکی از بهترین راهها برای خوردن یک قورباغهی بزرگ این است که هر بار یک لقمه از آن را بخورید.
کنفوسیوس میگوید: « طی کردن راهی که هزار فرسنگ است با برداشتن یک قدم آغاز میشود. » این یکی از بهترین استراتژیها برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر است.
چندین سال پیش من از قلب صحرای آفریقا عبور میکردم. صحرای تانزروفت در اعماق الجزایر فعلی. در آن زمان سالها بود که فرانسویها صحرا را به حال خود رها کرده بودند و پمپ بنزینهای میان راه همه متروکه شده بود. صحرای بی آب و علف بیش از 800 کیلومتر پهنا داشت و حتی یک پشه هم در آن پر نمیزد. مثل یک پارکینگ ماسهای زرد وسیع و صاف بود که از هر طرف نگاه میکردی تا افق گسترده بود.
بیش از 1300 نفر در سالهای قبل هنگام عبور از این صحرای پهناور ناپدید شده بودند. اغلب شنهای روان مسیر را پوشانده و مسافران شبها در صحرا گم شده بودند.
برای نشانهگذاری مسیر، فرانسویها از بشکههای سیاه رنگ پنجاه و پنج گالنی نفت استفاده کرده بودند. این بشکهها را به فاصلههای پنج کیلومتری، یعنی فاصلهای که خمیدگی زمین افق دید را در صحرای بایر محدود میکند، قرار داده بودند.
به این ترتیب در طول روز در هر کجای مسیر که بودیم میتوانستیم دو بشکه را ببینیم، بشکهای که تازه از آن گذشته بودیم و بشکهای که پنج کیلومتر بعد از آن در برابر ما قرار داشت، و همین کافی بود.
تنها کاری که باید میکردیم این بود که اتومبیل را به طرف بشکه بعدی هدایت میکردیم. در نتیجه میتوانستیم از بزرگترین صحرای جهان عبور کنیم. فقط به این صورت که « هر بار یک بشکه » جلو برویم.
به همین روش میتوانید هر کار بزرگی را در زندگی خود به انجام برسانید اگر خود را موظف کنید که هر بار فقط تا جایی که میتوانید بینید جلو بروید. آنگاه به اندازهی کافی دید پیدا میکنید تا بتوانید باز هم جلوتر بروید.
برای انجام یک کار عظیم باید با اطمینان قدم بردارید و اعتماد کامل داشته باشید که گام بعدی شما بزودی برایتان روشن خواهد شد. این نصیحت فوقالعاده را به خاطر داشته بسپارید: « در بازی والیبال باید بپرید بالا تا تور را ببینید. »
برای داشتن یک زندگی و یا شغل ایدهآل باید هر بار یک کار را به دست بگیرید، آن را سریع و خوب انجام دهید و سپس به سراغ کار بعدی بروید.
برای رسیدن به استقلال مالی باید هر ماه مقداری از پول خود را پسانداز کنید و هر سال این رویه را دنبال کنید. برای داشتن سلامتی و تناسب اندام همیشه کمتر بخورید و کمی بیشتر ورزش کنید و این کار را هر روز و هر ماه ادامه بدهید.
برای غلبه بر تنبلی و انجام دادن کارهای بزرگ فقط کافی است اولین قدم را به سوی هدفتان بردارید، و بعد قدم بعدی را. هر بار یک بشکه به جلو بروید.
قورباغه را قورت بده!
هر هدف، وظیفه یا پروژهای را که تا بحال در زندگی برای رسیدن و یا انجام آن سستی و تنبلی کردهاید انتخاب کنید و فوراً اولین قدم را برای شروع کار بردارید. برخی اوقات برای شروع تنها کاری که باید بکنید این است که بنشینید و لیستی از تمام مراحلی که برای انجام یا رسیدن به هدف باید طی کنید، تهیه کنید.
سپس کار را شروع کنید، هر بار یکی از مراحل را به انجام برسانید. بعد مرحلهی بعدی، و به همین ترتیب تا آخر. در پایان از نتیجهی به دست آمده شگفتزده خواهید شد.
13
خودتان را تحت فشار بگذارید
نخستین شرط لازم برای موفقیت این است که نیروهای جسمی و ذهن خود را بهطور پیوسته و خستگیناپذیر روی یک مسئله متمرکز کنید.
توماس ادیسون
--------------------------------------------------------------------------------
دنیا پر از آدمهایی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به انسانی تبدیل شوند که آرزوی را دارند. مشکل این است که هیچکس قرار نیست به نجات آنها بیاید.
این آدمها منتظر رسیدن اتوبوس ایستادهاند اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمیگذرد. در نتیجه، اگر این افراد مسئولیت زندگی خود را برعهده نگیرند و خودشان را تحت فشار قرار ندهند ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاری است که اکثر مردم میکنند.
فقط حدود 2 درصد از مردم میتوانند بهطور تمام و کمال بدون نظارت کار کنند. به این جور افراد « رهبر » میگوییم و شما هم قصد دارید یک رهبر باشید.
کاری که باید بکنید این است که در خود این عادت را ایجاد کنید که خودتان را تحت فشار بگذارید و منتظر نمانید تا شخص دیگری بیاید و این کار را برای شما بکند. باید خودتان قورباغههایتان را انتخاب کنید و سپس آنها را به ترتیب اهمیت بخورید.استانداردهایی که برای کار و رفتار خود تعیین میکنید باید از آنچه دیگران میتوانند برای شما تعیین کنند بالاتر باشد. این را برای خود به صورت یک بازی درآورید که کمی زودتر کار را شروع کنید، کمی بیشتر کار کنید و کمی دیرتر کار را تعطیل کنید. همیشه دنبال راههایی باشید که بتوانید به اصطلاح مسافت بیشتری را طی کنید و بیش از آنچه به خاطر آن پول میگیرید کار کنید.
ناتانیل بارندون، روانشناس معروف، عزت نفس را که هسته شخصیت است اینطور تعریف میکند:
« اعتبار و احترامی که فرد نزد خود دارد. » شما با کارهایی که در انجام آن موفق میشوید یا شکست میخورید اعتبار و احترامی را که نزد خودتان دارید بالا میبرید یا پایین میآورید. جنبه خوب قضیه این است که هر وقت خودتان را وادار کنید که حداکثر تلاشتان را بکنید یا بیش از یک فرد عادی پشتکار داشته باشید احساس فوقالعادهای نسبت به خودتان پیدا میکنید.
هر روز تصور کنید که یک پیام اضطراری دریافت کردهاید و باید هین فردا به مدت یک ماه شهر را ترک کنید. چه کاری است که اگر قرار باشد به مدت یک ماه شهر را ترک کنید حتماً میخواهید که از انجام آن قبل از رفتن اطمینان حاصل کنید؟ این کار هر چه که هست الآن برای انجام آن دست به کار شوید.
تصور کنید که همین الآن به شما خبر بدهند که یک مسافرت مجانی که همه هزینههای آن قبلاً پرداخت شده است به عنوان جایزه به شما تعلق گرفته است، اما باید همین فردا برای تعطیلات موردنظر عازم شوید وگرنه این جایزه به شخص دیگری داده خواهد شد. چه کاری است که تصمیم دارید قبل از رفتن به اتمام برسانید تا بتوانید از این تعطیلات لذت ببرید؟ این کار هر چه که هست بلافاصله برای انجام آن دست به کار شوید.
افراد موفق همواره برای بالا بردن کاراییشان خود را تحت فشار قرار میدهند. افراد ناموفق باید نظارت و رهبری شوند و توسط دیگران تحت فشار قرار گیرند.
یکی از بهترین راهها برای غلبه بر تنبلی کار کردن به نحوی است که گویی فقط یک روز فرصت دارید تا مهمترین کارهای خود را قبل از اینکه شهر را به مدت یک ماه ترک کنید یا به مسافرت بروید به انجام برسانید. با تحت فشار قرار دادن خود کارهای بیشتر و بهتری را در مدت زمانی کمتر از قبل به پایان خواهید رساند، به یک شخص کارآمد و موفق تبدیل میشوید، نسبت به خودتان احساس فوقالعادهای
پیدا میکنید و کمکم عادت تسریع در انجام امور را در خود ایجاد میکنید، عادتی که از آن پس در تمام روزهای زندگی به شما خدمت خواهد کرد.
قورباغه را قورت بده!
باری انجام هر یک از کـارهای خود و همچنین باری انجام هر یک از قسـمتهای آن مهلت تعیین کنید. بــرای خودتــان یک « سیستم فشار » طراحی کنی. بار خود را کم کم زیاد کنید و اجازه ندهید که از میدان به در شوید. وقتی که برای خود مهلتی تعیین کردید به آن پایبند باشید و حتی سعی کنید کار را زودتر از مهلت مقرر انجام دهید.
در مورد کارها یا پروژههای بزرگ، قبل از شروع همهی مراحل آن را لیست کنید. آنگاه تعیین کنید که برای انجام هر قسمت از کار چند دقیقه و ساعت وقت لازم دارید. سپس برنامهی زمانبندی شده روزانه و هفتگی خود را تنظیم مجدد کنید را تنظیم مجدد کنید تا بتوانید برای زمانی که منحصراً روی این پروژه کار میکنید وقت خالی ایجاد کنید.
14
قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
تمام سرمایههای خود را یک جا جمع کنید، همه استعدادهای خود را گرد آورید، تمام نیروهای خود را آرایش دهید و همه تواناییهای خود را برای تسلط روی حداقل یک کاری متمرکز کنید.
جان هاگای
--------------------------------------------------------------------------------
ماده خام بهرهوری و کارایی فردی در نیروهای جسمی، ذهنی و عاطفی شما نهفته است. یکی از مهمترین لوازم خوشبختی، و بهرهوری فردی حفظ و افزایش مداوم سطح انرژی است. بدن شما مانند ماشینی است که غذا، آب و استراحت را مصرف میکند تا انرژی لازم برای انجام کارهای مهم زندگی و کار را تولید کند. هنگامی که کاملاً استراحت کردهاید میتوانید دو، سه و حتی پنج برابر زمانی که خسته هستید کارهایتان را سر و سامان بدهید.
اصولاً کارایی شما پس از هشت یا نه ساعت کار شروع به کاهش میکند. به همین دلیل کار کردن تا دیر وقت گرچه برخی اوقات ضروری و اجتنابناپذیر است اما به این معناست که هر چه زمان بیشتر میگذرد کارایی شما کمتر و کمتر میشود.
هر چه بیشتر خسته شوید کیفیت کار شما پایینتر میآید و مرتکب اشتباهات بیشتری میشوید. در یک لحظه، مانند یک باطری که انرژیاش تمام میشود، به آخر خط میرسید و دیگر نمیتوانید به کار ادامه دهید.
واقعیت این است که برای شما ساعات بخصوصی از شبانهروز بهترین زمان انجام کار است. شما باید این زمانها را مشخص کنید و مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در این ساعتها انجام بدهید.
اکثر افراد صبحها پس از یک خواب خوب شبانه سرحال و پر انرژی هستند. برخی دیگر بعد از ظهرها و تعداد کمی هم شبها و یا آخر شبها کارایی و خلاقیت بیشتری دارند.
یکی از دلایل اصلی تنبلی و سستی، خستگی و یا شروع کردن کار در هنگام خستگی است. در این حالت مانند موتور اتومبیل که در هنگام صبح سرد است نمیتوانید استارت شروع کار را بزنید.
هر وقت احساس خستگی زیاد میکنید و کار زیادی هست که باید انجام بدهید و وقت کمی هم دارید، کار را متوقف کنید و به خودتان بگویید: « من نمیتوانم بیش از حد توانم کار کنم. »
گاهی اوقات بهترین استفاده از وقت این است که زود عازم خانه شوید، به رختخواب بروید و ده ساعت متوالی بخوابید. این کار انرژیتان را کاملاً به شما برمیگرداند و روز بعد خواهید توانست دو یا سه برابر کار کنید و کیفیت کارتان هم بسیار بالاتر از این خواهد بود که نخوابید و تا دیر وقت به کار ادامه دهید.
تحقیقات نشان میدهد که آمریکائیان بهطور متوسط در مقایسه با کاری که انجام میدهند از استراحت و خواب کافی برخوردار نیستند. میلیونها آمریکایی به دلیل کار بیش از حد و خواب کم دچار آشفتگی ذهنی هستند.
یکی از عاقلانهترین کارهایی که شما میتوانید در طول هفته انجام بدهید این است که ساعت ده شب تلویزین را خاموش کنید و به رختخواب بروید. بعضی اوقات یک ساعت زودتر خوابیدن میتواند تمام زندگی شما را دچار تحول کند.
از این به بعد این برنامه را به کار ببندید: هر هفته یک روز کامل کار نکنید. در طول این روز، چه پنجشنبه و چه جمعه، چیزی نخوانید، حتی نامه، به فکر جبران کارهای عقبافتاده نباشید و بهطور کلی از انجام هر کاری که به ذهنتان فشار بیاورد دوری کنید. در عوض به تماشای یک فیلم بروید، ورزش کنید و یا به انجام هر فعالیتی که میتواند ذهنتان را مجدداً شــارژ کند بپردازید. این جمله واقعاً درسـت اسـت که « تنوع خستگی را برطرف میکند. »
در طول سال برای استراحت و ایجاد نشاط و شادی بهطور مرتب به تعطیلات بروید، هم تعطیلات آخر هفته و هم تعطیلات یک و یا دو هفتهای. همیشه بعد از تعطیلات آخر هفته و یا تعطیلات طولانیتر کارایی بسیار بالایی به دست خواهید آورد.
در طول هفته هر شب زود به رختخواب رفتن، خواب بیشتر در آخر هفته و هر هفته یک روز کامل استراحت کردن تضمین میکند که انرژی بیشتری داشته باشیم. با این انرژی میتوانید بر سستی و تنبلی خود غلبه کنید و کارهای اصلی و مهم خود را سریعتر و بهتر از زمانی که میخواستید بدون استراحت کافی به کار بپردازید انجام دهید.
برای برخورداری و حفظ انرژی بالا علاوه بر داشتن خواب و استراحت کافی، باید مراقب خوراک خود نیز باشید: « روز را با یک صبحانه حاوی پروتئین بالا، چربی پائین و کربوهیدرات پائین آغاز کنید. برای ناهار سالاد ماهی یا مرغ بخورید. از دسرها و خوراکهای حاوی شکر، نمک و آرد سفید خودداری کنید.
از خوردن نوشابه، آبنبات و شیرینی پرهیز کنید. تغذیه شما باید مانند تغذیهی یک قهرمان جهان قبل از مسابقه باشد زیرا از بسیاری جنبهها شرایط شما هم قبل از شروع کار روزانه مشابه یک قهرمان است.
با داشتن یک خوراک سبک و سالم، ورزش و استراحت کافی بیشتر، بهتر و آسانتر از قبل کار میکنید و از کار خود رضایت بیشتری خواهید داشت.
در موقع شروع کار هر چقدر احساس بهتری داشته باشید کمتر دچار سستی و تنبلی میشوید و بیشتر مشتاق خواهید بود که کار را تمام کنید و کارهای دیگری را شروع کنید. داشتن انرژی بالا برای کارایی بالا و رضایت و موفقیت بیشتر اجتناب ناپذیر است.
قورباغه را قورت بده!
میزان انرژی و عادت خواب و خوراک خود را دقیقاً بررسی کنید. برای بالا بردن سطح انرژی و تندرستی خود مصمم شوید و به پرسشهای زیر پاسخ دهید:
کدام یک از فعالیتهای جسمی خود را باید بیشتر کنم؟
کدا یک از فعالیتهای جسمی خود را باید کمتر کنم؟
برای اینکه عملکرد خود را به بالاترین سطح برسانم چه فعالیتی را باید شروع کنم؟
در حال حاضر چه کاری میکنم که سلامتی مرا به خطر میاندازد و باید انجام آن را کاملاً متوقف کنم؟
پاسخ هر چه که هست همین امروز دست به کار شوید.
15
خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
بالاترین لذتها در شور و شوقی است که انسان را به ماجراجوییها و پیروزیهای بزرگ و فعالیتهای خلاقهدار وادار میکند.
آنتوان دوسنت اگزوپری
--------------------------------------------------------------------------------
برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی باشید باید در میدان بازی کار و زندگی مثل بازیکنی باشید که مربی و تشویق کننده خودش هم هست.
اینکه در هر لحظه چگونه با خودتان صحبت میکنید نود و پنج درصد از احساسات مثبت و یا منفی شما را شکل میدهد. روحیه و احساسات شما ناشی از اتفاقاتی نیست که در اطرافتان به وقوع میپیوندند بلکه نحوه تعبیر و تفسیر شما از رویدادهای اطرافتان است که به احساسات شما شکل میدهد. نحوهی برداشت و تعبیر شما از وقایع است که تا حد زیادی تعیین میکند که این اتفاقها در شما انگیزه و انرژی ایجاد کنند و یا موجب تحلیل و تضعیف انرژی و انگیزهها شوند.
برای آنکه درخود ایجاد انگیزه کنید، باید اراده کنید که یک خوش بین تمام عیار بشوید. باید تصمیم بگیرید که به تمام حرفها، عملها و عکسالعملهای افراد و شرایط پیرامون پاسخهای مثبت بدهید. شما نباید اجازه بدهید که مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تأثیر قرار دهند و تضعیف کنند.
میزان عزت نفس شما، اینکه چقدر خودتان را دوست دارید و به خودتان احترام میگذارید، تعیینکننده میزان انگیزه و پشتکار شماست. برای بالا بردن عزت نفس خود، باید مدام با خودتان گفتگوهای مثبت و سازنده داشته باشید. مثلاً مرتب به خودتان بگویید: « من خودم را دوست دارم. من خودم را دوست دارم. » تا اینکه سرانجام آنچه را میگویید باور کنید و مانند فردی رفتار کنید که از توانایی و کارایی بالا برخوردار است.
وقتی دیگران از ما میپرسند: « حالتان چطور است؟ » همیشه بگویید: « عالی هستم. » مهم نیست که احساس واقعی شما در آن لحظه چیست و یا در زندگی شما چه میگذرد. فقط اراده کنید که شاد و با روحیه و خوشبین باقی بمانید. میگویند که شما نباید هرگز مشکلاتتان را با دیگران در میان بگذارید زیرا هشتاد درصد مردم اصلاً به مشکلات شما اهمیت نمیدهند و بیست درصد بقیه از اینکه بدانند شما برای این مشکلات اهمیت زیادی قائل هستید به نوعی خوشحال میشوند.
بسیاری روانشناسان در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدهاند که « خوشبینی » مهمترین ویژگی است که با استفاده از آن میتوانید خوشبختی و موفقیت شخصی و شغلی خود را افزایش دهید. ظاهراً افراد خوشبین سه ویژگی رفتاری دارند که هر سه را از طریق تمرین و تکرار کسب کردهاند. این سه ویژگی عبارتند از:
اول اینکه، افراد خوشبین در هر شرایط و موقعیتی به دنبال نکات مثبت هستند. آنها صرفنظر از اینکه چه مشکلی پیش میآید، به دنبال چیزهای مثبت و سودمند هستند و تعجبی هم ندارد که همیشه آن را پیدا میکنند.
دوم اینکه، افراد خوشبین در هر شکست یا مشکلی همیشه به دنبال گرفتن درس باارزشی هستند.
آنها معتقدند که « مشکلات ما را متوقف نمیکنند بلکه به ما آموزش میدهند؟ » به نظر آنها در هر شکست یا مانعی درس عبرتی باارزش وجود دارد که با استفاده از آن میتوانند به پیشرفت بیشتری دست پیدا کنند و مصمم هستند که این درس را بیاموزند.
سوم اینکه، افراد خوشبین همیشه برای هر مشکلی به دنبال راه حل هستند. به هنگام به وجود آمدن مشکل، به جای ناله و شکایت یا مقصر دانستن دیگران، به دنبال راهحل میگردند و از خودشان سـؤالاتی از این قبیل میپرسند: « راهحل چیسـت؟ الآن چه کاری میتوانیم بکنیم؟ قدم بعدی چیست؟ »
ضمناً افرادی که برحسب عادت خوشبین و مثبت هستند مدام به هدفهایشان فکر میکنند و در مورد آن صحبت میکنند. به بیان دیگر، همیشه به جلو نظر دارند تا عقب.
اگر مدام هدفها و ایدههایتان را مجسم کنید و در مورد آنها با خودتان گفتگوهای مثبت داشته باشید، تمرکز بیشتری بر هدفهایتان خواهید داشت، انرژی بیشتری برای انجام کار پیدا میکنید. احساس اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری خواهید کرد و احساس میکنید که قدرت و کنترل فردیتان نیز بیشتر شده است.
و در نهایت هر چه فرد خوشبینتری باشید و احساس کنید که انگیزه بیشتری برای انجام کار دارید، بیشتر مشتاق خواهید بود که کار را شروع کنید و نیز بیشتر مصمم خواهید بود که به کار ادامه بدهید.
قورباغه را قورت بده!
افکارتان را کنترل کنید. به خاطر داشته باشید که اکثر اوقات همان میشوید که به آن فکر میکنید. فقط به چیزهایی فکر کنید و درباره آن با خودتان گفتگو کنید که میخواهید داشته باشید نه چیزهایی که نمیخواهید.
برای داشتن ذهنی مثبت، مسئولیت کامل اعمال خود و هر آن چه را که برایتان اتفاق به عهده بگیرید. به هیچ دلیلی دیگران را مقصر ندانید و از آنها اتقاد نکنید. به جای آنکه به دنبال توجیه شکستهایتان باشید اراده کنید که پیشرفت کنید. ذهن و انرژیتان را روی آنچه که میتواند به پیشرفت زندگی شما کمک کند متمرکز کنید و آنگاه از آنچه پیش میآید شگفتزده خواهید شد.
16
روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
مدام برای انجام وظایف و کارهای اصلی خود وقت ایجاد کنید. هر روز برای انجام کارهای فردا برنامهریزی کنید. چند کار کوچک را که باید حتماً انجام شوند همان اول صبح انجام دهید. سپس بلافاصله به سراغ وظایف اصلی و مهم بروید و کار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهید.
بُردروم ریپورتس
--------------------------------------------------------------------------------
یکی از مؤثرترین روشهای بالا بردن کارایی فردی استفاده از تکنیک تنبلی سازنده است. استفاده از این روش زندگی شما را دچار تحول میکند.
این یک واقعیت که هیچ کس حتی شما هم نمیتوانید به همه کارهایی که باید انجام دهید برسید و آن را تمام کنید. برای همین ضروری است که در انجام برخی از کارها تنبلی کنید! به عبارت دیگر، باید قورباغههایی را که کوچکترند و یا کمتر زشت هستند نخورید و در عوض بزرگترین و زشتترین قورباغه را قورت بدهید.
تفاوت بین افراد کارآمد و افرادی که از کارایی پایینی برخوردارند تا حد زیادی از طریق اینکه در انجام چه کارهایی تنبلی میکنند قابل تشخیص است. چون به هر حال باید در انجام برخی کارها تنبلی کنید، از همین امروز تصمیم بگیرید که کارهای کم ارزش را انجام ندهید. اراده کنید که انجام کارهایی را که در پیشرفت زندگی شما نقش مهمی ایفا نمیکنند به دیگران بسپارید و آنها را از برنامه کارهای خود حذف کنید. خود را از شر بچه قورباغهها خلاص کنید و ذهنتان را روی قورباغههای بزرگ متمرکز کنید. راهش این است: برای تعیین کارهایی که باید در اولویت قرار بگیرند باید کارهایی را نیز که در اولویت نیستند مشخص کنید. کاری در اولویت است که باید وقت بیشتری صرف آن کنید و آن را سریعتر به انجام برسانید در حالی که کاری که نباید در اولویت قرار گیرد کاری است که باید آن را بعداً انجام دهید و وقت کمتری هم صرف آن کنید، آن هم اگر قرار باشد که خودتان انجام دهید.
قـانـون: میزان موفقیت شما در استفاده بهتر از وقت و کنترل زندگی فقط بستگی دارد به این که تا چه حد میتوانید از انجام کارهایی که در زندگی شما از اهمیت کمتری برخوردار هستند دست بردارید.
یکی از پرقدرتترین کلمات در مدیریت زمان کلمه « نه » است. به هر کاری که استفاده بهینه از وقت و زندگیتان نیست « نه » بگویید. این کلمه را زود بگویید و بیشتر از آن استفاده کنید. واقعیت این است که ما وقتی برای تلف کردن نداریم.
برای آنکه کار جدیدی را شروع کنید، باید کار قدیمیتری را تمام کنید و یا دیگر آن را ادامه ندهید. لازمه وارد شدن، خارج شدن است. لازمه برداشتن، گذاشتن است.
تنبلی سازنده در واقع تصمیمگیری عاقلانه و خردمندانه در مورد این است که دقیقاً چه کارهایی را از این به بعد نباید انجام دهید.اکثر مردم در انجام کارها دچار سستی یا تنبلی ناآگاهانه هستند. آنها بدون تفکر و تعقل از انجام برخی از کارها خودداری میکنند. در نتیجه این قبیل افراد کارهای بزرگ، سخت، باارزش و مهمی را که تأثیر درازمدت و بسیار مهمی در زندگی و شغلشان دارد انجام نمیدهند. شما باید به هر قیمتی که شده از این تمایلات دوری کنید.کار شما این است که بهطور عاقلانه و منطقی از انجام کارهایی که از ارزش کمی برخوردار دست بکشید تا وقت بیشتری برای کارهایی داشته باشید که واقعاً میتوانند روی زندگی و شغل شما تأثیر مهمی بگذارند.مرتباً وظایف و مسئولیتهای خود را مرور کنید و کارهایی را که باعث هدر رفتن شما میشوند و در عین حال در صورت انجام ندادن آنها زیان قابل توجهی به شما وارد نمیشود مشخص کنید. این کاری است که هرگز به پایان نمیرسد و باید دائماً آن را انجام بدهید.
مثالی برایتان بزنم. یکی از دوستانم وقتی مجرد بود خیلی عاشق بازی گلف بود. او هفتهای سه یا چهار بار و هر بار سه تا چهار ساعت گلف بازی میکرد.
بعد از چند سال کاری را شروع کرد، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد، اما بازهم سه تا چهار بار در هفته گلف بازی میکرد. تا اینکه بالاخره متوجه شد که بازی کردنش باعث بروز مشکلات زیادی در خانه و محل کار شده است. تنها راه برای آنکه بتواند زندگیاش را تحت کنترل درآورد این بود که چندین ساعت بازی گلف را از برنامهاش حذف کند.
فعالیتهای خارج از محل کار خود را مرور کنید و ببینید انجام چه کارهایی مهم نیستند. تماشای تلویزیون را خذف کنید و وقت آن را صرف خانواده، مطالعه، ورزش و انجام هر کاری که به پیشرفت زندگی شما کمک میکند بکنید.
فعالیتهای کاری خود را مرور کنید و کارها و وظایفی را که میتوانید به دیگران بسپارید و یا از برنامه حذف کنید تا وقت بیشتری برای انجام کارهای مهمتر داشته باشید مشخص کنید. از همین امروز تمرین تنبلی سازنده را در کار شروع کنید تا بتوانید در هر زمان و مکانی کاهایی را که در اولویت نیستند تعیین و از برنامه کاریتان حذف کنید. همین تصمیمگیری به تنهایی میتواند زندگیتان را دچار تحول بکند.
قورباغه را قورت بده!
در زندگی همیشه تصمیم گرفتن را تمرین کنید. مرتباً از خودتان بپرسید: « اگر این کار را قبلاً شروع نکرده بودم، آیا با اطلاعات و شرایطی که امروز دارم حاضر میشدم الآن این کار را شروع کنم؟ »
هر یک از فعالیتها و کارهای شخصی و شغلیتان را که قبلاً آغاز کردهاید بر اساس شرایط و اطلاعات امروزتان ارزشیابی کنید و ببینید آیا در میان کارهایتان کاری هست که دیگر ضرورتی برای انجام آن احساس نمیکنید. در این صورت، این کاری است که باید تکنیک تنبلی سازنده را در مورد آن به کار بگیرید و یا دیگر از انجام آن دست بکشید.
17
اول سختترین کار را انجام دهید
هر چه بیشتر عمر میکنم بیشتر اطمینان پیدا میکنم که تفاوت عمده انسانها، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا ارده استوار و خللناپذیر را برای خود مشخص میکند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی. سر توماس فاول باکستون
--------------------------------------------------------------------------------
یکـی از راههای غلبه بر سـستی و تنبلی و انجام سـریعتر و بیشتر کـارها این اسـت که اول از سختترین کارها شـروع کنید. این همـان « قورباغهای است که باید بخورید. » این کار یکی از سختترین و در عین حال مهمترین مهارتهای کنترل فردی است.
برای اینکه این عادت را در خود به وجود آورده و تقویت کنید مراحل زیر را به ترتیب دنبال کنید:
# در پایان روز برای فردا و در آخر هفته برای هفتهی آینده، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید.
# این لیست را با استفاده از روش الف، ب، پ، ت، ث، و نیز قانون 20/80 مرور کنید و تغییرات لازم را در آن بدهید.
# از میان وظایف و کارها، کار الف – 1 را که مهمترین کار و وظیفه شماست انتخاب کنید. کاری که انجام دادن یا ندادن آن بیشترین تأثیر را روی زندگیتان میگذارد.
# هر چیزی را که برای شروع و تمام کردن این کار لازم دارید آماده کنید تا بتوانید صبح روز بعد کار را شروع کنید.
# به مدت بیست و یک روز به همین صورت کار را ادامه دهید و اول از همه به سراغ مهمترین کار بروید. با این انضباط فردی، شما به معنای واقعی کلمه در کمتر از یک ماه کارایی خود را دو برابر خواهید کرد.
شروع روز با انجام بزرگترین و مهمترین کار درست برخلاف کاری است که اغلب مردم انجام میدهند. با این انضباط فردی شما عادت تنبلی و سستی در کار را میشکنید و آیندهی خود را کاملاً در دست میگیرید.
شروع روز با سختترین کار، یا قسمتی از آن، یک شروع بسیار خوب و پرانرژی برای شما خواهد بود. این کار باعث میشود که از این به بعد توانایی و کارایی بیشتری داشته باشید.
روزهایی که کارتان را بیوقفه با مهمترین کار آغاز میکنید، در مقایسه با روزهای دیگر احساس بهتری نسبت به خودتان دارید، احساس توانایی بیشتری میکنید، احساس میکنید که مؤثرتر هستید و نسبت به همیشه کنترل بیشتری روی خودتان و زندگیتان دارید.
قورباغه را قورت بده!
خودتان را به صورت فردی مجسم کنید که مدام رو به پیشرفت است. خودتان را موظف کنید که با تمرین مرتب روشهای بالابردن کارایی، آنها را تبدیل به عادت کنید تا بهطور اتوماتیک و بهسادگی این روشها را انجام بدهید. یکی از نیرومندترین جملاتی که برای این کار میتوانید استفاده کنید این است: « فقط امروز! نگران نباش که این کار باعث شود برای همیشـه تغییر کنی. اگر فکر خوبی اسـت، فقط امروز آن را انجام بده. »
هر روز به خودتان بگویید: « من فقط همین امروز آماده میشوم و روز را با سختترین کار شروع میکنم. » از تأثیری که این روش روی زندگیتان میگذارد شگفتزده خواهید شد.
18
کار را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنید
هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است. اما هر بار که یک عمل را تکرار میکنیم ما این نخ نازک را ضخیمتر میکنید و با تکرار عمل در نهایت این نخ تبدیل به طناب ضخیم و بلندی میشود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما میپیچد. اریسون سووت ماردن
--------------------------------------------------------------------------------
یکی از دلایل سستی و تنبلی در انجام کارهای بزرگ و مهم آن است که هنگامی که برای اولین بار با آنها مواجه میشویم بسیار بزرگ و سخت به نظر میرسند.
یکی از تکنیکهایی که میتوانید از آن برای تقسیم کردن کارهای بزرگ به قطعات کوچکتر استفاده کنید، روش « بریدن کالباس » است. با استفاده از این روش میتوانید هر کاری را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و هر بار یک قسمت از آن را انجام دهید. درست مثل بریدن یک کالباس بزرگ و تبدیل آن به برشهای کوچک و خوردن آنها و یا مثل خوردن هر بار یک تکه از قورباغه.
از نظر روانی شروع قسمتی از یک کار بزرگ آسانتر از شروع تمام آن کار است. اغلب اوقات هنگامی که یک قسمت از کاری را شروع کنید و به همین ترتیب خواهید دید که حتی قبل از آنکه خودتان متوجه بشوید تمام کار به اتمام رسیده است.
نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که « ضرورت تمام کردن کار » یا آنچه اغلب « اجبار در تمام کردن کار » نامیده میشود در وجود اغلب انسانها هست. به این معنی که وقتی کاری را شروع میکنید و به اتمام میرسانید احساس خوشحالی و قدرت بیشتری میکنید. این احساس تمام کردن، به شما انگیزه میدهد که کار جدیدی را شروع کنید و تا تمام شدن آن به فعالیت ادامه دهید. تمام شدن کار موجب ترشح آندروفین در مغز میشود که احساس شعف را در انسان ایجاد میکند.
هر چقدر کاری که شروع و تمام میکنید بزرگتر باشد، پس از اتمام آن احساس خوشحالی بیشتری به شما دست میدهد. هر چه قورباغهای که میخورید بزرگتر باشد احساس قدرت فردی و انرژی بیشتری خواهید کرد.
هنگامی که قسمت کوچکی از کار را شروع و تمام میکنید، انگیزهی شما برای شروع و تمام کردن قسمت بعدی کار بیشتر میشود و همین روال را تا آخر کار ادامه خواهید داد. هر قدمی که به جلو برمیدارید برای پیشروی به شما نیرو میدهد. به این ترتیب، در خود شوق و انگیزهای درونی ایجاد میکنید که شما را وادار میکند تا اتمام کار به فعالیت ادامه دهید و اتمام این کار بزرگ به شما همان احساس شادی و رضایتی را میدهد که همیشه با هر موفقیتی همراه است.
تکنیک دیگری که به شما در تمام کردن یک کار کمک میکند، « سوراخ کردن پنیر سوئیسی » است. یعنی همانطور که یک قطعه بزرگ پنیر سوئیسی را سوراخ میکنیم، اراده کنیم که با درگیر کردن خود با کار، یا به اصطلاح با ایجاد سوراخی در آن، کار را شروع کنیم.
برای استفاده از این روش کافی است که تصمیم بگیرید مدت زمان معینی، مثلاً پنج یا ده دقیقه، خود را درگیر کار مورد نظر کنید و سپس کار را متوقف کنید و به سراغ کار دیگری بروید. به این ترتیب یک لقمه از قورباغهتان را میخورید و بعد از آن استراحت کرده و یا به کار دیگری میپردازید.
قدرت و تأثیر این روش همانند روش « بریدن کالباس » است. وقتی کار را شروع کنید، تمایل و شوق حرکت به جلو و انگیزهی تمام کردن کار در شما تقویت میشود و به این ترتیب برای ادامه کار احساس انرژی خواهید کرد و با داشتن انگیزه درونی تا تمام کردن کار به فعالیت ادامه خواهید داد.
شما میتوانید از روش « بریدن کالباس » و یا « سوراخ کردن پنیر سوئیسی » برای هر کاری که انجام آن در ابتدای امر سخت و غیر ممکن به نظر میرسد استفاده کنید. از تأثیر این تکنیکها در غلبه بر سستی و تنبلی تعجب خواهید کرد.
من دوستان زیادی دارم که فقط با اراده کردن و نوشتن یک صفحه و یا حتی یک پاراگراف در روز نویسندگان موفقی شدهاند. شما هم میتوانید همین کار را بکنید.
قورباغه را قورت بده!
برای شروع سـریع یک کار بزرگ و پیچیده که از چندین کـار کوچکتر تشکیل شده یکی از دو روش « بریدن کالباس » و یا « سوراخ کردن پنیر سوئیسی » را به کار بگیرید.
ویژگی مشترک انسانهای موفق و خوشبخت آن است که همگی اهل عمل هستند. به این معنی که وقتی ایدهی خوبی را میشنوند فوراً آن را بکار میگیرند تا ببینند که تا چه حد این ایده میتواند برایشان سودمند باشد. پس وقت را تلف نکنید. همین امروز این روشها را امتحان کنید.
19
وقت بیشتری ایجاد کنید
هیچ چیز به اندازهی تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدفها به زندگیتان توان و نیروی بیشتر نمیدهد.
نیدو کیوبین
--------------------------------------------------------------------------------
استراتژی ایجاد وقت بیشتر مستلزم آن است که متعهد شویم با یک برنامه زمانبندی شده روی کارها و وظایف بزرگ و مهمتان کار کنید. برای تمام کردن بسیاری از کارهایی که واقعاً مهم هستند به برنامه زمانبندی شده و بلندمدت نیاز دارید. توانایی در ایجاد این ساعات باارزش و کارآمد برای زندگی و کار شما اهمیت زیادی دارد.
فروشندگان موفق ساعت مشخصی از هر روز را به تماس گرفتن با مشتریان خود اختصاص میدهند. این افراد به جای تنبلی و یا تأخیر در انجام کاری که آن را معمولاً دوست ندارند، برنامهریزی میکنند که هر روز به جای تنبلی و یا تأخیر در انجام کاری که آن را معمولاً دوست ندارند، برنامهریزی میکنند که هر روز در ساعات معینی، برای مثال بین ساعت 10 تا 11 صبح، با مشتریان تماس بگیرند و سپس خود را موظف میکنند که هر روز در همین ساعت این کار بخصوص را طبق برنامه انجام دهند.
بسیاری از مدیران بخش تجارت نیز هر روز وقت معینی را به تماس تلفنی با مشتریان خود اختصاص میدهند تا بتوانند از این طریق بهطور مستقیم نتیجه کار خود را مورد ارزیابی قرار دهند. بعضی افراد هر روز ساعت معینی، مثلاً سی تا شصت دقیقه، را به ورزش اختصاص میدهند. برخی فقط با اختصاص دادن پانزده دقیقه از وقت خود در هر شب پیش از خواب مطالعه کتابهای بزرگی را تمام میکنند و با این کار در درازمدت میتوانند بسیاری از بهترین کتابهایی را که نوشته شده است را بخوانند.
رمز موفقیت در استفاده از روش « کار کردن روی یک پروژه در ساعات معین » این است که برای هر روز از قبل برنامهریزی کنید و به هر کار یا فعالیتی ساعت یا مدت معینی اختصاص دهید.
اکثر افراد بسیار موفق برای تمام روز خود از قبل برنامهریزی زمانبندی شده دارند و هر فعالیت یا کاری را در ساعات بخصوصی انجام میدهند. اساس برنامهریزی آنها این است که ابتدا باید کارهای اصلی تمام شوند، هر بار یک کار. در نتیجه، کارایی این قبیل افراد به مرور زمان افزایش پیدا میکند بهطوری که به دو، سه و حتی پنج برابر یک فرد معمولی میرسد.
یکی از بهترین راههای بالا بردن کارایی فردی برنامهریزی زمانبندی شده برای انجام کارهاست. برای این کار ابتدا جدولی تهیه میشود که در آن زمان به روز، ساعت و دقیقه تقسیم شده است. هر کاری که باید انجام شود براساس طول مدت موردنیاز برای اتمام آن و نیز زمان مناسب انجام آن در ستونهای مربوطه زمانی قرار میگیرد. این نوع برنامهریزی شما را قادر میکند تا بتوانید برای هر کارتان وقت معین و کافی ایجاد کنید.
به این ترتیب خواهید توانست هنگام انجام هر کار از تداخل سایر کارها با آن که موجب توقف انجام آن میشود جلوگیری کنید و بیوقفه به همان کار بپردازید.
یکی از بهترین عادتهای کاری این است که صبح زود از خواب بیدار شوید و ساعاتی از صبح را در خانه به انجام کارها بپردازید. مقدار کاری که در این مدت میتوانید انجام دهید در مقایسه با همین مدت زمان در محل کار سه برابر خواهد بود زیرا در خانه نه کسی مجود دارد که در کارتان وقفه ایجاد کند و نه اینکه تماسهای تلفنی مزاحم کارتان خواهد بود.
در مسافرتهای کاری نیز میتوانید با برنامهریزی قبلی هواپیما را تبدیل به اتاق کارتان کنید و بعد از اوج گرفتن هواپیما تمام طول پرواز بیوقفه کار کنید. از میزان پیشرفت کار در این مدت که هیچ مزاحمتی وجود ندارد تعجب خواهید کرد.
یکی از رمزهای بالا بردن کارایی و بهرهوری این است که هر دقیقه را به حساب بیاورید. از زمانی که در راه مسافرت هستید نهایت استفاده را ببرید. از این فرصت که انگار به شما هدیه شده است برای تمام کردن قسمتهای کوچکی از کارهای بزرگ و مهم استفاده کنید.
به یاد داشته باشید که اهرام هم باگذاشته شدن سنگی روی سنگ دیگر ساخته شده است. برای ساختن یک زندگی و شغل ایدهآل باید کارها را به ترتیب انجام داد و اغلب اوقات هم در هر زمان فقط قسمتی از یک کار باید انجام شود و سپس قسمتی دیگر. برای آنکه در مدیریت زمان موفق باشید باید بتوانید برنامه زمانبندی شدهای تنظیم کنید که در آن برای انجام و اتمام مهم و اصلیتان ساعات مشخص و مدت زمان مناسب در نظر بگیرید، بهطوری که در این ساعات فقط روی آن کار متمرکز باشید و هیچ کار دیگری با آن تداخل ایجاد نکند. ضمناً باید طبق برنامه به انجام کارها بپردازید.
قورباغه را قورت بده!
مدام به راههای مختلفی که از طریق آنها میتوانید وقت اضافی ایجاد کنید فکر کنید. از این وقتها برای انجام مهمترین کارهایی که میتوانید در درازمدت بیشترین تأثیر را بر زندگی و کارتان بگذارند استفاده کنید.
هر دقیقه را به حساب بیاورید. با برنامهریزی و آمادگی از قبل اجازه ندهید که از هدفتان دور شوید و یا عوامل بازدارنده بتوانند در پیشرفتتان اختلال ایجاد کنند. بیش از هر چیز با انجام کارهای مهم و اصلیتان بر روی بهدست آوردن مهمترین نتایج تمرکز داشته باشید و فراموش نکنید که خودتان مسئول دستیابی به اهدافتان هستید.
20
سرعت انجام کار را افزایش دهید
منتظر نمانید، زمانی مناسبتر از اکنون وجود ندارد، از همین نقطهای که ایستادهاید با همین ابزار و امکاناتی که در اختیار دارید کار را ادامه دهید. همینطور که پیش میروید ابزارها و امکانات بهتر و مناسبتر را پیدا میکنید. ناپلئون هیل
--------------------------------------------------------------------------------
بارزترین ویژگی زنان و مردان موفق این است که همگی « اهل عمل » هستند. انسانهای کارآمد و دارای بهرهوری بالا ابتدا زمانی را صرف برنامهریزی و تعیین اولویاتها میکنند.
سپس سریع و با تمام توان برای رسیدن به هدفهای خود کار را شروع میکنند. آنها مرتب، بدون تعجیل و بیوقفه کار میکنند و در همان مدتی که افراد معمولی مشغول معاشرت با دیگران، اتلاف وقت و یا انجام کاری کم اهمیت هستند بسیاری از کارهای اصلی خود را به اتمام میرسانند.
هنگامی که با حداکثر توان و بهطور مستمر روی کارهای مهم و اصلی کار میکنید، ذهن شما وارد وضعیتی میشود که آن را « مَد » مینامند. تقریباً هر کس زمانی این حالت را تجربه کرده است. افراد واقعاً موفق کسانی هستند که میتوانند بسیار بیشتر از افراد عادی ذهن را در این وضعیت نگه دارند.
در وضعیت « مَد » که کارایی و بهرهوری انسان در بالاترین حد خود است، چیزی شبیه معجزه برای ذهن و احساسات اتفاق میافتد.
در این وضعیت شما احساس خوشحالی و انرژی فراوان میکنید، کارها بیعیب و نقص و بیدردسر انجام میشوند و احساس آرامش زیاد همراه با خرسندی از کار به فرد دست میدهد.
در وضعیت « مَد » که قرنها از شناسایی و بررسی آن میگذرد، عملکردتان بسیار بهتر، خلاقیتتان بیشتر و کاراییتان بالاتر، آگاهی و حساسیتتان افزونتر و دقت، بصیرت و شهودتان باورنکردنی است. پیوند خود با انسانها و شرایط اطراف را به خوبی حس میکنید و اغلب در این وضعیت ایدههای بسیار خوبی به ذهنتان میرسد که پیشرفت شما را بسیار تسریع میکند.
یکی از راههای ایجاد چنین وضعیتی برای ذهن تقویت « احساس اضطرار » است، این احساس همان تمایل و شوق ذاتی برای انجام و اتمام سریع کار است. این تمایل درونی نوعی بیصبری است که به انسان انگیزه میدهد تا کار را شروع کند و ادامه دهد. حس اضطرار بسیار شبیه مسابقه دادن با خود است.
با ایجاد احساس اضطرار عمیق، « عمقگرایی » را در خود تقویت میکنید. به جای اینکه مدام در مورد کارهایی که میخواهید انجام دهید صحبت کنید، اهل عمل میشوید. روی مراحلی از کار که میتوانید فوراً آنها را شروع کنید تمرکز میکنید. به منظور رسیدن به نتایج و هدفهایی که خواهان آن هستید روی کارهایی متمرکز میشوید که هم اکنون میتوانید انجام دهید.
بهنظر میرسد که رسیدن به یک موفقیت بزرگ در گرو داشتن سرعت در انجام کار است. برای این منظور باید کار را شروع کنید و با سرعتی یکنواخت ادامه دهید.
هنگامی که اهل عمل میشوید، در واقع اصل « اینرسی حرکت » را برای موفقیت فعال میکنید. این اصل میگوید که گرچه در ابتدای حرکت ممکن است انرژی زیادی صرف غلبه بر سکون شود اما پس از شروع حرکت انرژی بسیار کمتری برای ادامه حرکت لازم است.جالب آن است که هر چه سریعتر حرکت کنید، انرژی بیشتری کسب میکنید. هر چه سریعتر حرکت کنید کار بیشتری انجام میدهید و احساس سودمندی بیشتری میکنید. هر چه سریعتر حرکت کنید تجربه و اطلاعات بیشتری به دست میآورید. و هر چه سریعتر حرکت کنید تواناتر و کارآمدتر میشوید.احساس اضطرار بهطور خودکار سرعت شما را در انجام کارها افزایش میدهد. هر چه سریعتر کار کنید و کار بیشتری انجام دهید، میزان عزت نفس، احترام به خود و غرور فردی خود را بالا میبرید.یکی از سادهترین و قدرتمندترین روشهای تشویق خود برای شروع کار این است که این جمله را بارها و بارها پیش خود تکرار کنید: « همین الآن این کار را انجام بده. همین الآن این کار را انجام بده. همین الآن این کار را انجام بده. »
اگر احساس میکنید که سرعتتان در انجام کارها پایین میآید و یا کارهایی مانند حرف زدن با دیگران به هنگام کار، یا امور کم اهمیت در انجام کارهای مهم شما اختلال ایجاد میکنند، به هنگام بروز اختلال همیشه این جمله را با خودتان تکرار کنید: « برگردیم سر کار خودمان. »
در پایان به خاطر داشته باشید که برای موفقیت در کار هیچ چیز به اندازه اینکه به عنوان فردی معروف شوید که کارهای اصلی و مهم را دقیق و سریع انجام میدهد مهم نیست. این شهرت، شما را در حوزهی کاریتان به یکی از باارزشترین و محترمترین افراد تبدیل میکند.
قورباغه را قورت بده!
از امـروز تصمیم بگیرید بـرای هـر کـاری که انجـام مــیدهید در خودتــان « احساس اضطرار » ایجاد کنید. یکی از کارهایی را که معمولاً در انجام آن تنبلی میکنید انتخاب کنید و اراده کنید که عادت سریع انجام دادن آن کار را در خود تقویت کنید. هم در مواقعی که فرصتی پیش میآید و هم وقتی که مشکلی رخ میدهد فوراً وارد عمل شوید. هنگامی که کار یا مسئولیتی را به شما میسپارند، سریع آن را به انجام برسانید و نتیجهی کار را اطلاع دهید. در تمام مسائل مهم زندگیتان سریع عمل کنید. آنگاه از اینکه میبینید چقدر کارهای بیشتری انجام میدهید و احساس بهتری دارید تعجب خواهید کرد.
21
هر بار یک کار مهم انجام دهید
راز قدرت واقعی در این است: با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور تواناییهای خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید. جیمز آلن
--------------------------------------------------------------------------------
قورباغه را قورت بده! تمام برنامهریزیها، اولویتبندیها و سازماندهیها به همین مفهوم ساده وابسته هستند.
کارایی و بهرهوری فردی بالا بستگی به میزان توانایی شما در انتخاب مهمترین کار، شروع آن و تمرکز کامل تا اتمام آن.
همه دستاوردهای بزرگ بشریت نتیجه سختکوشی و تمرکز طولانیمدت روی کار تا اتمام آن بوده است. لازمهی انجام کار این است که وقتی شروع کردید، بیوقفه ادامه دهید و تا کار 100 درصد تمام نشده است اجازه ندهید هیچ عاملی موجب اختلال یا اشکال در کار شود. هر وقت وسوسه میشوید که کار را متوقف کنید یا به کار دیگری بپردازید بهخودتان بگویید: « برگردیم سر کار خودمان. »
با تمرکز کامل روی مهمترین کار، میتوان زمان لازم برای اتمام آن را تا 50 درصد یا حتی بیشتر کاهش داد.
تخمین زده شده است که تمایل به متوقف کردن کار و شروع مجدد آن میتواند زمان لازم برای تکمیل کار را تا 500 درصد افزایش دهد.هر بار که به کار متوقف شدهای بر میگردید، مجبور هستید بفهمید هنگامی که کار را متوقف کردید کجا بودید و برای ادامه کار چه باید بکنید، باید بر سکون غلبه کنید و مجدداً خودتان را ترغیب به کار کنید تا آنکه سرانجام سرعت کار را افزایش دهید و بتوانید به ریتم مناسب و مفید برسید.
اما هنگامی که قبل از شروع خودتان را کاملاً آماده میکنید، کار را متوقف نمیکنید و باعث بالا بردن انرژی، اشتیاق و انگیزه درخود میشوید. به این ترتیب، مرتباً کاراییتان افزایش پیدا میکند و سریعتر و بهتر کار میکنید.
در واقع هنگامی که مهمترین کارتان را انتخاب میکنید، هر کار دیگری اتلاف وقت محسوب میشود زیرا طبق اولویتبندیهایتان هیچ کار یا فعالیتی به اندازهی این کار مهم نیست.
هر چه خودتان را بیشتر موظف کنید که بیوقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید، کارایی شما بیشتر و بیشتر میشود و در نتیجه کار را با کیفیت بالاتر و در زمان کمتری انجام خواهید داد.
اما هر بار که که کاری را متوقف میکنید، این چرخه متوقف میشود و به عقب بر میگردید. به همین دلیل، انجام کار دشوارتر میشود و وقت به هدر میرود.
البرت هوبارد انظباط فردی را اینطور تعریف میکند: « توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد، چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم. »
به عنوان آخرین نکته باید بگویم که موفقیت در هر زمینهای مستلزم داشتن انظباط بسیار زیادی است. انظباط فردی، تسلط بر نفس و کنترل خود، عناصر اصلی سازنده شخصیت برتر و کارآمد هستند.
شروع و ادامه یک کار مهم تا تمام کردن 100 درصد آن محک واقعی شخصیت، نیروی اراده و استواری شماست.
پشتکار همان داشتن انظباط فردی در عمل است. جالب این است که هر چقدر خود را بیشتر موظف به پشتکار و پایداری در کار کنید، خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت و بیشتر به خودتان احترام خواهید گذاشت و در نتیجه عزت نفس شما افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر، هر چه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید، آسانتر میتوانید خود را موظف به پایداری بیشتر در کار کنید.
با تمرکز کامل روی مهمترین و اصلیترین کار و ادامه کار تا پایان صد در صد آن در واقع به شخصیت خودتان شکل و قالب تازهای میبخشید و تبدیل به یک فرد برتر میشوید.
با این کار انسانی قویتر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر و خوشبختتر خواهید شد و احساس قدرت و کارایی بیشتری میکنید.
سرانجام احساس میکنید که از عهدهی هر کاری و رسیدن به هر هدفی بر میآیید. بر سرنوشت خود مسلط میشوید و به درجهای از توانایی و کارایی میرسید که آیندهتان را کاملاً تضمین میکند.
و کلـید همه این موفقیتها این اسـت که باارزشترین و مهمترین کـاری را که در هر لحظه میتوانید انـجام دهید مشـخص کنید و آنـگاه « قورباغه را قورت بدهید! »
قورباغه را قورت بده!
دست به کار شوید! همین امروز مهمترین کار یا پروژهای را که باید تمام شود انتخاب کنید و فوراً کار را شروع کنید.
به محض اینکه اصلیترین کارتان را شروع کردید خود را موظف کنید که آن را بیوقفه و بدون تأخیر تمام و کمال انجام دهید. به این کار به عنوان « امتحان » نگاه کنید. ببینید آیا شما آدمی هستید که بتوانید تصمیم به انجام کاری بگیرید و آن را تا آخر پیش ببرید. وقتی کار را شروع کردید اجازه ندهید هیچ چیز در انجام آن وقفه ایجاد کند.
جمعبندی و نتیجهگیری
رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام میدهید خوردن قورباغه خودتان باشد.
خوشبختانه میتوانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهمترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.
در اینجا خلاصهای از بیست و یک روش فوقالعاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصلهای کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عملتان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آیندهتان تضمین شود:
سفره را بچینید
دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدفها و تصمیمهایتان را بنویسید.
برای هر روز از قبل برنامهریزی کنید
برنامههایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقهای که صرف برنامهریزی میکنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفهجویی خواهید کرد.
قانون 20/80 را در همه امور بهکار بگیرید
80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.
پیامد کارها را در نظر داشته باشید
مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.
روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید
قبل از شروع لیستی از کارهایتان تهیه کنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولویتبندی کنید تا مطمئن شوید که همیشه در حال انجام مهمترین کارهایتان هستید.
روی اهداف اصلی تمرکز کنید
نتایجی را که باید قطعاً از کارتان بهدست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمدهاید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.
به قانون تخشیص ضرورت عمل کنید
هیچوقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد اما همشیه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست.
پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید
آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف میشود.
همیشه یک شاگرد باقی بمانید
هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهمتان دانش بیشتری بهدست آورید، میتوانید سریعتر شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.
استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
دقیقاً مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام میدهید یا در آینده میتوانید خیلی خوب انجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن بهکار گیرید.
محدودیتهای اصلی خود را مشخص کنید
محدودیتها و یا عوامل بازدارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید، عواملی که سرعت شما را در دستیابی به مهمترین هدفهایتان تعیین میکنند. سپس تمرکزتان را به از بین بردن این محدودیتها معطوف کنید.
هر بار یک بشکه جلو بروید
اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، میتوانید بزرگترین و پیچیدهترین کارها را به انجام برسانید.
خودتان را تحت فشار بگذارید
تصور کنید که یک ماه دیگر باید شهر را ترک کنید. طوری کار کنید که گویا مجبور هستید قبل از ترک شهر تمام کارهای اصلیتان را به اتمام برسانید.
قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهمترین و ضروریترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.
خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
خودتان مشوق خودتان باشید. در هر شرایط یا موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راهحل بگردید. همواره فردی خوشبین و سازنده باشید.
روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
هیچکس نمیتواند همه کارها را انجام دهد. بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی از کارهایی که از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار هستند تنبلی کنید. با این کار خواهید توانست وقت کافی برای معدود کارهایی که واقعاً مهم هستند ایجاد کنید.
اول سختترین کار را انجام دهید
روزتان را با سختترین کار آغاز کنید، کاری که میتواند بزرگترین تأثیر را بر خودتان و حرفهتان بگذارد، و تا وقتی که آن را تمام نکردهاید دست از کار نکشید.
کار را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید
کارهای بزرگ و پیچیده را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.
وقت بیشتری ایجاد کنید
برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانیمدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.
سرعت انجام کار را افزایش دهید
عادت کنید که کارهای اصلی خود را سریعتر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را سریع و دقیق انجام میدهد مشهور شوید.
هر بار یک کار مهم انجام دهید
کارهای ضروریتان را دقیقاً مشخص کنید. سریعاً کار را شروع کنید و بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پیش بروید. این رمز واقعی افزایش کارایی و بهرهوری فردی است.
اراده کنید که هر روز این اصول را تمرین کنید تا جزئی از عادتهای شما شوند. با ایجاد این عادتهای مدیریت فردی و تبدیل آنها به بخشی از ویژگیهای شخصیت خود آیندهتان را تضمین کنید.
فقط کافی است این کار را بکنید:
قورباغه را قورت بدهید!
درباره نویسنده
برایان تریسی یک سخنران، مربی و مشاور حرفهای و مدیر شرکت بینالمللی برایان تریسی Brian Tracy International ) ) است که یک کمپانی آموزشی – مشاورهای در سولاتابیچ کالیفرنیاست. در ضمن او یک میلیونر خودساخته است.
برایان آموزشهای خود را از راهی دشوار فراگرفته است. وی تحصیل خود را در دبیرستان نیمهتمام رها کرد و سالها به کارهای یدی مانند شستن ظرف، حمل الوار، حفر چاه، کارگری در کارخانهها و جا به جا کردن بستههای کاه در مزارع و دامداریها اشتغال داشت.
تقریباً 25 ساله بود که فروشندگی را آغاز کرد و در دنیای تجارت شروع به بالا رفتن از نردبان ترقی کرد. سالها با مطالعه و بهکارگیری هر ایده، روش و تکنیک مفیدی که پیدا میکرد راه پیشرفت خود را میگشود تا اینکه سرانجام مدیر اجرایی شرکتی شد که سالانه 265 میلیون دلار سوددهی داشت.
پس از سی سالگی بود که در دانشگاه آلبرتا ثبت نام کرد و پس از اخذ درجه کارشناسی بازهم به تحصیل ادامه داد تا مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت از دانشگاه کلمبیا پاسیفیک دریافت کرد.
وی در طی سالیان متمادی در 22 کمپانی تجاری و صنعتی کار کرده است. از سال 1981 شروع به آموزش اصول موفقیت خود از طریق سخنرانیها و سمینارها در سطح کشور کرده است و تا کنون کتابها و نوارهای صوتی و تصویری او به 21 زبان ترجمه شده است و در 36 کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
برایان بر این نکته تأکید دارد که هر انسان معمولی استعدادهای شکوفا نشدهی فراوانی دارد. او معتقد است که هر کسی میتواند بسیار سریعتر به سوی هدفهای خود پیش برود اگر روشها، تکنیکها و استراتژیهای کلیدی مورد استفاده افراد موفقی که قبلاً راه موردنظر را رفتهاند یاد بگیرید و بهکار ببندد.
برایان از زمانی که سخنرانیهای تخصصی خود را شروع کرده است تا کنون بیش از دو میلیون نفر را در 23 کشور بهطور حضوری در ایدههای خود سهیم کرده است. بیش از 500 شرکت و مؤسسه از خدمات مشاورهای و آموزشی او بهره بردهاند. او تمام اصولی را که در این کتاب ذکر شده است شخصاً تجربه کرده و در زندگی بهکار میگیرد. او هم خودش و هم هزاران نفر دیگر را از تنگدستی و ناکامی به ثروت و موفقیت رسانده است.برایان تریسی خود را یک « سخنران گزینشگر » میخواند. او خود را نه یک پژوهشگر آکادمیک بلکه یک ترکیب کننده اطلاعات میداند. وی هر ساله وقت زیادی را صرف مطالعهی مجموعهی وسیع و متنوعی از روزنامهها، مجلهها، کتابها و مواد گوناگون دیگر میکند. علاوه بر این، ساعات زیادی را صرف شنیدن نوارها، شرکت در سمینارهای متعدد و تماشای فیلمهای آموزشی در مورد موضوعات مورد علاقهی خود میکند. اطلاعات جمعآوری شده از رادیو، تلویزیون و سایر رسانهها نیز مطالبی به دانش او میافزاید.برایان اطلاعاتی را که از تجربیات دیگران حاصل شده است در خود جذب میکند و با تجربیات شخصی خودش در هم میآمیزد. وی صاحب چندین اثر بسیار پرفروش در زمینه موفقیت در زندگی شخصی و حرفهایست.برایان ازدواج موفقی داشته و دارای چهار فرزند است. او در ساندیاگو در خانه بزرگی که چمنزار بسیار وسیعی دارد زندگی میکند. سالانه بیش از 100 بار برای ایراد سخنرانی سفر میکند و با 17 کشور مختلف مراودات تجاری دارد. وی یکی از معتبرترین مراجع صاحبنظر جهان در زمینه موفقیت و پیشرفت است.