قورباغه را قورت بده

21 روش عالي غلبه بر تنبلي و ا نجام بيشترين كار در كمترين زمان

نویسنده: برايان تريسي

 

 

 

 

 

پیشگفتار مترجمين

 

بهتر است صادقانه اعتراف كنيم كه در وهله‌ی نخست عنوان جذاب كتاب باعث شد كه آن را انتخاب و تهيه كنيم. اما وقتي شروع به خواندن اين كتاب كرديم مطالب آن را بسيار جذاب‌تر از عنوان آن يافتيم. باور كردن اين حرف ‌كه « خواندن اين كتاب زندگي ما را از اين رو به آن رو كرد » براي كساني كه كتاب را بخوانند و به دستورالعمل‌هاي آن واقعاً عمل كنند بسيار آسان خواهد بود. وقتي ليست‌هايي را كه نويسنده گفته بود نوشتيم و مطابق برنامه زمانبندي شده‌اي كه روش تهيه‌ي آن در كتاب توصيف شده است شروع به كار كرديم بزودي متوجه شديم كه داريم كارهاي بسيار مهم‌تري را در مدت زمان بسيار كمتري به انجام مي‌رسانيم.

در نتيجه خرسندی و رضايتي كه به خاطر احساس پيشرفت و موفقيت در زندگي خصوصي و شغلي خود پيدا كرديم با انگيزه بيشتري به كار ادامه داديم و روش كار خود را طبق اصول و روشي كه از همين كتاب ياد گرفته بوديم مرتباً تصحيح و تكميل كرديم. به اين ترتيب كارآيي ما باز هم بيشتر شد و در نتيجه به طور طبيعي در چرخه پيشرفت و موفقيت فزاينده قرار گرفتيم. درآمد ما بدون اغراق چند برابر شد، روابط فردي و اجتماعي ما بهبود پيدا كرد و توانستيم افق‌هاي جديدي را در زمينه‌هاي شغلي، تحصيلي و معنوي پيش روي خود باز كنيم.

جزئيات مربوط به پيشرفت‌ها و موفقيت‌هاي ناشي از به كارگيري روش‌هايي كه اين كتاب آموزش مي‌دهد براي هر كسي بسته به اهدافي كه براي خود برمي‌گزيند مي‌تواند متفاوت باشد به همين دليل فكر مي‌كنيم كه در اين پيشگفتار نبايد به ذكر جزئيات بپردازيم. تنها بايد بگوييم با نتايج ارزشمندي كه از مطالعه اين كتاب بدست آورديم، لازم دانستيم كه اين اثر فوق‌العاده را در اختيار ديگران هم بگذاريم.

 

پيشگفتار نويسنده

 از اينكه اين كتاب را در دست گرفته‌ايد متشكرم. اميدوارم ايده‌هايي كه در اين كتاب مطرح مي‌شود همانطور كه توانسته است به من و هزاران نفر ديگر كمك كند، براي شما نيز مفيد باشد. در واقع اميدوارم كه اين كتاب بتواند زندگي شما را براي هميشه دگرگون كند.

شما هيچ‌وقت براي انجام تمام كارهايي كه بايد انجام بدهيد فرصت كافي نداريد. شما به معناي واقعي كلمه در انبوه كارها، مسئوليت‌هاي فردي، پروژه‌ها، روزنامه‌ها و مجله‌هاي زيادي كه بايد بخوانيد و كتاب‌هايي كه روي هم انبار شده‌اند تا يك روز، به محض اينكه فرصتش را پيدا كرديد به سراغ آنها برويد، غرق شده‌ايد.

اما واقعيت اين است كه هيچ‌وقت نمي‌توانيد عقب افتادگي خود را جبران كنيد و از كارهايتان جلو بيافتيد. شما هرگز نمي‌توانيد آنقدر از كارها پيشي بگيريد كه بتوانيد تمام آن كتاب‌ها و نشريه‌ها را بخوانيد و نيز به تفريحاتي كه هميشه آرزويش را داشته‌ايد بپردازيد.

در ضمن اين فكر را كه مي‌توانيد با بالا بردن بهره‌وري خود مشكلاتي را كه در زمينه‌ي مديريت زمان داريد حل كنيد، از ذهنتان بيرون كنيد. هر قدر هم كه بر تكنيك‌هاي بهره‌وري فردي مسلط باشيد هميشه بيش از آن كار داريد كه بتوانيد در مدت زماني كه دراختيار داريد، صرفنظر از اينكه چقدر وقت داريد، به همه اين كارها برسيد.

 

شما فقط به يك طريق مي‌توانيد وقت و زندگي خود را تحت كنترل درآوريد و آن هم تغيير دادن روش فكركردن، كاركردن و  نحوه روبرو شدن با سيل بي‌پايان كارهايي است كه هر روز بر سرتان مي‌ريزد. ميزان تحت كنترل درآوردن كارها و فعاليت‌هايتان بستگي دارد به اينكه تا چه حد بتوانيد انجام بعضي از كارها را متوقف كنيد و به جاي آن وقت بيشتري را صرف فعاليت‌هاي كمتري كنيد كه واقعاً مي‌توانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند.

من بيش از سي سال است كه به مطالعه‌ي مديريت زمان مشغول هستم و عميقاً كارهاي كساني را كه در اين زمينه تخصص دارند، مانند پيتر دروكِر، آلكس مك كِتري، آلن لِي كيِن، استفن كاوي و بسيار بسيار افراد ديگر را مطالعه كرده‌ام. صدها كتاب و هزاران مقاله در زمينه اثر بخشي و كارآيي فردي خوانده‌ام و اين كتاب نتيجه آنهاست.

هر وقت با ايده‌ي خوبي مواجه شده‌ام آن را در زندگي خصوصي و شغلي خودم امتحان كرده‌ام و اگر نتيجه بخش بوده است آن را در گفته‌ها و سمينارهايم مورد استفاده قرار داده و به ديگران آموزش داده‌ام.

گاليله مي‌گويد: « شما نمي‌توانيد به يك نفر چيزي را كه خودش از قبل نمي‌داند ياد بدهيد، فقط مي‌توانيد او را از آنچه مي‌داند با خبر كنيد. »

مطالبي كه در اين كتاب مطرح مي‌شود بسته به ميزان دانش و تجربه شما برايتان آشنا به نظر خواهد رسيد. اين كتاب مطالب مورد نظر را به سطح بالاتري از آگاهي شما منتقل خواهد كرد. با ياد گرفتن اين روش‌ها و تكنيك‌ها و به كارگيري مداوم آنها تا جايي كه تبديل به عادت شوند مي‌توانيد جريان زندگي خود را به نحوي بسيار مثبت تغيير دهيد.

 

 حكايت خودم:

 

اجازه بدهيد مختصري راجع به خودم و دلايل بوجود آمدن اين كتاب برايتان بگويم. من در آغاز زندگي بــه جز داشتن يك ذهـن كنجكـاو از مـزاياي چنداني بهره‌منـد نبـودم. در مـدرسه درس نمي‌خواندم و شاگرد ضعيفي بودم و دست آخر هم ترك تحصيل كردم. سال‌ها به كارهاي سخت يدي مشغول بودم و آينده‌ي اميد بخشي را در پيش روي خود نمي‌ديدم.

در جواني در يك كشتي باربري كاري پيدا كردم و رفتم تا دنيا را ببينم. به مدت هشت سال سفر كردم، كار كردم و باز هم سفر كردم تا اينكه، در نهايت بيش از هشتاد كشور دنيا را در پنج قاره جهان ديدم.

وقتي ديگر نتوانستم كار يَدي پيدا كنم به سراغ فروشندگي رفتم. از اين خانه به آن خانه مي‌رفتم و با درصد معيني كه از فروش كالاها نصيبم مي‌شد گذران زندگي مي‌كردم. مدت‌ها درگير فروش اجناس مختلف بودم تا اينكه يك روز به اطرافم نگاه كردم و از خودم پرسيدم: « چطور است كه ديگران از من موفق‌ترند؟ »

 

آن وقت دست به كار ديگري زدم كه زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسيدم كه چطور كار مي‌كنند. آنها به من گفتند كه چه كار مي‌كنند و من هم به نصيحت‌هايشان عمل كردم و فروشم بالا رفت. در نهايت آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان استراتژي استفاده كردم تا ياد گرفتم كساني كه در كار مديريت فروش موفق هستند چه كار مي‌كنند و آنوقت خودم هم همان كارها را انجام دادم.

 

 

اين جريان يادگيري و به كارگيري آنچه ياد مي‌گرفتم زندگي مرا دگرگون كرد. هوز هم مبهوت هستم كه اين كار چقدر ساده و بديهي است. فقط كافي است ياد بگيري كه افراد موفق چه كار مي‌كنند و آنوقت خودت هم همان كارها را بكني تا به همان نتايج برسي. واقعاً چه ايده‌ي جالبي است.

مطلب خيلي ساده است. بعضي از افراد بهتر از ديگران عمل مي‌كنند، چون كارهاي بخصوصي را به روش متفاوتي انجام مي‌دهند. در واقع كارهاي درست را با روش درست انجام مي‌دهند، بخصوص اينكه اين افراد از وقت‌شان به نحوي بسيار بسيار بهتر از يك فرد عادي استفاده مي‌كنند.

به خاطر تجربيات ناموفقي كه در زندگي داشتم يك نوع احساس ضعف و عدم كارآيي در من شكـل گـرفته بـود. در ايـن مخمصه ذهني گـرفتار شده كه فكـر مي‌كردم كساني كه بهتر از مـن عمل مي‌كنند واقعاً بهتر از من هستند. آنچه ياد گرفتم اين بود كه اين فكر ضرورتاً درست نيست. آنها فقط كارها را با روش ديگري انجام مي‌دادند و از نظر منطقي آنچه را آنها ياد گرفته بودند من نيز توانستم ياد بگيرم.

اين براي من در حكم يك مكاشفه بود و من از اين كشف، هم مبهوت بودم و هم هيجان زده. هنوز هم هستم.

دريافتم كه مي‌توانم زندگي خودم را تغيير دهم و مي‌توانم تقريباً به هر هدفي كـه براي خودم تعيين كنم برسم به شرط آنكه ببينم كساني كه در آن زمينه موفق هستند چه مي‌كـنند و سپـس خـودم همان كارها را انجـام دهم تا نهايتاً به همان نتايجي كه آنها به دست آورده‌اند برسم.

ظرف مدت يكسال پس از شروع كارم در زمينه فروش تبديل به يك فروشنده طراز اول شدم. يك سال پس از آنكه وارد حوزه مديريت شدم توانستم تبديل به مدير عاملي شوم كه نود و پنج نفر نماينده فروش در شش كشور دنيا زير دستش كار مي‌كردند. در آن زمان بيست و پنج سال داشتم.

در طي سال‌ها در بيست و دو حرفه‌ي مختلف كار كردم، چندين شركت را تأسيس و راه‌اندازي كردم و از يك دانشگاه معتبر در رشته‌ي مديريت بازرگاني مدرك گرفتم. همچنين توانستم زبان‌هاي فرانسه، آلماني و اسپانيايي را ياد بگيرم و به عنوان سخنران، مربي و مشاور با بيش از 500 كمپاني همكاري كنم. در حال حاضر سالانه براي بيش از 300000 نفر سخنراني مي‌كنم و سمينارهايي برگزار مي‌كنم كه بيش از 20000 نفر شركت كننده دارند.

در طول سوابق حرفه‌اي خود يك حقيقت ساده را در يافته‌ام. كليد دستيابي به موفقيت بزرگ، پيروزي، احترام، مقام و خوشبختي در زندگي اين است كه بتواني ذهنت را تمام و كمال روي مهمترين كـار يا هدفي كه داري متمركز كني، آن را درست انجام‌دهي و تا آن را به اتمام نرسانده‌اي دست از كار نكشي. همين بينش كليدي است كه قلب و روح اين كتاب را تشكيل مي‌دهد.

اين كتاب براي اين نوشته شده است كه به شما نشان بدهد چطور در كارهايتان سريع‌تر پيش برويد. روش‌هايي كه در زير مي‌خوانيد شامل بيست و يك اصل است كه در مجموع قدرتمندترين اصولي است كه تا كنون در زمينه كارآيي فردي كشف كرده‌ام.

 

 

 

 

 

روش‌ها، تكنيك‌ها و استراتژي‌هايي كه ارائه مي‌شوند كاربردي، اثبات شده و سريع‌العمل هستند. براي صرفه‌جويي در وقت از توضيحات گوناگون روانشناختي و عاطفي در مورد تنبلي و ضعف در مديريت زمان خودداري شده است. در اينجا از مقدمه‌چيني‌هاي طولاني در مورد مباحث نظري و اصول و روش تحقيق، خبري نيست. آنچه در اينجا مي‌آموزيد اعمال مشخصي است كه مي‌توانيد آنها را بلافاصله به كار بگيريد تا در كار خود به نتايج بهتر و سريع‌تر دست پيدا كنيد.

هر ايده‌اي كه در اين كتاب عنوان مي‌شود روي بالابردن سطح كلي بهره‌وري، عملكرد و بازده كاري شما متمركز شده است تا ارزش و اعتبار شما را در هر كاري كه مي‌كنيد بيشتر كند. شما مي‌توانيد بسياري از اين ايده‌ها را در زندگي خصوصي خود نيز به كار بگيريد. هر كدام از اين روش‌ها و تكنيك‌هاي بيست و يك گانه به خودي خود كامل بوده و همگي ضروري هستند. يك استراتژي ممكن است در موفقيت در يك كار مؤثر باشد و يك استراتژي ديگر را مي‌توان براي كار ديگري استفاده كرد.

 روي هم رفته اين ايـده‌هاي بيست و يك گانه در مورد كارآيي فـردي مثل غذاهاي آماده‌اي هستند كـه مي‌توان آنها را در هـر زمان و به ترتيب اهميتي كـه در شـرايط كنوني براي ما دارد به طـور دلخواه مـورد استفاده قرار‌ داد.

كليد موفقيت عمل كـردن است. ايـن اصول براي رسيدن بـه پيشرفت‌ها و نتايج سريع و قابل پيش‌بيني نتيجه‌بخش هستند. هر چقدر سريع‌تر آنها را ياد بگيريد و به كار ببنديد مسلماً در حرفه خود سريع‌تر پيشرفت خواهيد كرد.

 

 

هيچ مـحدوديتي در مـورد آنچـه مـي‌تـوانيـد انجـام بـدهيد وجـود نـخواهـد داشـت بـه شـرطي كــه يــاد بـگيريـد چـطور؛

« قورباغه را قورت بدهيد »

برايان تريسي                                                                       سولانابيچ، كاليفرنيا

 

مقـدمـه                     قـوربـاغـه را قـورت بـده!

عصر حاضر براي زندگي كردن دوران فوق‌العاده‌اي است. در هیچ زمانی تا اين حد امكانات و فرصت‌هاي گوناگون براي دست‌يابي به بيش‌ترين اهداف وجود نداشته است. چرا كه شايد در هيچ دوراني از تاريخ بشر به اين اندازه انتخاب‌‌هاي گوناگون در پيش روي انسان نبوده است. در واقع آنقدر كارهاي خوب و جالب براي انجام دادن وجود دارد كه شايد بتوان گفت توانايي تصميم‌گيري و انتخاب از ميان آنها عامل تعيين كننده‌ی موفقيت شما در زندگي است.

اگر شما هم مثل بيشتر مردم اين دوره و زمانه باشيد حتماً با زيادي كارها و كمي وقت مواجه هستید. در حالي‌كه با انجام امور موجود دست به گريبانيد كارها و وظايف جديد به طور سيلآسا به سوي شما هجوم مي‌آورند.

 

 به همين دليل است كه هرگز نمي‌توانيد تمام كارهايتان را انجام بدهيد. شما هيچ وقت نمي‌توانيد از كارها پيشي بگيريد و هميشه در مورد بعضي از كارها و يا شايد در مورد بيشتر كارها از برنامه عقب مي‌افتيد.

با اين اوصاف در اين زمان و شايد بيش از هر زمان ديگر در گذشته توانايي شما در تعيين مهم‌ترين كار‌هايي كه بايد شروع كرده و سريعاً به اتمام برسانيد به احتمال زياد بيش از هر توانايي يا مهارت ديگري در موفقيت شما نقش خواهد داشت.

يك انسان واقعي اگر بتواند اين عادت را در خود ايجاد كند كه كارهاي خود را به طور واضح اولويت‌بندي كند و كارهاي مهم را سريعاً انجام دهد، مي‌تواند از يك نابغه كه زياد حرف مي‌زند و نقشه‌هاي عالي مي‌كشد اما كم‌تر كاري را به انجام مي‌رساند پيشي بگيرد.

از قديم گفته‌اند اگر اولين كاري كه بايد هر روز صبح انجام بدهی اين باشد كه قورباغه‌ي زنده‌اي را قورت بدهي در بقيه روز خيالت راحت خواهد بود كه سخت‌ترين و بدترین اتفاقی را كـه ممکن است در تمام روز برايت پيش بيايد پشت سر گذاشته‌اي.

قورباغه شما در واقع بزرگ‌ترين و مهم‌ترين كاري است كه بايد انجام بدهيد. همان كاري كه اگر الان فكري به حالش نكنيد به احتمال زياد همين طور براي انجام آن تنبلی خواهيد كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كاري است كه انجام آن در حال حاضر مي‌تواند بيش‌ترين تأثیر را در زندگي شما بگذارد.

قديمي‌ها همچنين گفته‌اند:

« اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوري اول آن يكي را كه زشت‌تر است بخور! »

منظور اين است كه اگر دو كار مهم را پيش رو داريد اول كاري را كه بزرگ‌تر و سخت‌تر و مهم‌تر است انجام بدهيد. خود را موظف كنيد كه بلافاصله دست بكار شويد و آنقدر مداومت به خرج دهيد تا كار را به اتمام برسانيد پيش از آنكه دست به انجام كار ديگري بزنيد.

 به اين كار مثل يك « امتحان » فكر كنيد و با آن مثل يك مبارزه فردي روبرو شويد. در برابر اين وسوسه كه اول كـارهاي آسان‌تر را انجام دهید مقاومت كنيد.     

مدام به خودتان يادآوري كنيد كه مهم‌ترين تصمیمی كـه هر روز مي‌گيريد اين است كه اول چه كاري را انجام بدهید و بعد از آن به چه كاري مشغول بشويد، البته اگر كار اول را به انجام برسانيد.

حرف آخر اين است:

« اگر بايد قورباغه زنده‌اي را بخوري هيچ فايده‌اي ندارد كه مدت زيادي بنشيني و به آن نگاه كني. »

كليد رسيدن به سطوح بالاي كارايي و بهره‌وري اين است كه اين عادت را براي هميشه در خود ايجاد كنيد كه هر روز صبح ابتدا به سر وقت مهم‌ترين كار خود برويد. بايد در زندگي اين عادت را در خود ايجاد كنيد كه هر روز قبل از هر كاري اول قورباغه خود را قورت بدهيد بدون آنکه وقت زيادي را صرف فكر كردن درباره اين كار بكنيد.بـا مـطالعه و بـررسي هـر چـه بيشتر در مــورد مـردان و زنـان كـه درآمد بيشتري داشته و سريع‌تـر پیشرفت كرده‌اند ويژگـي « عمل گرايي » به عنوان بارزترين و پايدارترين رفتاري كه آنها در هر كاري از خود نشان مي‌دهند خودنمايي مـي‌كند. افـراد موفق و مؤثر كـساني هستند كـه مستقيماً به سراغ كارهاي اصلي خود مي‌روند و خود را موظف مي‌كنند تا آنها را به اتمام برسانند.

 

 

در دنياي ما، و به خصوص در دنياي شغلي ما، افراد براي رسيدن به نتايج معين و قابل اندازه‌گيري دستمزد مي‌گيرند و ارتقاء مقام  پيدا مي‌كنند. شما براي انجام خدمات ارزشمند و به ويژه خدماتي كه از شما خواسته مي‌شود پول مي‌گيريد.

« شكست در عمل » يكي از مهم‌ترين مشكلاتي است كه امروزه در سازمان‌ها به چشم مي‌خورد. بسياري از مردم مَشغَله را با موفقيت اشتباه مي‌گيرند. اين قبيل افراد مدام حرف مي‌زنند، مرتب جلسه تشكيل مي‌دهند و برنامه‌هاي فوق‌العاده‌اي را طرح‌ريزي مي‌كنند، اما در نهايت كارمفيدي انجام نمي‌دهند و به نتايج مطلوب دست پيدا نمي‌كنند.

حداقل 95 درصد موفقيت شما در زندگي و كار بستگي به عادت‌هاي مختلفي دارد كه به مرور زمان كسب مي‌كنيد، عادت تعيين اولويت‌ها، غلبه بر تنبلي و مداومت در انجام امور، مهم‌ترين وظايف يك مهارت ذهني و جسمي است. پس مي‌توانيد اين عادت را از طريق تمرين و تكرار پي در پي ياد بگيريد و آنقدر به آن ادامه دهيد تا در ذهن ناخودآگاه شما نقش ببندد و به جزء جدانشدني رفتار شما تبديل شود. زماني كه اين رفتار تبديل به عادت شود انجام آن به‌آساني و به‌طور خودكار صورت مي‌گيرد.

شما از نظر ذهنی و عاطفی طوری طرح‌ريزي شده‌ايد كه موفقيت در انجام كارها به شما احساس خوب و مثبتی مي‌دهد، شما را خوشحال مي‌كند و در شما احساس پیروزی ايجاد مي‌كند.

هر وقت از عهده كاري، چه كوچك و چه بزرگ، برمي‌آييد موجي از انرژی، شور و شوق و اعتماد به نفس را در خود احساس مي‌كنيد. هر چقدر اين كار مهم‌تر باشد در وجود خود و دنياي پيرامون‌تان شادی، اعتماد به نفس و قدرت بيشتري احساس مي‌كنيد.

يكي از به اصطلاح بزرگ‌ترين رازهاي موفقيت اين است كه شما واقعاً مي‌توانيد در خودتان يك « اعتماد مثبت » نسبت به لذتی ايجاد كنيد كه از اطمینان، اعتماد و قابليت حاصل از موفقيت ناشی مي‌شود. وقتي اين اعتیاد را در خود ايجاد كرديد آنوقت بدون آن‌كه حتی درباره آن فكر كنيد زندگي خود را به نحوی سرو سامان خواهيد داد كه مدام كارها و پروژه‌هاي بزرگ‌تري را آغاز كنيد و به انجام برسانيد.

يكي از راه‌هاي رسيدن به يك زندگي عالي، موفقيت شغلی و رضايت كامل از خود، اين است كه عادت شروع كردن كارها‌ي مهم و تمام كردن آنها را در خود ايجاد كنيد. وقتي به اين مرحله برسيد اين عادت چنان نيرومند مي‌شود كه به پايان رساندن كارهاي مهم را آسان‌تر از رها‌كردن آنها خواهيد يافت.

شايد اين لطيفه را شنيده باشيد كه مردي در يكي از خيابان‌هاي نيويورك از موسيقيداني مي‌پرسد كه چطور مي‌تواند به تالار كارنگي برسد و موسيقي‌دان جواب مي‌دهد: « با تمرين آقا، با تمرين »تمرين، كليد تسلط بر هر مهارتي است. خوشبختانه ذهن شما مثل يك ماهيچه عمل مي‌كند. هر چقدر بيشتر آن را به‌كار بگيريد قوي‌تر مي‌شود و قابليت بيشتري پيدا مي‌كند. با تمرين مي‌توانيد هر رفتار يا مهارتي را كه دوست داريد يا ضروری مي‌دانيد در خودتان بپرورانيد.

براي ايجاد عادت توجه و تمركز بر روي مهم‌ترين كارها به سه ويژگي اساسي نياز داريد كه هر سه را مي‌توان ياد گرفت. اين سه ويژگي، تصميمگيري، انضباط و اراده هستند.

اول بايد تصميم بگيريد كه عادت به انجام رساندن كارها را در خود بپرورانيد. دوم بايد خودتان را منضبط كنيد تا اصول لازم براي ايجاد اين عادت را آنقدر تمرین كنيد تا بر آنها تسلط پيدا كنيد.

 

و در آخر بايد هر كاري را كه بر اساس اين اصول انجام مي‌دهيد با استفاده از نيروي اراده تقويت كنيد تا اينكه اين عادت ثبات پيدا كند و به جزء جدانشدني شخصيت شما بدل شود.

براي اينكه روند پيشرفت خود را به سوي شخصيت مثمر ثمر، مؤثر و كارآمدي كه مي‌خواهيد باشيد سرعت بدهيد يك روش ويژه وجود دارد. بايد مدام به فوايد و مزاياي اهل عمل بودن، سريع كار كردن و تمركز داشتن فكر كنيد. خود را همان فردي تصور كنيد كه كارهاي مهم را به سرعت، به خوبي و بطور مداوم انجام مي‌دهد.

تصوير ذهني كه از خودتان داريد تأثير شگرفي بر رفتار شما دارد. خود را به صورت فردي كه مي‌خواهيد در آينده باشيد مجسم كنيد. تصوير شما از خودتان يا به عبارت ديگر اينكه خود را از درون چگونه مي‌بينيد تا حد زيادي نحوه عملكرد شما را در جهان بيرون تعيين مي‌كند. جيم كَتكارت كه يك سخنران حرفه‌اي است مي‌گويد: « شما تبديل به هماني مي‌شويد كه تجسم مي‌كنيد. »

توانايي شما براي يادگيري و پروراندن مهارت‌ها، عادت‌ها، و قابليت‌هاي جديد عملاً نامحدود است. وقتي از طريق تمرين و تكرار خودتان را تربيت مي‌كنيد تا بر تنبلي غلبه كنيد و كارهاي مهم خود را به سرعت انجام دهيد، در جاده زندگي و كار وارد خط سرعت مي‌شويد و درست مثل اين است كه پايتان را روي پدال گاز فشار بدهيد.

پس قورباغه را قورت بده!

 

 

 

 

 

 

1

سفره را بچينيد

  براي موفقيت يك ويژگي هست كه فرد بايد آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. به بيان ديگر، فرد بايد بداند كه چه مي‌خواهد و شديداً خواستار بدست آوردن آن باشد.

ناپلئون هيل

--------------------------------------------------------------------------------

قبل ازآنكه بتوانيد « قورباغه » خود را مشخص كنيد و دست به كار خوردن آن شويد بايد ابتدا دقيقاً معين كنيد كه در هر حوزه از زندگي‌تان به چه چيزي مي‌خواهيد برسيد. در بالا بردن كارايي فردي مهم‌ترين اصل روشن بودن هدف است. اولين دليل اينكه چرا بعضي از مردم مي‌توانند كارها را سريع‌تر انجام دهند اين است كه هدف‌ها و برنامه‌هاي كاملاً روشني دارند و از آنها فاصله نمي‌گيرند.

هر چه برايتان روشن‌تر باشد كه چه مي‌خواهيد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكنيد، آسان‌تر مي‌توانيد بر تنبلي غلبه كنيد، راحت‌تر قورباغه‌تان را مي‌خوريد و سريع‌تر كارها را به اتمام مي‌رسانيد.

روشن نبودن هدف، سرگرمي و پريشان فكري در مورد اينكه چه كاري را بايد انجام بدهيد و به چه دليل و به چه صورتي بايد آن را انجام بدهيد يكي از دلايل اصلي تنبلي و نداشتن انگيزه است. براي نجات پيدا كردن از اين شرايط معمول بايد تمام نيروهاي خود را به كار بگيريد و براي هر كاري كه انجام مي‌دهيد هدف روشن و مشخصي را تعيين كنيد.

 Ã      يك روش عالي براي موفقيت در كار اين است: افكارتان را روي كاغذ بياوريد.

فقط سه در صد از مردم هدف‌هاي مشخصي دارند و آنها را روي كاغذ مي‌آورند. اين افراد در مقايسه با افرادي كه از نظر ميزان تحصيلات و توانايي برابر و يا بهتر از آنها هستند اما به هر دليلي هرگز وقت خود را صرف روي كاغذ آوردن هدف‌هاي خود نكرده‌اند پنج تا ده برابر بيشتر كارايي دارند.

شما ميتوانيد تا آخر عمر از يك روش مؤثر براي مشخص كردن و رسيدن به هدف‌هايتان استفاده كنيد. اين روش هفت مرحله ساده دارد. با رسيدن به هركدام از اين هفت مرحله مي‌توانيد كارايي خود را دو تا سه برابر كنيد. بسياري از افرادي كه دوره‌هاي آموزشي مرا به اتمام رسانده‌اند با استفاده از اين روش ساده هفت مرحله‌اي توانسته‌اند درآمد خود را ظرف چند سال و حتي چند ماه به طور چشم‌گيري افزايش دهند.

مرحله شماره 1: مشخص كنيد كه دقيقاً چه مي‌خواهيد. به تنهايي يا با رئيس‌تان بنشينيد و آنقدر در مورد هدف‌ها و برنامه‌هايتان بحث كنيد تا كاملاً برايتان روشن شود كه رئيس‌تان از شما انتظار دارد چه كارهايي را انجام دهيد و ترتيب انجام آنها به چه صورتي باشد. تعجب‌آور است كه افراد زيادي مدت‌ها مشغول انجام وظايف و كارهاي بيهوده هستند چون هرگز تصميم نگرفته‌اند كه با رئيس خود در مورد چنين موضوع مهمي به بحث بنشينند.

قانون: يكي از بدترين راه‌هاي استفاده از وقت آن است كه كاري را كه به هيچ وجه لازم نيست به بهترين وجه انجام دهيم.

 

 

استفن كاوي مي‌گويد: « پيش از آنكه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع كنيد، ابتدا مطمئن شويد كه نردبان را به ساختمان مناسب تكيه داده‌ايد. »

مرحله شماره 2: هدف خود را روي كاغذ بياوريد. وقتي هدفتان را مي‌نويسيد، آن را شفاف و قابل لمس مي‌كنيد. با اين كار چيزي خلق مي‌كنيد كه قابل لمس و ديدن است. به بيان ديگر هدفي كه روي كاغذ نيامده است فقط يك آرزو يا رؤياست و هيچ انرژي در پشت آن نيست. هدف‌هاي نوشته نشده منجر به سردرگمي، ابهام، گمراهي و اشتباهات بسيار مي‌شوند.

مرحله شماره 3: براي هدف خود مهلت تعيين كنيد. براي يك هدف يا تصميم بدون مهلت مشخص هيچ فوريتي وجودندارد. چنين هدفي فاقد يك آغاز يا پايان واقعي است. اين كه محول كردن يا پذيرش كارها و مسئوليت‌ها فاقد مهلتي معين براي انجام باشد طبيعتاً باعث مي‌شود كه كارها را به تعويق بيندازد و بخش ناچيزي از آنها را انجام دهيد.

مرحله شماره 4: از تمام كارهايي كه فكر مي‌كنيد بايد براي رسيدن به هدف‌تان انجام بدهيد فهرستي تهيه كنيد. هر بار چيز جديدي به ذهنتان رسيد آن را به ليست فعاليت‌ها اضافه كنيد. اين كار را تا كامل كردن ليست ادامه دهيد. اين فهرست به شما تصوير قابل مشاهده‌اي از وظيفه يا هدف اصلي ونيز راهي كه بتوان در آن بي‌وقفه به كار ادامه داد ارائه و احتمال رسيدن به هدف را به طور چشم‌گيري افزايش مي‌دهد.

مرحله شماره 5:  فهرست را به يك برنامه تبديل كنيد. كارهايي را كه به صورت ليست در آورده‌ايد اولويت بندي كنيد. مشخص كنيد كه چه كاري بايد قبل از همه و چه كاري بعد انجام شود. حتي اگر مي‌خواهيد برنامه خود را قابل مشاهده‌تر كنيد كارها را به ترتيب اولويت در داخل مستطيل‌ها يا دايره‌ها بنويسيد. خواهيد ديد وقتي با اين كار هدف خود را به وظايف يا كارهاي كوچك‌تر تقسيم مي‌كنيد تا چه اندازه رسيدن به هدف برايتان آسان‌تر مي‌شود.      

با داشتن يك هدف مكتوب و يك برنامه منظم و سازمان يافته كارايي و توانايي شما بسيار بيشتر از فردي خواهد بود كه هدف‌ها‌يش را در ذهنش نگه مي‌دارد و با خودش حمل مي‌كند.

مرحله شماره 6:  فوراً كار را بر اساس برنامه شروع كنيد. هر كاري كه مي‌خواهد باشد. برنامه متوسطي كه بسيار خوب اجرا شود بهتر از يك برنامه عالي است كه هيچ اقدامي در جهت اجراي آن انجام نشود. در راه رسيدن به هر موفقيتي اجراي برنامه از همه چيز مهم‌تر است.

مرحله شماره 7:  تصميم بگيريد كه هر روز براي آنكه قدمي به سوي هدف اصلي برداريد كاري انجام دهيد. اين كار يا فعاليت را در برنامه روزانه خود بگنجانيد. هر روز تعداد صفحات معيني در مورد موضوع مورد نظر خود مطاله كنيد، به سراغ تعداد مشخصي از مشتري برويد، مدت زمان معيني ورزش كنيد، از يك زبان خارجي تعداد مشخصي واژه‌هاي جديد ياد بگيريد. هرگز يك روز خود را بيهوده تلف نكنيد. حركت به جلو را ادامه دهيد. وقتي حركت را شروع كرديد به پيشروي ادامه دهيد. متوقف نشويد. همين استواري و ثبات قدم به تنهايي مي‌تواند شما را تبديل به يكي از فعال‌ترين و موفق‌ترين افراد نسل خود كند.

داشتن هدف‌هاي مكتوب تأثير بسيار خوبي روي قدرت تفكر شما دارد. به شما انگيزه‌ی كار و فعاليت مي‌دهد. قدرت خلاقيت شما را تقويت مي‌كند، انرژي بخش است و بيش از هر عامل مؤثر ديگري به شما كمك مي‌كند تا بر تنبلي خود پيروز شويد.

 

 

هدف‌ها سوخت و انرژي آتشدان موفقيت هستند. هر چه اين هدف‌ها بزرگتر و روشن‌تر باشد براي رسيدن به آنها مشتاق‌تر مي‌شويد. هر چه به هدف‌هایتان بيشتر فكر كنيد تمايل و اشتياق دروني شما براي دست‌يابي به آنها بيشتر مي‌شود. هر روز به هدف‌هايتان فكر كنيد و آنها را مرور نماييد. هر روز صبح فعاليت‌تان را با مهم‌ترين كار آغازكنيد. اين كار مي‌تواند شما را به مهمترين هدفي كه در حال حاضر داريد، برساند.

 

قورباغه را قورت بده !

 

همين الآن يك كاغذ برداريد و ده هدفي كه مي‌خواهيد در سال آينده به آنها برسيد ليست كنيد. اين هدف‌ها را به صورتي بنويسيد كه گويا يك سال گذشته است و آنها همگي به تحقق پيوسته‌اند. در نوشتن هدف‌هايتان از زمان حال و ضمير اول شخص استفاده كنيد، هدف‌ها بايد با صراحت و با قطعيت بيان شوند. با اين كار ذهن ناخود آگاه شـما بيدرنگ آنها را تأييد ميكند. براي مثـال مينويسيد: « من ... تومان در آمـد دارم. » يـا « وزن من ... كيلو گرم است. » و يـا « من سوار اتومبيل ... هستم. »

سپس ده هدفي را كه نوشته‌ايد مرور كنيد. از ميان آنها هدفي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن بيشترين تأثير را در زندگي شما مي‌گذارد. اين هدف هر چه كه هست آن را روي يك برگ كاغذ بنويسيد، براي رسيدن به آن مهلتي تعيين كنيد، برنامه‌ريزي كنيد طبق برنامه دست به كار شويد و هر روز براي دست‌يابي به هدف مورد نظر كاري انجام دهيد. همين تمرين به تنهايي مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند!

 

 

2

براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد

  

برنامه‌ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد.

آلِن لاكِين

--------------------------------------------------------------------------------

حتما‌ً اين سـؤال قديمي را شــنيده‌ايد: « چطـور يك فيل را مي‌خورند؟ » و البتـه جواب هم اين اســت: « لقمه لقمه! »

شما چطور درشت‌ترين قورباغه خود را مي‌خوريد؟ به همين ترتيب: اول آن را به فعاليت‌هاي معيني كه بايد قدم به قدم انجام شوند تقسيم مي‌كنيد و سپس با اولين‌شان شروع مي‌كنيد.

ذهن شما، يعني توانايي شما براي تفكر، برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري، قدرتمند‌ترين وسيله‌اي است كه براي غلبه بر تنبلي و افزايش بهره‌وري خود در اختيار داريد. توانايي شما در تعيين هدف، برنامه‌ريزي و انجام كار روند زندگي شما را مشخص مي‌كند. فكركردن و برنامه‌ريزي كردن به خودي خود توانايي‌هاي ذهني شما را شكوفا مي‌كند و انرژي‌هاي ذهني و جسمي شما را افزايش مي‌دهد.

بر عكس همان‌طور كه آلِكس مَك كِنزي ميگويد:

« وارد عمل شدن بدون برنامهريزي علت همه شكست‌هاست. »

 

قابليت شما در برنامه‌ريزي درست، قبل از شروع كار، معيار توانايي كلي شماست. هر چقدر برنامه شما بهتر باشد، آسان‌تر مي‌توانيد بر تنبلي غلبه كنيد، كار را شروع كنيد، قورباغه خود را قورت بدهيد و به پيشرفت خود ادامه دهيد.

يكي از اساسي‌ترين اهداف شما در كار بايد اين باشد كه در برابر نيروهاي جسمي، عاطفي و ذهني كه به كار مي‌گيريد بيشترين بازده ممكن را به دست آوريد. خبر خوبي كه برايتان دارم اين است كه در مقابل هر دقيقه وقتي كه صرف برنامه‌ريزي مي‌كنيد معادل ده دقيقه وقت در حين انجام كار صرفه‌جويي مي‌كنيد. برنامه‌ريزي كارهاي روزانه بيشتر از ده تا دوازده دقيقه از وقت شما را نمي‌گيرد ولي با اين سرمايه‌گذاري كوچك در زمينه وقت مي‌توانيد دست كم دو ساعت ( 100- 120دقيقه ) از وقتي را كه در طول روز تلف مي‌كنيد يا به انجام كارهاي طاقتفرسا مي‌گذاريد صرفه‌جويي كنيد.

شايد نام فرمول « شش P » را شنيده باشيد. اين فرمول ميگويد:

 » Proper Prior Planning Prevents Poor Performance. «

 « برنامهريزيِ قبليِ مناسب مانعِ عملكردِ ضعيف مي‌شود. »

 وقتي مي‌فهميد كه برنامه‌ريزي تا چه حد مي‌تواند در بالا بردن كارايي و عملكرد شما مفيد باشد تعجب مي‌كنيد كه پس چرا تعداد بسيار كمي از مردم براي كارها‌يشان برنامه‌ريزي مي‌كنند. ضمناً برنامه‌ريزي واقعاً كار بسيار ساده‌اي است. تنها چيزي كه براي اين كار لازم داريد يك صفحه كاغذ و يك خودكار است. اساس كار پيچيده‌ترين « پالم پايلوت » يا برنامه كامپيوتري كه موعد سررسيد اقساط را اعلام مي‌كند نيز همين است: بنشينيد و قبل از انجام هر كاري ليستي از كارهايي كه بايد انجام شود تهيه كنيد.

 

هميشه كارها را براساس ليست تهيه شده انجام دهيد. هنگامي كه كار جديدي پيش ميآيد قبل از آنكه دست به انجام آن بزنيد آن را به ليست اضافه كنيد. از همان اولين روزي كه انجام كارهاي خود را براي هميشه از ليست آغاز مي‌كنيد به ميزان كارايي و بازدهي شما 25 درصد يا بيشتر افزوده مي‌شود.

ليست كارهاي روز بعد را شب قبل از آن و پس از آن و پس از تمام شدن كار روزانه تهيه كنيد. ابتدا كارهايي را كه هنوز تمام نكرده‌ايد و سپس كارهايي را كه بايد روز بعد انجام دهيد وارد ليست كنيد. هنگامي كه ليست كارهايتان را شب قبل آماده مي‌كنيد ذهن ناخودآگاه شما تمام مدت شب كه در خواب هستيد روي اين ليست كار مي‌كند و اغلب مواقع هنگامي كه از خواب بيدار مي‌شويد ايده‌هايي داريد كه با استفاده از آنها مي‌توانيد كارهايتان را بهتر و سريع‌تر از آنچه در ابتدا تصور مي‌كرديد انجام دهيد.

هر چه قبل از انجام كار وقت بيشتري براي آماده كردن و نوشتن ليست تمام كارهايي كه بايد انجام دهيد صرف كنيد كارايي شما بيشتر مي‌شود.

شما براي هدف‌هاي متفاوت خود نياز به ليست‌هاي مختلف داريد. اول از همه به يك  ليست اصلي نياز داريد كه در آن همه كارهايي را كه فكر مي‌كنيد مي‌خواهيد در آينده دور يا نزديك انجام دهيد يادداشت كنيد.

 

 

اين ليست براي آن است كه هر ايده جديدي كه به ذهنتان مي‌رسد و هر مسئوليت تازه‌اي را كه پيدا مي‌كنيد در آن وارد كنيد. بعداً مي‌توانيد مواردي را كه در آن وارد كرده‌ايد مرتب و منظم كنيد.

دوم، به يك لیست ماهیانه نیاز دارید كه آن را در پايان هر ماه براي ماه آينده تهيه و تنظيم مي‌كنيد. در اين ليست بعضي از مواردي كه در ليست اصلي درج كرده‌ايد وارد مي‌كنيد.

 

سوم، بايد يك  ليست هفتگي داشته باشيد كه در آن تمام هفته را از قبل برنامه‌ريزي كنيد. اين ليست همان‌طور كه در طول هفته مشغول انجام امور جاري هستيد تكميل مي‌شود.

اين شيوه برنامه‌ريزي زمان‌بندي‌شده نظام‌مند مي‌تواند براي شما بسيار سودمند باشد. بسياري از مردم به من گفته‌اند اين عادت كه حدود 2 ساعت از وقتشان را در پايان هفته صرف برنامه‌ريزي هفته آينده كنند بهره‌وري آنها را به طور چشمگيري افزايش داده و زندگي آنها را كاملاً دگرگون كرده است. اين راهكار مسلماً در مورد شما نيز نتيجه‌بخش خواهد بود.

دست آخر بايد كارها و وظايف روزانه را مشخص نموده و آنها را از ليست‌هاي ماهيانه و هفتگي به ليست روزانه خود منتقل كنيد. اين موارد فعاليت‌هاي معيني هستند كه بايد در روز آينده به آنها بپردازيد.

در طول روز همانطور كـه پيش مي‌رويد در ليست روزانه كـنار فعاليتهايي كـه به اتمام مي‌رسانيد تيـك ( R ) بزنيد. اين كار به پيشرفت كارتان عينيت مي‌بخشد و در شما احساس موفقيت و حركت به سوي جلو ايجاد مي‌كند. وقتي مي‌بينيد كه داريد مطابق ليست خود پيش مي‌رويد انگيزه و انرژي بيشتري پيدا مي‌كنيد. اين كار اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهد. پيشرفت مداوم و مشهود شما را بيشتر به حركت وا مي‌دارد و كمك مي‌كند تا بر تنبلي غلبه كنيد.

وقتي پروژه‌اي را در پيش رو داريد، صرف نظر از اينكه چه نوع پروژه‌اي است، اول ليستي از تمام اقداماتي كه بايد براي به پايان رساندن آن از ابتدا تا انتها انجام دهيد تهيه كنيد. فعاليتهاي پروژه را اولويت‌بندي كرده و ترتيب انجام آنها را مشخص كنيد. ليست را روي يك صفحه كاغذ يا در يك برنامه كامپيوتري بازنويسي كنيد تا پيوسته در دسترس باشد. آنوقت يكي يكي براي انجام فعاليت‌ها دست به كار شويد. از ميزان پيشرفت كار با اين روش حيرت‌زده خواهيد شد.

 

وقتي مطابق ليست‌هاي خود كار مي‌كنيد احساس مي‌كنيد كه مؤثرتر و قوي‌تر شده‌ايد. احساس مي‌كنيد كه هر چه بيشتر كار مي‌كنيد، فكر شما بهتر و خلاق‌تر مي‌شود و بينشي پيدا مي‌كنيد كه مي‌توانيد كارها را حتي سريع‌تر انجام بدهيد.

همانطور كه گفته شد وقتي به‌طور مداوم از روي ليست‌هاي خود كار مي‌كنيد احساس مثبت پيشرفت را در خود تقويت مي‌كنيد و اين به شما كمك خواهد كرد كه بر تنبلي خود غلبه كنيد. اين احساس پيشرفت براي انجام كارهاي روزانه انرژي بيشتري به شما مي‌دهد.

يكي از مهم‌ترين قوانين كارايي فردي قانون 90/10 است. اين قانون مي‌گويد: ده درصد وقت اوليه‌اي را كه قبل از شروع كار صرف برنامه‌ريزي و تنظيم فعاليت‌هاي خود مي‌كنيد معادل نود درصد از وقتي را كه در حين انجام فعاليت‌ها مصرف مي‌كنيد صرفه‌جويي مي‌كند. كافي است اين قانون را يك بار به‌كار بگيريد تا درست بودن آن برايتان اثبات شود.

وقتي فعاليت‌هاي روزانه را از قبل برنامه‌ريزي كنيد، شروع كردن و ادامه دادن به كارها برايتان آسان‌تر مي‌شود، كارتان سريع‌تر و راحت‌تر از هميشه پيش مي‌رود، احساس قدرت و توانايي بيشتري مي‌كنيد و در نهايت توقف‌ناپذير مي‌شويد.

 

قورباغه را قورت بده!

 

از همين امروز تهيه برنامه روزانه، هفتگي و ماهانه خود را شروع كنيد. يك دفترچه يا يك برگ كاغذ برداريد و همه‌ی كارهايي را كه بايد در بيست و چهار ساعت آينده انجام دهيد يادداشت كنيد. اگر ايده‌هاي جديدي بعداً به ذهن‌تان مي‌رسد، آنها را هم مجدداً به ليست اضافه كنيد. ليستي از تمام پروژه‌ها و كارهاي بزرگي كه در نظر داريد در آينده انجام بدهيد تهيه كنيد. هر يك از هدف‌ها و پروژه‌هاي بزرگ خود را براساس اولويت ( آنچه كه مهم‌تر است ) و توالي ( آنچه بايد اول انجام شود و آنچه بايد بعد از آن انجام شود ) و ...، مرتب كنيد. براي اين كار مي‌توانيد پايان كار را در نظر مجسم كنيد و از آخر به اول بياييد.

روي كاغذ فكر كنيد! هميشه از روي ليست كار كنيد. به اين ترتيب حتي خودتان هم متعجب خواهيد شد كه چقدر كارايي‌تان بيشتر شده است و چقدر راحت‌تر مي‌توانيد قورباغه خود را قورت بدهيد.

 

3

    قانون 80/20را در همه امور به كار بگيريد

 ما هميشه وقت كافي داريم به شرط آنكه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم.       گوته

--------------------------------------------------------------------------------

قانون 80/20 يكي از سـودمندترين قوانين در زمينــه مـديريت زمان و زندگي اسـت. نام ديگـر اين قانون « اصل پارتو » است كه به افتخار بنيان‌گذار آن « ويلفردو پارتو » اقتصاددان ايتاليايي نام‌گذاري شده است.

وي براي نخستين بار در سال 1895 اين موضوع را در نوشته‌هاي خود مطرح كرد.

 پارتو متوجه شد كه در جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند مردم را مي‌توان به طور طبيعي به دو دسته تقسيم كرد: گروه اول كه وي به آنها « اقليت بسيار مهم » مي‌گويد جزء 20 % افرادي هستند كه از نظر اقتصادي و اثر بخشي در صدر قرار دارند و گروه دوم كه وي به آنها « كثريت كم اهميت » مي‌گويد 80% را تشكيل مي‌دهند كه در سطح پايين جامعه قرار دارند.

وي بعدها كشف كرد كه عملاًً تمام فعاليت‌هاي اقتصادي تابع اين قانون هستند. به عنوان مثال، مطابق اين قانون: 80% از نتايجي كه شما به‌دست مي‌آوريد نتيجه 20% از فعاليت‌هاي شماست. 20% از مشتري‌هاي شما 80% از كل فروش شما را خريداري مي‌كنند.80% از كل ارزش فعاليت‌هاي شما نتيجه 20% آنهاست و الي آخر. اين بدان معني است كه اگر در ليست شما ده مورد فعاليت وجود داشته باشد دو مورد از اين فعاليت‌ها معادل يا حتي بيش از مجموع هشت فعاليت ديگر ارزشمند هستند.

 

 در اينجا به كشف جالبي مي‌رسيم. انجام هر كدام از كار‌هاي موجود در ليست شما ممكن است به يك اندازه وقت شما را بگيرد، ولي انجام يك يا دو تاي آنها چند برابر هر يك از ساير موارد براي شما سودمند خواهد بود.

گاهي پيش مي‌آيد كه ارزش يكي از ده كار يا فعاليتي كه شما در ليست خود داريد به تنهايي مي‌تواند بيش از مجموع ساير فعاليت‌ها در موفقيت شما ارزشمند باشد. اين كار بي‌ترديد همان قورباغه‌اي است كه بايد اول از همه قورت بدهيد.

 

مي‌توانيد حدس بزنيد كه يك فرد معمولي احتمالاً در انجام چه كارهايي بيشتر تنبلي مي‌كند؟

واقعيت تأسف‌‌بار اين است كه اكثر مردم در مورد انجام  همان ده يا بيست درصد از فعاليت‌هايي كه در صدر قرار دارند و بيشترين ارزش و اهميت را دارند تنبلي مي‌كنند يعني در مورد همان « اقليت بسيار مهم » در عوض وقت خود را صرف 80% فعاليت‌هايي مي‌كنند كه در موفقيت آنها اهميت بسـيار كمي دارد و تاثير ناچيزي در دسـت‌يابي به نتايج ارزشـمند مي‌گذارند، يعنــي همان « اكثريت كم اهميت ».

اغلب افرادي را مشاهده مي‌كنيد كه ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعاليت هستند اما دستاوردهاي بسيار اندكي دارند. دليل آن هم تقريبا‌ً هميشه اين است كه آنها مشغول انجام كارهايي هستند كه ارزش پاييني دارند و در انجام يكي دو كاري كه واقعاً مي‌تواند در مؤسسه يا حرفه‌اي كه به آن مشغولند تحول ايجاد كند تنبلي مي‌كنند.  

ارزشمند‌ترين كارهايي كه مي‌توانيد در هر روز انجام دهيد اغلب سخت‌ترين و پيچيده‌ترين كارها هستند. اما بازده و پاداشي كه انجام موفقيت‌آميز چنين كارهايي براي شما خواهد داشت مي‌تواند فوق‌العاده باشد. به همين دليل بايد قاطعانه از انجام كارهايي كه جزء 80 درصد كم ارزش هستند خودداري كنيد آن هم هنگامي كه كارهايي كه جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده‌اند.

قبل از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: « آيا اين كار جزء 20 درصد بالاست يا 80 درصد پايين؟ »

قانون: در مقابل اين وسوسه كه اول كارهاي كوچك را سر و سامان دهيد مقاومت كنيد.

به يادداشته باشيد كه وقتي تصميم مي‌گيريد كاري را بارها و بارها انجام دهيد اين كار نهايتاً به يك عادت تبديل مي‌شود و ترك آن سخت خواهد. اگر تصميم بگيريد هر روزتان را با انجام كارهاي كم ارزش شروع كنيد به‌زودي اين عادت در شما شكل مي‌گيرد كه هر روز را با كارهاي كم ارزش شروع كنيد و روزها را با انجام آنها بگذرانيد و مناسب نيست كه بخواهيد چنين عادت را در خودتان بپرورانيد يا آن را حفظ كنيد.

سخت‌ترين مرحله از انجام هر كار مهمي اولين مرحله يعني شروع كردن آن است. وقتي انجام يك كار مهم را واقعاً آغاز مي‌كنيد، به طور طبيعي انگيزه پيدا مي‌كنيد تا آن را ادامه دهيد. قسمتي از ذهن شما هميشه عاشق اين است كه سرگرم كارهاي مهمي باشد كه واقعاً مي‌توانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند. وظيفه شما اين است كه اين قسمت از ذهن خود را دائماً تغذيه كنيد. حتي فكر كردن به شروع و انجام يك كار كليدي انگيزه شما را بالا مي‌برد و كمك مي‌كند تا بر تنبلي خود غلبه كنيد. واقعيت اين است كه مدت زمان لازم براي انجام يك كار مهم در اغلب موارد معادل مدت زماني است كه براي انجام يك كار مهم كم اهميت لازم است.

 

تفاوت در اين است كه شما با اتمام كاري ارزشمند و قابل توجه به‌طور فوق‌العاده‌اي احساس خرسندي و غرور مي‌كنيد، حال آنكه با صرف همان ميزان وقت و انرژي در انجام كاري كم ارزش يا احساس خرسندي نخواهيد كرد و يا ميزان آن بسيار اندك خواهد بود.

مديريت زمان در واقع مديريت زندگي و مديريت فردي و يا تحت كنترل درآوردن جريان وقايع است. با استفاده از مديريت زمان هميشه آزاد خواهيد بود كه فعاليت بعدي خود و نيز فعاليت پس از آن را انتخاب كنيد. توانايي شما در انتخاب ميان كارهاي با اهميت و كم اهميت كليد تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي و كار است.

افراد مؤثر و سازنده هميشه خود را موظف مي‌كنند تا انجام كاهاي مهمي را كه در پيش رو دارند آغاز كنند. اين افراد خود را مجبور مي‌كنند كه قورباغه را، هرچه كه مي‌خواهد باشد، قورت بدهند. در نتيجه اين افراد بسيار بيش از افراد معمولي كارايي دارند و  به همين دليل بسيار خوشبخت‌تر هستند. شما هم بايد به همين روش كار كنيد.

قورباغه را قورت بده!

 همين امروز ليستي از تمامي هدف‌ها، پروژه‌ها و مسئوليت‌هاي خود تهيه كنيد. كداميك از آنها جزء 10 تا 20 درصد از كارهايي هستند كه 80  يا 90 درصد از نتايج مورد نظر ما را به بار مي‌آورند يا مي‌توانند به بار آورند؟

از همين امروز قاطعانه تصميم بگيريد كه وقت بيشتري را صرف فعاليت‌هاي معدودي بكنيد كه مي‌توانند در زندگي شما تحول واقعي ايجاد كنند و وقت كمتري را صرف فعاليت‌هاي كم اهميت‌تر بكنيد.

 

4

 پيامد كارها را در نظر داشته باشيد

ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد كه تا چه حد مي‌تواند همه نيروهاي خود را در يك كانال واحد بريزد.

اُريسون سووت ماردِن

--------------------------------------------------------------------------------

نشانه تفكر برتر يك انسان اين است كه بتواند در مورد پيامدهاي انجام دادن يا انجام ندادن يك كار پيش‌بيني درستي داشته باشد. اين كه يك كار يا فعاليت تا چه اندازه براي شما يا براي شركت شما اهميت دارد بستگي به پيامدها‌ي بالقوه آن كار دارد. اگر بتوانيد بر اين اساس اهميت هر كاري را ارزيابي كنيد مي‌توانيد تعيين كنيد كه قورباغه‌ی بعدي شما كدام است.

دكتر ادوارد بانفيلد از دانشـگاه‌ هاروارد پس از پنجاه سـال پژوهش به اين نتيجه رسـيد كه داشـتن « ديد بلند مدت » مؤثر‌‌‌‌‌ترين عامل پيشرفت‌‌هاي اجتماعي و اقتصادي آمريكاست. ديد بلند مدت داشتن در كار تبديل به عاملي شده است كه از تمامي عوامل ديگر مانند تجربه، تحصيل، نژاد، هوش و روابط در تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي نقش مهم‌تري دارد.

رويكرد شما نسبت به زمان، يا « افق زماني » شما، تأثير چشم‌گيري بر رفتار‌ها و انتخاب‌هاي شما دارد. كساني كه دورنماي درازمدتي از زندگي و حرفه خود دارند هميشه مي‌توانند در مورد وقت و فعاليت‌‌‌‌‌هايشان بهتر از كساني كه كمتر در مورد آينده خود  فكر مي‌كنند تصميم‌گيري كنند.

 

 قانون: تفكر دراز مدت تصميم‌گيري‌هاي كوتاه‌مدت را بهبود مي‌بخشد

 

افراد موفق در مورد آينده خود جهت‌گيري روشني دارند. آنها درباره پنج، ده و بيست سال آينده فكر مي‌كنند و انتخاب‌ها و رفتار‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خود را در زمان حال مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهند تا با آينده‌اي كه در درازمدت خواهان آن هستند هماهنگ باشد.

در كارتان داشتن تصويري روشن از آنچه در درازمدت براي شما دارد تصميم‌گيري‌هاي كوتاه‌مدت شما را در مورد اينكه چه كارهايي در اولويت قرار دارند بسيار آسان‌تر مي‌كند.

 

طبق تعريف، كارهاي مهم و ضروري به طور بالقوه نتايج بلند‌مدت دارند و كارهاي غير مهم و غير ضروري تأثيرات بلند‌مدت بسيار نا‌چيزي دارند و يا هيچ نتيجه‌اي ( تأثيري ) ندارند. پيش از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: « انجام دادن يا ندادن اين كار چه تأثيرات بلند‌مدتي بر زندگي من خواهد داشت؟ »

قانون: آينده‌نگري فعاليت‌ها و كارهاي فعلي ما را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در اغلب مواقع تعيين كننده فعاليت‌هاي كنوني ماست

 

هر چه اهداف آينده شما روشن‌تر باشد، تأ ثير بيشتري روي كارهايي كه در زمان حال مشغول انجام آنها هستيد خواهد گذاشت. با داشتن ديد بلند‌مدت و آينده‌نگري بسيار بهتر مي‌توانيد كارهاي فعلي‌تان را ارزيابي كنيد و مطمئن شويد كه آيا اين كارها با آنچه كه هدف نهايي شماست و مي‌خواهيد در نهايت به آن برسيد مطابقت دارد يا خير.

افراد موفق كساني هستند كه آماده‌اند تا لذت‌هاي كوتاه‌مدت را به تعو يق بياندازند و با كار و تلاش نتايج بسيار ارزشمندي را در آينده به دست آورند. به عكس، افراد نا‌موفق بيشتر به خوشي‌ها و لذت‌هاي كوتاه‌مدت و آني فكر مي‌كنند و به آينده خود بسيار كم توجه‌اند.

دنيس وتيلي، سخنران معروف، مي‌گويد: « انسان‌هاي ناموفق به كارهايي مي‌پردازند كه رفع كننده تنش‌ها و ناراحتي‌هاست، در صورتي كه انسانهاي موفق به كارهايي مي‌پردازند كه آنها را به هدف‌ها‌يشان مي‌رساند. » به عنوان مثال، زود سر‌كار رفتن، مطالعه مرتب در زمينه‌اي كه به حرفه شما مربوط مي‌شود. شركت در كلاس‌هايي كه مهارت شما را بالا مي‌برد و تمركز روي فعاليت‌هايي كه در حرفه شما ارزش بالايي دارند همگي تأثيرات بسزايي در زندگي شما خواهد داشت. از طرف ديگر، در آخرين لحظه سر‌كار رفتن، نوشيدن چاي و قهوه، روزنامه خواندن و خوش و بش كردن و گپ زدن با همكاران هر چند در كوتاه‌مدت سرگرم كننده و لذت‌بخش است اما در درازمدت نهايتاً به عدم پيشرفت، دست‌ نيافتن به اهداف و در جا زدن مي‌انجامد.

اگر عمل يا فعاليتي بالقوه پيامد‌هاي مثبت فراواني دارد آن را در اولويت بالا قرار دهيد و بلا‌فاصله شروع به انجام آن كنيد. همچنين اگر كاري بالقوه پيامد‌هاي منفي زيادي دارد انجام ندادن آن نيز بايد در اولويت بالا قرار بگيرد. قورباغه شما هر چه كه باشد بايد عزمتان را جزم كنيد و قبل از هر كاري آن را قورت بدهيد.

 

 

 

انگيزه بايد علتي داشته باشد. وقتي فعاليت يا رفتاري را به وضوح براي خود تعريف كرديد، هر چقدر تأثيرات مثبتي كه آن كار مي‌تواند روي زندگي شما بگذارد بطور بالقوه بيشتر باشد، شما هم انگيزه بيشتري براي غلبه بر تنبلي و انجام سريع آن كار خواهيد داشت. اگر به‌طور مداوم كارهايي را كه مي‌تواند تغيير عمده‌اي در زندگي شما يا در جايي كه در آن كار مي‌كنيد ايجاد كند شروع كنيد و به اتمام برسانيد تمركز خود را حفظ كرده و پيشرفت خواهيد كرد.

زمان به هر حال خواهد گذشت. تنها پرسشي كه وجود دارد اين است كه شما از وقتتان استفاده مي‌كنيد و قرار است در پايان هفته‌ها و ماه‌هايي كه مي‌گذرند به كجا برسيد. و اينكه به كجا مي‌رسيد عمدتاً بستگي به ميزان توجهي دارد كه به عواقب احتمالي اعمال خود در كوتاه مدت مي‌كنيد.

فكر كردن مداوم به پيامدهاي بالقوه انتخاب‌ها، تصميم‌گيري‌ها و رفتارهايتان يكي از بهترين راه‌هايي است كه بوسيله آن مي‌توانيد اولويت‌هاي حقيقي خود را در كار و زندگي تعيين كنيد.

 

 

قورباغه را قورت بده!

 

 به‌طور منظم ليست كارها، فعاليت‌ها و پروژه‌هاي خود را مرور كنيد. مرتباً از خودتان بپرسيد: « كدام پروژه يا فعاليت است كه اگر آن را به بهترين نحو و با يك روش زمان‌بندي شده به انجام برسانم بيشـترين تأثير مثبت را بر زندگي من خواهد گذاشت؟ »

آنچه را كه مي‌تواند بيشترين كمك را به شما بكند، هر چه كه باشد، به عنوان هدف خود در نظر بگيريد، براي دستيابي به آن برنامه‌ريزي كنيد و بلافاصله روي برنامه‌ی خود شروع به كار كنيد. اين كلمات فوق‌العاده گوته را به خاطر بسپاريد: « اگر كار را شروع كنيد ذهن شما گرم مي‌شود و اگر ادامه دهيد كار به انجام مي‌رسد. »

 

5

 روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگيريد

 نخستين قانونِ موفقيت، تمركز است. يعني همه نيروهاي خود را روي يك نقطه متمركز كنيد، مستقيماً به سراغ همان نقطه برويد و به چپ و راست منحرف نشويد.

ويليام ماتئوس

--------------------------------------------------------------------------------

قبل از شروع كارها هر چقدر فكر بيشتري روي برنامه‌ريزي و اولويت‌بندي كارها بگذاريد، كارهاي مهم‌تري خواهيد كرد و زماني كه كاري را شروع كرديد سريع‌تر آن را به پايان خواهيد رساند. هر چقدر كاري براي شما مهم‌تر و با ارزش‌تر باشد براي غلبه بر تنبلي و دست به‌كارشدن انگيزه بيشتري خواهيد داشت.

روش الف ب پ ت ث يك تكنيك قوي براي اولويت‌بندي است كه مي‌توانيد هر روز از آن استفاده كنيد. اين تكنيك آنقدر ساده و مؤثر است كه استفاده از آن به خودي خود مي‌تواند شما را به يكي از كارآمدترين و مؤثرترين افراد در حوزه كاري‌‌تان تبديل كند.

 

 

كارآيي اين تكنيك در سادگي آن نهفته است. روش آن به اين ترتيب است: براي شروع كار بايد ليستي از تمام كارهايي كه بايد در روز آينده انجام دهيد تهيه كنيد. روي كاغذ فكر كنيد.

آنگاه قبل از آنكه شروع به كار كنيد، كنار هر يك از مواردي كه در ليست خود نوشته‌ايد يكي از حروف الف، ب، پ، ت، يا ث را بنويسيد.

حرف الف براي كاري است كه بسيار مهم باشد، كاري كه بايد حتماً انجام دهيد وگرنه با عواقب جدي مواجه خواهيد شد. موردي كه با حرف الف مشخص شده است مي‌تواند ملاقات با يك مشتري خيلي مهم يا تمام كردن گزارشي باشد كه رئيس‌تان براي يك جلسه هيأت مديره كه قرار است بزودي برگزار شود به آن نياز دارد. اين موارد قورباغه‌هاي زندگي شما هستند.

اگر بيش از يك مورد از نوع الف داريد آنها را با گذاشتن علامت الف-1، الف-2، الف-3، و ... اولويتبندي كنيد. كار الف-1 بزرگترين و زشت‌ترين قورباغه شماست.

موارد نوع ب هم كارهايي هستند كه بايد انجام داد اما عواقب آنها زياد شديد نيست. اين موارد بچه‌قورباغه‌هاي زندگي شما هستند. اين بدان معني است كه اگر اين كارها را انجام ندهيد ناراحتي يا مشكلي ايجاد مي‌شود اما تأثير آن به هيچ وجه به شدت تأثير موارد الف نيست. جواب دادن به يك نامه كم اهميت يا چك كردن ئي‌ميل‌ها مي‌تواند جزء موارد ب باشد.

قاعده اين است كه هرگز نبايد به موارد ب بپردازيد وقتي كه هنوز يكي از موارد الف باقي مانده است. يك بچه‌قورباغه نبايد حواس شما را پرت كند وقتي كه يك قورباغه بزرگ منتظر است كه قورتش بدهيد.

موارد پ آنهايي هستند كه انجام دادنشان خوب است اما انجام ندادنشان عواقبي در پي ندارد. تلفن زدن به يك دوست، نوشيدن چاي يا نهار خوردن با يك همكار يا انجام دادن يك كار شخصي در ساعات كاري مي‌تواند جزء موارد پ باشد. اين قبيل موارد هيچ تأثيري روي زندگي شغلي شما ندارد.

موارد ت كارهايي هستند كه مي‌توانيد به شخص ديگري محول كنيد.قاعده اين است كه بايد هر كاري را كه كس ديگري مي‌تواند انجام دهد به وي واگذار كنيد تا وقت بيشتري براي انجام موارد الف كه فقط خودتان مي‌توانيد انجام دهيد پيدا كنيد.

موارد ث آنهايي هستند كه مي‌توانيد آنها را بكلي حذف كنيد بدون آنكه واقعاً تغييري ايجاد شود. اين موارد مي‌توانند كارهايي باشند كه زماني اهميت داشته‌اند اما ديگر به شما مربوط نمي‌شوند يا براي شما مناسب نيستند. اين كارها را اغلب از روي عادت يا چون از آنها خوشتان مي‌آيد انجام مي‌دهيد. پس از آنكه روش الف ب پ ت ث را روي ليست خود پياده كرديد كاملاً حاضر و آماده خواهيد بود تا كارهاي مهم‌تر را سريع‌تر انجام دهيد.

مهم‌ترين چيز براي اينكه روش الف ب پ ت ث كار كند اين است كه خود را موظف كنيد تا بلافصله براي انجام مورد الف-1 دست به‌كار شويد و تا زماني كه به اتمام برسد به كار ادامه دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهم‌ترين كاري را كه مي‌توانيد انجام دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهم‌ترين كاري را كه مي‌توانيد انجام دهيد شروع كنيد و به آن ادامه دهيد. قورباغه را كاملاً قورت بدهيد و تا زماني كه كار تكميل نشده است از آن دست نكشيد.

 

 

توانايي حلاجي كردن و تجزيه و تحليل ليست كارها و مشخص كردن كار الف-1 سكوي پرشي است كه شما را به بالا‌ترين سطوح موفقيت، اعتماد به نفس، عزت نفس و سربلندي پرتاب مي‌كند.

وقتي اين عادت را در خود بپرورانيد كه روي كار الف-1، يعني مهم‌ترين كار خود، متمركز شويد ( و قورباغه خود را قورت بدهيد ) آنوقت خواهيد ديد كه مي‌توانيد بيشتر از هر دو يا سه نفر از اطرافيان خود كارايي داشته باشيد.

 

قورباغه را قورت بده!

 

همين الآن ليسـت كارهاي خود را مرور كنيد و در كنار هر يك از موارد آن الف، ب، پ، ت يا ث بگذاريد، كار « الف-1 » خود را انتخاب كنيد و بلافاصله روي آن شروع به كار كنيد، خود را موظف كنيد كه تا اين كار را به اتمام نرسانده‌ايد دست به كار ديگري نزنيد.

در طول يك ماه آينده، قبل از شروع به كار، اين روش الف ب پ ت ث را هر روز و در مورد هر ليستي كه از كارها يا پروژه‌هاي خود تهيه مي‌كنيد به‌ كار بگيريد. پس از يك ماه عادتِ شروع و ادامه كارهايي را كه بالاترين اولويت را براي شما دارند پيدا كرده‌ايد و آينده شما تضمين شده است.

 

 

6

روي اهداف اصلي تمركز كنيد

وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمركز شوند توانايي فرد براي حل مشكلات به طور حيرت‌انگيزي چند برابر مي‌شود.

نرمن وينسنت پيل

--------------------------------------------------------------------------------

« چرا به من حقوق مي‌دهند؟ » اين يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي است كه بايد در تمام مدتي كه به كاري مشغول هستيد مرتباً از خودتان بپرسيد.

 

واقعيت اين است كه بيشتر مردم كاملاً مطمئن نيستند كه چرا به آنها حقوق مي‌دهند، اما اگر براي شما كاملاً روشن نباشد كه چرا به شما حقوق مي‌دهند و براي دستيابي به چه نتايجي شما را استخدام كرده‌اند به سختي خواهيد توانست كار خود را به بهترين نحو انجام دهيد، حقوق خود را بالا ببريد و سريع‌تر ارتقاء پيدا كنيد.

ساده‌ترين پاسخ به اين پرسش اين است كه شما را براي رسيدن به اهداف به‌خصوصي استخدام كرده‌اند. دستمزد يا حقوق عبارت است از مبلغي كه براي كميت و كيفيتي معين از كاري پرداخت مي‌شود كه در تركيب با كارهاي ديگران محصول يا خدمتي را به وجود مي‌آورد كه مشتري‌ها حاضرند به خاطر آن پول بدهند.

 

 

 

در هر كاري اهداف اصلي مورد نظر را به‌ندرت مي‌توان در بيش از پنج تا هفت زمينه دسته‌بندي كرد. اين اهداف همان‌هايي هستند كه شما بايد براي انجام مسئوليت‌هاي خود و داشتن حداكثر مشاركت با سازمان خود به آنها دست پيدا كنيد.

اهداف اصلي مورد نظر شبيه به كاركردهاي حياتي بدن هستند مانند كاركردهايي كه به وسيله ميزان فشار خون، سرعت ضربان قلب، آهنگ تنفس و ميزان فعاليت امواج مغزي نشان داده مي‌شود. فقدان هر يك از اين فعاليت‌هاي حياتي منجر به مرگ ارگانيسم خواهد شد. به همين طريق، عدم موفقيت ما در دستيابي به هريك از اهداف اصلي مورد نظر نيز منجر به اين خواهد شد كه شغل‌تان را از دست بدهيد.

به عنوان مثال، اهداف اصلي در مديريت عبارتند از: برنامه‌ريزي، سازماندهي، گرفتن پرسنل، تفويض اختيار، نظارت، ارزيابي و گزارش‌گيري. اينها زمينه‌هايي هستند كه يك مدير بايد در آنها به نتايجي دست يابد تا بتواند در كار خود به موفقيت برسد.

بايد براي كاري كه انجام مي‌دهيد دانش و مهارت‌هاي اساسي را داشته ‌باشيد. اين ضروريات مرتباً در حال تغيير هستند. در وهله نخست بايد توانايي‌ها و مهارت‌هاي اساسي كه اين امكان را فراهم مي‌كند تا كارتان را انجام بدهيد به‌دست آوريد. اما اهداف اصلي مورد نظر همواره در كار شما نقش بنيادي را ايفا مي‌كند و تعيين كننده‌ي موفقيت يا شكست شما در كارتان هستند.

اگر مي‌خواهيد در كارتان موفق باشيد بايد در حوزه‌ي اهداف اصلي كار توانا باشيد، حوزه‌اي كه مسئوليت كامل آن با شماست. اگر شما در اين حوزه فعال نباشيد، هيچ كس ديگري در آن فعاليت نخواهد كرد. حوزه اهداف اصلي حوزه فعاليت‌هايي است كه شما آن را تحت كنترل داريد، حوزه‌اي كه از يك طرف برون داد كار شماست و از طرف ديگر درون داد كار ديگران است و موجب همكاري بين شما و ديگران مي‌شود.

 

نقطه شروع داشتن عملكرد بالا براي شما اين است كه ابتدا اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. با رئيس‌تان در اين مورد صحبت كنيد و فهرستي از برون‌داد‌هاي حوزه كاري‌تان تهيه كنيد و مطمئن شويد كه افرادي كه از نظر شغلي مافوق شما، هم‌تراز شما، و نيز پايين‌تر از شما هستند بااين فهرست موافقند.

به عنوان مثال، براي يك فروشنده پيدا كردن مشتري جديد از اهداف اصلي محسوب مي‌شود. موفقيت در اين كار بخش اساسي تمامي فرآيند فروش است. تمام كردن يك فروش هم از هدف‌هاي اصلي اين شغل محسوب مي‌شود. به انجام رسيدن يك فروش موجب مي‌شود تا زحمات بسياري افراد ديگر كه در توليد و ارائه‌ي محصول يا خدماتِ عرضه شده سهيم بوده‌اند به نتيجه برسد.

براي صاحب يك شركت يا مديرعامل آن موفق شدن در گرفتن وام بانكي از اهداف اصلي محسوب مي‌شود. استخدام كردن افراد شايسته و محول كردن درست كارها به آنان نيز از اهداف اصلي اين كار است. براي يك منشي يا مسئول پذيرش، تايپ كردن يك نامه و يا پاسخ دادن به تلفن‌ها و وصل كردن سريع و درست آنها به شخص موردنظر از اهداف اصلي اين شغل به شمار مي‌آيد. توانايي افراد در انجام سريع و بسيار خوب اين وظايف اصلي تعيين كننده‌ي ميزان حقوق و امكان پيشرفت آنها در كارشان است.

 

 

 

پس از آنكه اهداف اصلي كارتان را مشخص كرديد، قدم بعدي نمره دادن، از يك تا ده، به نحوه‌ي فعاليت‌هاي خود در رسيدن به هر كدام از اين اهداف است. در كدام زمينه قوي‌تر و در كدام زمينه ضعيف‌تر هستيد؟ در مورد كدام يك از اهداف نتايج عالي بدست آورده‌ايد و در مورد كدام يك عملكرد ضعيفي داشته‌ايد؟

در اين مورد قانوني وجود دارد: هدفي كه در آن ضعيف‌ترين عملكرد را داشته‌ايد همان جايي است كه شما بايد ساير توانائي‌ها و مهارت‌هاي خود را به‌كار گيريد.

منظور اين است كه حتي اگر براي مثال در رسيدن به شش هدف از هفت هدف اصلي كارتان بتوانيد عملكرد عالي داشته باشيد، عدم توانايي و يا نداشتن مهارت كافي جهت دست‌يابي به هفتمين هدف، شما را از موفقيت باز مي‌دارد و ميزان موفقيت شما را در استفاده از توانايي‌ها و مهارت‌ها در ساير زمينه‌ها و اهداف اصلي‌تان محدود مي‌كند. ضعف شما در يك زمينه مي‌تواند مانع كارايي و اثربخشي شما و عامل اصلي برخوردها، اختلاف‌نظرها و در نهايت شكست شما در كار بشود.

براي مثال يكي از اهداف اصلي يك مدير تفويض اختيار است. توانايي انجام اين كار براي يك مدير بسيار مهم است زيرا اين كار او را قادر مي‌كند تا مديريت كند و بتواند از طريق به‌كار گرفتن توانايي‌هاي ديگران به اهداف سازمان برسد. مديري كه نتواند به‌خوبي كارها را به ديگران بسپارد، قادر نخواهد بود از ساير مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود حداكثر استفاده را بكند. عدم توانايي در محول كردن درست كارها به افرادِ ذي‌صلاح به تنهايي مي‌تواند باعث شكست يك مدير در كارش باشد.

يكي از علت‌هاي اصلي تنبلي و تأخير در انجام كار اين است كه مردم از انجام كارها و فعاليت‌هايي كه در گذشته در آن حوزه‌ها عملكرد ضعيف داشته‌اند خودداري مي‌كنند. اكثر مردم به جاي تعيين هدف و برنامه‌ريزي براي بهبود و پيشرفت در زمينه‌اي كه در آن ضعف دارند آن زمينه را به‌طور كلي كنار مي‌گذارند. اين كار فقط وضع را بدتر مي‌كند.

به‌عكس، هر چه توانايي شما در زمينه‌اي كه در آن ضعف داريد بيشتر شود، انگيزه‌ي شما  براي انجام آن كار بيشتر مي‌شود، كمتر تنبلي به سراغ شما مي‌آيد و بيشتر مصمم مي‌شويد تا آن كار را تمام كنيد و يا در آن زمينه به مهارت بالاتري دست پيدا كنيد.

حقيقت اين است كه هر كسي نقاط قوت و ضعف دارد. از توجيه كردن و دفاع از نقاط ضعف‌تان دست برداريد. به جاي اين كار آنها را دقيقاً مشخص كنيد. هدف خود را تعيين كنيد و براي آنكه در هر يك از زمينه‌هايي كه در آن ضعيف هستيد بهترين باشيد برنامه‌ريزي كنيد. فكر كنيد! شايد براي آنكه در كارتان بهترين باشيد فقط به يك مهارت ديگر نياز داشته باشيد.

يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي كه هميشه بايد از خودتان بپرسيد و به آن جواب بدهيد اين است: ‹‹ چه مهارتي است كه اگر من در آن عالي باشم بيشترين تأثير مثبت را روي كار يا شغل من مي‌گذارد؟ ›› از اين به بعد براي پيشرفت در كارتان از اين پرسش استفاده كنيد و پاسخ‌اش را از خودتان بخواهيد. احتمالاً جوابش را از قبل مي‌دانيد.

از رئيس‌تان، همكارانتان، دوستان‌تان و اعضاي خانواده‌تان نيز اين سؤال را بپرسيد. پاسخ پرسش را پيدا كنيد و سپس براي پيدا كردن مهارت و عملكرد عالي در آن زمينه دست به كار شويد.

 

 

چيزي كه مايه‌ي خوشحالي است اين است كه تمامي مهارت‌هاي كاري قابل يادگيري است. وقتي فرد ديگري در يكي از مهارت‌هاي اصلي عملكردِ عالي دارد معني‌اش اين است كه شما هم اگر بخواهيد مي‌توانيد در آن زمينه عالي باشيد.

يكي از سريع‌ترين و بهترين راه‌ها براي از بين بردن تنبلي و انجام سريع‌تر كار اين است كه در حوزه‌هاي اصلي كارتان عملكرد عالي داشته باشيد. اين مهم‌ترين كاري است كه مي‌توانيد در زندگي حرفه‌اي خود انجام دهيد.

 

قورباغه را قورت بده!

 

اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. هدف‌هايي كه رسيدن به آنها نشان‌دهنده‌ي آن است كه كارتان را به بهترين نحو انجام مي‌دهيد مشخص كرده و آنها را روي كاغذ بياوريد. سپس به هر كدام از آنها با توجه به نحوه‌ی عملكرد خود در آن زمينه از يك تا ده نمره بدهيد، و آنگاه توانايي يا مهارتي را كه اگر به خوبي از پس آن برآييد بيشترين تأثير را روي كارتان دارد تعيين كنيد.

فهرست اهداف اصلي را به رئيس خود نشان بدهيد و نظر او را بخواهيد. از اظهارنظرهاي صادقانه استقبال كنيد. شما فقط در صورتي در كارتان عملكرد بهتري خواهيد داشت كه بتوانيد از نظرات سازنده‌ی ديگران استفاده كنيد. در مورد فهرستي كه تهيه كرده‌ايد با كاركنان، همكاران و همسر خود مشورت كنيد.

عادت كنيد كه از اين به بعد مرتباً اهداف اصلي كارتان را تجزيه و تحليل كنيد. هرگز از بهبود كار دست برنداريد. همين تصميم به‌تنهايي مي‌تواند زندگي‌تان را متحول كند.

 

به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد

 

تمركز در معناي اصلي و درست كلمه توانايي دقت و توجه ذهن روي يك موضوع واحد است.

كُمار

--------------------------------------------------------------------------------

قانون تشخيص ضرورت مي‌گويد: « هيچ‌وقت براي انجام همه‌ي كارها وقت كافي وجود ندارد ولي هميشه براي انجام مهم‌ترين كارها وقت كافي هست. »

به بيان ديگر، شما هرگز نمي‌توانيد تمام قورباغه‌ها و بچه‌قورباغه‌هاي داخل بركه را بخوريد، اما هميشه مي‌توانيد بزرگترين و زشت‌ترين آنها را بخوريد و همين كار حداقل در حال حاضر كفايت مي‌كند.

هنگامي كه وقت رو به اتمام است و انجام ندادن يك كار يا پروژه‌ي مهم عواقب بسيار بدي خواهد داشت، معمولاً هميشه وقت كافي براي انجام دادن آن كار را پيدا مي‌كنيد، آن هم اغلب درست در دقايق آخر ( به ياد داشته باشيد كه در فوتبال بايد تا دقيقه‌ي 90 بجنگيد تا پيروز شويد ). مثلاً زودتر سر كار مي‌رويد، دير از سر كار بر‌مي‌گرديد و خودتان را مجبور مي‌كنيد كه به جاي روبرو شدن با عواقب بدي كه در اثر انجام ندادن كار در مدت زمان معين گريبانگير شما خواهد شد كار را به اتمام برسانيد.

 

 

قانون: هرگز براي انجام تمام كارهاي لازم وقت كافي وجود ندارد

اين يك واقعيت است كه امروزه هر فرد به طور متوسط از 110 تا 130 درصد وقت توانايي خود كار براي انجام دادن دارد و حجم كارها و وظايف مرتباً در حال افزايش است. همه‌ي ما مطالب زيادي داريم كه بايد بخوانيم يكي از تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه مديران براي مطالب و پروژه‌هايي كه مطالعه‌ي آنها در خانه يا محل كار به تعويق افتاده است به‌طور متوسط به 300 تا 400 ساعت وقت نياز دارند.

اين بدان معناست كه شما هرگز نمي‌توانيد عقب‌افتادگي‌ها را جبران كنيد و بايد اين فكر را از ذهن خود بيرون كنيد. تنها چيزي كه مي‌توانيد به آن اميدوار باشيد اين است كه به كارهاي اصلي برسيد و ساير كارها بايد فعلاً در ليست انتظار بمانند.

خيلي از مردم مي‌گويند كه وقتي مجبور هستند كاري را تا مدت زمان معيني به اتمام برسانند هميشه كارايي بيشتري پيدا مي‌كنند. متأسفانه سال‌ها تحقيق نشان مي‌دهد كه اين هم به ندرت كارساز است.

افرادي كه به دليل تنبلي و تأخير در انجام كار براي اتمام كارهايشان مهلت تعيين مي‌كنند اغلب دچار استرس بيشتر مي‌شوند، بيشتر مرتكب اشتباه مي‌شوند و مجبور به دوباره‌كاري بيشتري مي‌شوند. در اغلب موارد هنگامي كه افراد سعي مي‌كنند كاري را در مهلت سفت و سختي كه خودشان مشخص كرده‌اند به اتمام برسانند باعث خوب انجام ندادن كار و بالا رفتن هزينه‌ها مي‌شود كه در مدت طولاني اين مسئله منجر به زيان‌هاي شديد مالي خواهد شد. گاهي اوقات هنگامي كه افراد سعي مي‌كنند كاري را در دقايق آخر به اتمام برسانند به دليل عجله در كار مجبور به دوباره كاري مي‌شوند و در نتيجه كار در مدت زماني بسيار طولاني‌تر به اتمام مي‌رسد.

براي آنكه بتوانيد روي مهم‌ترين كارهايتان تمركز كنيد و آنها را طبق برنامه به اتمام برسانيد سه سؤال وجود دارد كه مي‌توانيد مرتباً از خود بپرسيد. سؤال اول اين است: « مهم‌ترين و باارزش‌ترين كارهاي من كدامند؟ »

به بيان ديگر، بزرگ‌ترين قورباغه‌هايي كه بايد بخوريد تا مهم‌ترين نقش را در پيشبرد اهداف سازمانتان داشته باشيد كدامند؟ اين يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي است كه بايد از خود بپرسيد و به آن پاسخ بدهيد.

 

 مهم‌ترين و باارزش‌ترين كارهايي كه بايد بكنيد كدامند؟ اين سؤال را ابتدا از خودتان بپرسيد. سپس از رئيس‌تان، همكارانتان و زيردستانتان نيز همين سؤال را بپرسيد. قبل از شروع به كار بايد توجهتان را روي فعاليت‌هاي كاري‌تان متمركز كنيد و از پشت ذره‌بين ذهن‌تان مهم‌ترين فعاليت‌هاي كاري خود را به‌طور شفاف و روشن ببينيد.

دومين سؤالي كه بايد مرتب از خود بپرسيد اين است: « چه كاري است كه اگر من و فقط من خوب انجام بدهم تفاوت چشمگيري در زندگي و شغلم خواهد داشت؟ »

اين پرسش متعلق به پيتر دِراكِر استاد بزرگ مديريت است. اين يكي از بهترين سؤال‌ها براي دست‌يابي به كارايي فردي است. چه كاري است كه شما و فقط شما مي‌توانيد آن را انجام دهيد و اگر خوب انجام دهيد تفاوت چشمگير يا تحول اساسي در زندكي يا كارتان ايجاد مي‌شود.

اين كاري است كه فقط شما مي‌توانيد انجام دهيد. اگر شما انجام ندهيد هيچ‌كس ديگري آن را انجام نخواهد داد، اما اگر شما آن را انجام بدهيد، و خوب انجام بدهيد در زندگي و كارتان تحول اساسي ايجاد مي‌كند. اين چه كاري است؟ چه قورباغه‌اي است كه شما بايد آنرا بخوريد!؟

 

هر ساعت از روز مي‌توانيد اين سؤال را از خودتان بپرسيد و مطمئن باشيد كه براي آن پاسخ روشن و صريحي وجود دارد. وظيفه‌ي شما اين است كه اين پاسخ روشن و صريح را پيدا كنيد و سپس قبل از اقدام به هر كار ديگري اين كار را شروع كنيد.

سومين سؤالي كه مي‌توانيد از خودتان بپرسيد اين است: « بهترين استفاده‌اي كه مي‌توانم در حال حاضر از وقتم بكنم چيست؟ »

به بيان ديگر، « بزرگترين قورباغه‌ي من در حال حاضر كدام است؟ »

اين پرسش، كليد اصلي مديريت زمان، غلبه بر تنبلي و تبديل شدن به فردي بسيار فعال و سازنده است. در هر ساعتي از روز كه اين سؤال را از خود بپرسيد و هميشه مشغول به كاري شويد كه در پاسخ به اين سؤال معلوم مي‌شود، حال اين كار هر چه مي‌خواهد باشد.

كاهاي مهم را اول انجام دهيد و كارهايي را كه در اولويت نيستند اصلاً انجام ندهيد. همانطور كه گوته مي‌گويد: « كارهايي كه از همه مهم‌تر هستند نبايد قرباني كارهاي غيرضروري شوند. » هرچه پاسخ‌هاي شما به اين پرسش‌ها دقيق‌تر و روشن‌تر باشد، آسان‌تر خواهيد توانست كارهايتان را اولويت‌بندي كنيد، بر تنبلي پيروز شويد و كاري را كه انجام آن بهترين استفاده از وقت است آغاز كنيد.

قورباغه را قورت بده!

 

قويترين ابزار ذهني شما براي رسيدن به موفقيت توانايي شما در اولويت‌بنديِ درستِ كارهايتان است. هر روز چند دقيقه‌اي در جايي كه كسي مزاحمتان نشود راحت بنشينيد و بدون استرس و نگراني فقط به كارهايي كه بايد انجام بدهيد فكر كنيد.

تقريباً هر بار در سكوت و تنهايي به ايده‌هاي جالبي مي‌رسيد كه وقتي اين ايده‌ها را به كار بگيريد به ميزان زيادي در كار خود صرفه‌جويي خواهيد كرد. با اين كار، اغلب پيشرفت‌ها و موفقيت‌هايي را تجربه خواهيد كرد كه مسير زندگي و شغل شما را به كلي دگرگون مي‌كند.

8

پيش از شروع مقدمات كار را كاملاً فراهم كنيد

 

ميزان كارايي شما هر چه باشد، توانايي‌هاي بالقوه شما بيشتر  از آن است كه تا كنون به فعل درآمده است.

خيمز تي. مك كِي

--------------------------------------------------------------------------------

يكي از بهترين راه‌هاي غلبه بر تنبلي و انجام سريع‌تر كارها آن است كه قبل از شروع، تمام چيزهايي را كه براي انجام كارتان نياز داريد آماده كنيد و دم دست بگذاريد. وقتي مقدمات و ابزار كارتان آماده باشد مانند يك تيرانداز تفنگ آماده و پر در دست داريد و يا مانند يك كمانگير تير را در كمان گذاشته، به عقب كشيده و آماده تيراندازي هستيد. حالا فقط كافي است تصميم بگيريد و از مهم‌ترين كار شروع كنيد.اين كار درست مانند آماده كردن مواد مورد نياز براي درست كردن يك غذا، مثلاً يك قورباغه‌ي بزرگ، است. شما تمام مواد غذايي مورد نياز را روي كابينت جلوي خودتان مي‌گذاريد و سپس مرحله به مرحله شروع به آماده كردن غذا مي‌كنيد.

 

براي شروع، ميز كارتان را تميز كنيد و فقط يك كار جلوي رويتان باشد و اگر لازم دانستيد بقيه‌ي چيزها را روي زمين در پشت سرتان بگذاريد. تمام اطلاعات، گزارش‌ها، جزئيات كار، مقالات، وسايل كار و هر چيزي را كه براي انجام و اتمام كار نياز داريد جمع‌آوري كنيد. همه را دم دست بگذاريد به نحوي كه براي دسترسي به چيزهاي مورد نيازتان احتياجي به بلند شدن و اين طرف و آن طرف رفتن نداشته باشيد.

مطمئن شويد كه تمام ابزار مورد نياز براي نوشتن، ديسك‌هاي اطلاعاتي، كدهاي دسترسي به منابع، آدرس‌هاي پست الكترونيكي مورد نياز و هر چيز ديگري كه براي شروع، ادامه و اتمام كار نياز داريد در دسترس است.

محل كار خود را براي كار آماده كنيد به‌طوري كه براي كار طولاني مدت جاي راحت و جذابي باشد. مخصوصاً مطمئن شويد كه صندلي‌تان راحت است و پشتي خوبي دارد و وقتي روي آن مي‌نشينيد كف پاهايتان كاملاً روي زمين قرار مي‌گيرد.

افراد فعال و پركار براي ايجاد محيط كاري كه كار كردن در آن لذت‌بخش باشد، وقت صرف مي‌كنند. هر چه محيط كار شما تميزتر و مرتب‌تر باشد، شروع و ادامه كار برايتان راحت‌تر است.

يكي از تكنيك‌هاي غلبه بر تنبلي ( قورت دادن قورباغه ) اين است كه قبل از شروع به كار همه چيز را كاملاً آماده كنيد. وقتي همه چيز با نظم و ترتيب در برابر شما قرار گرفته باشد با ميل و رغبت بيشتري دست‌به‌كار مي‌شويد.واقعاً حيرت‌انگيز است. چه كتاب‌ها كه هرگز نوشته نمي‌شوند، چه درجات علمي كه هرگز اخذ نمي‌شوند و چه بسيار كارهايي كه مي‌توانستند زندگي آدم‌ها را دگرگون كنند اما هرگز به انجام نمي‌رسند، فقط به اين دليل كه مردم اولين قدم را كه تهيه‌ي مقدمات است برنمي‌دارند.لوس‌آنجلس افراد زيادي را از سراسر دنيا به خود جذب مي‌كند كه در آرزوي نوشتن يك فيلم‌نامه‌ي موفق و فروختن آن به يكي از استوديوهاي آن منطقه هستند. اين افراد به لوس‌آنجلس مي‌آيند و سال‌ها كارهاي سطح پايين مي‌كنند به اين اميد كه يك فيلم‌نامه‌ي معروف بنويسند و بفروشند.اخيراً نشريه‌ي لوس‌آنجلس تايمز گزارش‌گري را به بلوار ويلشاير فرستاده بود تا با رهگذرها مصاحبه كند. اين گزارش‌گر از هر كس كه به او نزديك مي‌شد اين سؤال را مي‌پرسيد: « فيلم‌نامه‌تان چطور پيش مي‌رود؟ » و از هر چهر نفر، سه نفر جواب مي‌دادند: تقريباً تمام شده! »

متأســفانه واقعيت اين اسـت كـه، « تقريبـاً تمـام شـده » به احتمـال زياد به اين معني بوده اسـت كه « هنوز شروع نشده ». نگذاريد اين اتفاق براي شما بيافتد.

وقتي مي‌نشينيد و همه چيز حاضر و آماده در برابر شما قرار دارد، وضعيت فيزيكي افراد كارآمد را به خود بگيريد. پشت‌تان را صاف كنيد، كمي از پشتي صندلي فاصله بگيريد و به جلو ( سمت كار ) مايل شويد. طوري رفتار كنيد كه انگار واقعاً شخصيتي كارآمد، مؤثر و موفق هستيد. آن وقت اولين مورد كاري كار را به دست بگيريد و به خودتان بگوييد: « خب، كار را شروع مي‌كنيم. » و با كار درگير شويد و پس از آنكه كار را شروع كرديد همچنان ادامه دهيد تا آن را به پايان برسانيد.

قورباغه را قورت بده!

 نگاه دقيقي به ميز كار خود بياندازيد، هم در خانه و هم در محل كار، آن وقت از خودتان بپرسيد : « چه جور آدمي در يك چنين جايي كار مي‌كند؟ » هر چقدر محيط كارتان تميزتر و مرتب‌تر باشد بيشتر احساس مثبت ‌بودن، خلاقيت و اعتماد به نفس مي‌كنيد، همين امروز تصميم بگيريد كه ميز كار و دفتر خود را كاملاً تميز و مرتب كنيد تا هر بار كه پشت ميزتان مي‌نشينيد احساس كنيد كه فردي مؤثر، كارآمد و آمادهی پيشروي و موفقيت هستيد.

 

9

همیشه یک شاگرد باقی بمانید

 

تنها ابزار موفقیت که قطعاً به آن نیاز دارید، صرف‌نظر از اینکه کارتان چیست، این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار مي‌رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید.

آگ ماندینو

--------------------------------------------------------------------------------

« درستان را بخوانید » این یکی از اصول کارایی فردی است. باید بفهمید برای اینکه کارتان را عالی انجام بدهید چه مطالبی را باید بیاموزید هرچه مهارت‌تان در خوردن نوع بخصوصی از قورباغه بیشتر شود، احتمال این‌که بتوانید سریع دست به کار شوید و آن را بخورید بیشتر مي‌شود.

یکی از دلایل تنبلی و به تعویق انداختن یکی از کارهای اصلی، احساس عدم صلاحیت، عدم اعتماد به نفس و یا عدم توانایی در انجام آن کار است. احساس ضعف یا کمبود در رسیدن به یکی از هدف‌های اصلی زندگي‌تان کافی است تا شما را از شروع کار باز دارد.

مهارت‌ها و توانایی‌های خود را در حوزه‌های اصلی کاری‌تان مرتباً به روز کنید. به خاطر داشته باشید که هر چقدر هم کاری را خیلی خوب انجام دهید، دانش و مهارت شما دارد با سرعت زیادی کهنه و قدیمی مي‌شود.

همان‌طور که پت رایلی مربی بسکتبال مي‌گوید « اگر در کارتان درحال پیشرفت نیستید و بهتر نمي‌شوید، پس دارید بدتر مي‌شوید. »

یکی از مفیدترین تکنیک‌های مدیریت زمان این است که باید کارهای اصلی را به‌تر انجام دهید و یکی از به‌ترین خدمتکارانی که به شما در صرفه‌جویی وقت کمک مي‌کند پیشرفت در مهارت‌های شغلی و فردی‌تان است. هر چه در انجام یک کار اصلی توانایی و مهارت بیشتری داشته باشید، انگیزه‌ی بیشتری به انجام آن کار خواهید داشت. هر چه بتوانید کاری را به‌تر انجام دهید، انرژی و شوق بیشتری به انجام آن کار خواهید داشت. هنگامی که مي‌دانید مي‌توانید کاری را خوب انجام دهید مي‌بینید که غلبه بر تنبلی برایتان آسان‌تر و تحت هر شرایطی کار را سریع‌تر و به‌تر انجام مي‌دهید.

مقداری اطلاعات بیشتر و یا کمی مهارت بیشتر ممکن است تفاوت چشمگیری در میزان توانایی شما برای انجام بهتر کار ایجاد کند. مهم‌ترین کارهایی را که انجام مي‌دهید مشخص کنید و برای به روز کردن مدام اطلاعات و مهارت‌های خود در این زمینه‌ها برنامه‌ریزی کنید.

 

قانون : یادگیریِ مدام شرط لازم موفقیت در هر زمینهای است.

 

اجازه ندهید که ضعف یا عدم توانایی در هر کدام از کارها و وظایف اصلی‌تان شما را از پیشرفت باز دارد. در کار و تجارت همه چیز را مي‌شود یادگرفت. هر چیزی را که دیگران یاد گرفته‌اند شما هم مي‌توانید یاد بگیرید.

وقتی نوشتن اولین کتابم را شروع کردم فقط مي‌توانستم با نگاه کردن به دکمه‌های کی‌بورد حروف را تایپ کنم. خیلی زود متوجه شدم که اگر بخواهم یک کتاب 300 صفحه‌ای را بنویسم و دوباره خوانی و ویرایش کنم باید تایپ کردن استاندارد را یاد بگیرم.

 

 بنابراین نرم‌افزار آن را تهیه کردم و سه ماه هر روز به مدت 20 تا 30 دقیقه با کامپیوتر این روش را تمرین می‌کردم. بعد از این مدت می‌توانستم بین 40 تا 50 کلمه در دقیقه تایپ کنم. با کسب این مهارت تاکنون توانسته‌ام کتاب‌های بسیاری را که تا کنون در تمام دنیا به چاپ رسیده‌اند، بنویسم.

این خیلی خوب است که شما مي‌توانید برای آنکه فعال‌تر و موثرتر باشید هر مهارت و توانایی را که لازم دارید کسب کنید. اگر ضروری است شما هم مي‌توانید یک تایپیست مسلط باشید و بدون نگاه کردن به دکمه‌ها تایپ کنید، یک متخصص کامپیوتر بشوید، یک خریدار یا یک فروشنده بی‌نظیر باشید. مي‌توانید یاد بگیرید که جلوی جمع صحبت کنید. می‌توانید یاد بگیرید که چطور نوشته‌های‌تان تأثیرگذار باشد. همه‌ی این مهارت‌ها را مي‌توانید پس از آنکه تصمیم گرفتید که با توجه به هدف‌های اصلی‌تان یادگیری آنها ضروری است، یاد بگیرید.

هر روز حداقل یک ساعت در زمینه‌ی حرفه‌ای خودتان مطالعه داشته باشید. صبح‌ها کمی زودتر از خواب بیدار شوید و به مدت 30 تا 60 دقیقه به مطالعه کتاب یا مجله‌ای بپردازید که اطلاعات موجود در آن به شما کمک می‌کند تا در حرفه‌ی خود کارایی بیشتری داشته باشید.

در هر سمینار یا هر دوره‌ی آموزشی که به شما کمک مي‌کند تا در مهارت‌های اصلی و کلیدی کارتان پیشرفت کنید و به روز باشید شرکت کنید. در کنگره‌ها و جلساتی که به تخصص شما مربوط می‌شود شرکت کنید. به کارگاه‌ها و نشست‌ها بروید. جلو بنشینید و یادداشت بردارید. نوارهای ضبط شده‌ی جلساتی را که در آن شرکت کرده‌اید بخرید. برای آنکه یکی از مطلع‌ترین و ماهرترین افراد حرفه‌ی کاری خود باشید وقت صرف کنید.

 

و درنهایت اینکه در حین رانندگی به نوارهای آموزشی مرتبط با کارتان گوش بدهید. هر فرد صاحب اتومبیل سالانه به طور متوسط 500 تا 1000 ساعت مشغول رانندگی است. ساعات رانندگی را به ساعات یادگیری تبدیل کنید. شما مي‌توانید فقط با گوش دادن به برنامه‌های آموزشی مرتبط با کارتان یکی از زیرک‌ترین، باکفایت‌ترین و صاحب بالاترین دستمزدها در حوزه کاری خودتان بشوید.

هر چه در مورد کارتان مطالب بیشتری یاد بگیرید و اطلاعات بیشتری داشته باشید، احساس اعتماد به نفس بیشتر و انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه کار خواهید داشت و هر چه کارتان را به‌تر انجام دهید توانایی بیشتری برای پیشرفت در حوزه کاری‌تان پیدا خواهید کرد.

هر چه بیشتر بیاموزید، توانایی شما در یادگیری بیشتر مي‌شود. همان‌طور که با تمرین فیزیکی می‌توانید عضلات بدن‌تان را قوی‌تر کنید با تمرین ذهنی نیز مي‌توانید ذهن قوی‌تری داشته باشید. جز محدودیت‌هایی که خودتان تصور مي‌کنید برایتان وجود دارد هیچ محدودیت دیگری در سرعت و مقدار پیشرفت‌تان وجود ندارد.

 

قورباغه را قورت بده!

از امروز تصمیم بگیرید که پروژهی « در خدمت خودتان » را اجرا کنید: برای تمام عمر در حوزه کاری‌تان یک شاگرد باقی بمانید. برای یک حرفه‌ای هیچ وقت مدرسه رفتن و آموختن تمام نمي‌شود.

چه مهارتها و توانایی‌هایی است که به شما کمک می‌کند تا در کارتان در زمان کمتر نتایج بهتری بدست آورید؟ برای ادامه و پیشرفت کار در آینده به چه توانایی‌های کلیدی و اصلی نیاز دارید؟ این مهارت‌ها هر چه هستند آنها را مشخص کنید. برای بهبود آنها برنامه‌ریزی کنید و سپس فراگیری را شروع کنید. سعی کنید در کارتان همیشه بهترین باشید.

 

 

10

استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید

کار خودتان را انجام دهید، اما نه در حد وظیفه بلکه اندکی بیشتر و از روی سخاوت. همین مقدارِ اندک به اندازه‌ی تمام کار ارزش دارد.                                        دین بریگز

--------------------------------------------------------------------------------

شما انسان منحصر به فردی هستید. در وجود شما استعدادها و توانائی‌های وجود دارد که شما را از هر انسان دیگری که تا کنون به دنیا آمده است متمایز می‌کند. قورباغه‌هایی هست که فقط شما مي‌توانید بخورید یا خوردنشان را یاد بگیرید تا به یکی از مهم‌ترین افراد نسل خود تبدیل شوید.

کارهای بخصوصی هست که مي‌توانید انجام دهید یا انجام دادن آنها را یاد بگیرید تا هم برای خودتان و هم برای دیگران ارزشی فوق‌العاده پیدا کنید. کار شما این است که حوزه‌هایی را که مي‌توانید در آن منحصر به فرد باشید پیدا کنید و آنگاه قاطعانه تصمیم بگیرید که در آن حوزه‌ها خیلی خیلی خوب بشوید.

از دیدگاه گردش نقدینگی، باارزش‌ترین امتیازی که یک نفر مي‌تواند داشته باشد « توانایی کسب  درآمد » است. توانایی کسب درآمد این امکان را فراهم مي‌سازد تا تنها با به کارگیری دانش و مهارت خود در دنیای پیرامون‌تان سالیانه معادل ده‌ها هزار دلار به زندگی خود سرازیر کنید. این در واقع نتیجه‌ی توانایی شما در قورت‌ دادن قورباغه‌های بخصوصی است که مي‌توانید سریع‌تر و به‌تر از دیگران بخورید.

 

ممکن است همه دار و ندارتان را از دست بدهید: خانه، اتومبیل، شغل و موجودی حساب‌های بانکي‌تان. اما تا زمانی که توانایی کسب درآمد را داشته باشید مي‌توانید همه‌ی آنچه را که از دست داده‌اید به علاوه‌ی بسیاری چیزهای دیگر را دوباره به دست بیاورید.

به طور مرتب و منظم توانایی‌های منحصر به فرد خود را ارزیابی کنید. چه کار بخصوصی است که شما مي‌توانید به‌تر از دیگران انجام دهید؟ در چه کاری مهارت دارید؟ چه کاری است که انجام آن برای شما آسان، اما برای دیگران سخت است؟ وقتی به گذشته‌ی حرفه‌ای خود نگاه مي‌کنید چه چیزی بیشترین سهم را در موفقیت شما تا به امروز داشته است؟ مهم‌ترین قورباغه‌هایی که تا به امروز خورده‌اید کدام بوده‌اند؟

شما طوری طراحی شده‌اید که از کارهایی که مي‌توانید در آن به‌ترین باشید بیشترین لذت را مي‌برید. از کدامیک از کارهایی که انجام می‌دهید بیشتر لذت مي‌برید؟ از خوردن چه قورباغه‌هایی بیشتر لذت مي‌برید؟ همین واقعیت که از بعضی کارها بیشتر لذت مي‌برید نشان مي‌دهد که در درون خود آمادگی این را دارید که در آن زمینه از دیگران برتر باشید.

یکی از مسئولیت‌های مهم شما در زندگی این است که تصمیم بگیرید انجام چه کاری را واقعاً دوست دارید و آنگاه تمام عشق و علاقه خود را صرف انجام آن کار به به‌ترین نحو ممکن کنید.

به کارهای گوناگونی که انجام مي‌دهید نگاه کنید. کدامیک از آنها بیشترین تشویق و تحسین را از جانب دیگران برای شما به ارمغان مي‌آورد؟ کدامیک از کارهایی که انجام مي‌دهید بیشتر از سایر کارها بر راندمان کاری دیگران تأثیر مثبت مي‌گذارد؟

 

 

افراد موفق بدون استثنا کسانی هستند که با صرف وقت دریافته‌اند که چه کاری را خوب انجام مي‌دهند و از آن لذت مي‌برند. آنها مي‌دانند که چه کاری بیشتر دگرگونی را در حرفه‌ی آنها ایجاد مي‌کند و به همین دلیل منحصراً روی همان کار یا زمینه‌ی کاری متمرکز شده‌اند.

همواره باید به‌ترین قابلیت‌ها و نیروهای خود را روی شروع کردن و ادامه دادن به کارهایی صرف کنید که نقش کلیدی دارند و استعدادها و توانایی‌های منحصر به فردتان شما را قادر به انجام دادن آنها مي‌کند. از این طریق مي‌توانید فرد مؤثری باشید. شما نمي‌توانید همه‌ی کارها را انجام دهید اما مي‌توانید کارهای معدودی را که در آنها از دیگران برترید انجام دهید، کارهای معدودی که واقعاً تحول ایجاد مي‌کند.

 

قورباغه را قورت بده!

 

مدام این پرسشهای کلیدی را از خود بپرسید: « در چه کاری واقعاً بهتر از دیگران هستم؟ از کدام قسمت از کدام قسمت از کارهایی که انجام مي‌دهم بیشتر لذت مي‌برم؟ مهم‌ترین عامل موفقیت من در گذشته چه بوده است؟ اگر اصلاً بتوانم حرفه‌ای داشته باشم آن کدام است؟ »

اگر با خریدن بلیط بخت آزمایی یا چیزی شبیه به آن مبلغ هنگفتی پول بدست بیاورید و این آزادی را داشته باشید که برای بقیهی عمرتان هر کار یا هر قسمت از کاری را که دوست دارید انجام دهید، چه کاری را انتخاب خواهید کرد؟ برای اینکه مشغول به کار مورد نظر شوید چه مقدماتی را باید فراهم کنید تا بتوانید آن کار را به بهترین صورت ممکن انجام دهید؟ پاسخ این پرسش هر چه که هست از همین امروز دست به کار شوید.