مقاله :   سیستم 60 ثانیه ای ارزیابی مشتری
  نویسنده :  آرت جوناک
   
   
   

چه می شد اگر قبل از اینکه کسی وارد تجارتتان شود، دقیقاً می دانستید که کدام یک از آنها بیشترین شانس موفقیت در تجارت بازاریابی شبکه ای شما را خواهند داشت؟

چه می شد اگر روشی برای شناخت آنها داشتید؟ و چه می شد اگر این روش برای هر مشتری کمتر از 60 ثانیه زمان می برد؟

آیا چنین ارزیابی مشتری برای شما کارساز خواهد بود؟ مطمئن باشید که همینطور است!

در این مقاله، من روش مرحله به مرحله ای برای ارزیابی مشتریهایتان ارائه می کنم، تا بتوانید به هرکدام از آنها امتیاز بدهید و آنها را از خیلی خوب به خیلی بد رتبه بندی کنید.

می توانم لیستی از موفق ترین بازاریابهای شبکه ای را که از همین ارزیابی مشتری استفاده می کنند، تهیه کنم. این دقیقاً همان روشی است که خودم استفاده می کنم و آموزش می دهم.

بیایید فرض کنیم که شما درتجارت بازاریابی شبکه ای، لیست صد نفره ای از مشتریها دارید و 20 نفر از آنها بیشتر از دیگران مایل به کسب موفقیتهای بزرگ هستند.

  • آیا می خواهید بدانید آن 20 نفر چه کسانی هستند؟
  • و آیا مایل نیستید که 90 درصد از تلاشتان، برای جذب مشتری را به آنها معطوف کنید؟

با این وجود، اگر آنها وارد تجارت شما شوند، درآمد خوبی کسب خواهید کرد.

مشتری یابی و حمایت کردن از 80 نفر یگر برای شما هزینه خواهد داشت وشما ساعات ارزشمندی را تلف خواهید کرد بدون اینکه نفع مالی داشته باشید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابهای شبکه ای مرتکب می شوند این است که به جای استفاده از اصول مشخص، حدس می زنند که 20 نفر مشتری بالقوه چه کسانی هستند و به اشتباه اغلب وقت خود را صرف کار کردن با آن 80 نفر دیگر می کنند.

چند دقیقه صبر کنید! چطور می توانیم بدون کار کردن با مشتریان آنها را بشناسیم؟

خب، قصد دارم دقیقا روش کار را به شما نشان دهم! این سیستم به آسانی شما را به سمت مشتریان مناسب هدایت می کند و افرادی را که به درد کارتان نمی خورند خیلی سریع به پایین لیست می فرستد!

به صفحه کامپیوتر نزدیکتر شوید و به دقت توجه کنید. با چیزی که می خواهم به شما بگویم، می توانید هزاران دلار کسب درآمد کنید، به شرطی که:

1_ از آن استفاده کنید و

2_ به تیم خودتان هم آموزش بدهید.

هرگز در مورد هیچ یک از افراد داخل لیست، پیش داوری نکنید _ ولی باید آنها را رتبه بندی کنید تا بدانید می خواهید اول از همه با چه کسانی کار کنید.

قبل از اینکه شروع کنیم لیست مشتریهایتان را آماده کنید.

چی؟ شما لیست مشتری ندارید؟! خجالت بکشید.

خوب، حالا از حافظه خودتان استفاده کنید و یک لیست حداقل 20 نفره تهیه کنید. همین حالا این کار را انجام دهید. به خواندن ادامه ندهید. دیگر نخوانید! از صندلی خودتان بلند شوید، لیست مشتریهایتان را بیاورید یا اگر ندارید یک لیست تهیه کنید.

به خاطر داشته باشید که در این کار، فقط با خواندن موفق نمی شوید. شما باید وارد عمل شوید! خودتان را با این فکر که "خواندن" بدون "عمل کردن" موفقتان می کند، گول نزنید. اصلا اینطور نیست.

شرط می بندم که نسبت بازاریابهای شبکه ای ای که چندین کتاب خوانده، یا نوارگوش داده اند ولی حتی نتوانسته اند یک مشتری جذب کنند، به آنها که صاحب مشتری هستند 100 به 1 است! شوخی نمی کنم، و چیزی که خیلی ناراحتم می کند این است که اگر تمام این 100 نفر، فقط بعضی از چیزهایی را که درباره آن مطالعه کرده بودند، عملی می کردند، می توانستند موفق شوند.

خب، باید دل خودم را خالی می کردم ... بیایید به لیست شما برگردیم. حالا که لیست خودتان را آورده اید ادامه می دهیم (اگر نسبت به موفقیتتان جدی هستید، پس واقعا لیستی در اختیار داشته باشید.)

 

سیستم ارزیابی مشتری

 

1_ اشتیاق: بیشترین اشتیاق اغلب در افرادی یافت می شود که قبلا موفقیت مالی ای داشته ولی آنرا از دست داده اند. اگر به آنها امید موفقیتی دوباره بدهید، بی وقفه تلاش می کنند. دنبال افرادی باشید که از کار، رئیس و یا به طور کلی زندگیشان راضی نیستند.

0 _ ورشکسته یا بی میل به تغییر است.

5_ ناراضی یا خسته از موقعیت شغلی خود می باشد. با رئیس خود مشکل دارد و به دنبال فرصتی جدید است.

10_ پول زیادی به هم زده ولی از دست داده است و یا قدرت مالی بالایی دارد و به دنبال فرصتی جدید، شهرت و یا وقت آزاد بیشتری است.

 

2_ نظم: نظم و اشتیاق دو اصل لازم هستند. نظم یعنی انجام دقیق کارهایی که حتی ممکن است علاقه چندانی به آنها نداشته باشید.

0_ تقریبا همه چیز باعث تغییر مسیرش می شود و برای او سرگرمی و تفریح نسبت به ثبات مالی، اولویت بیشتری دارد.

5_ به موقع کار را دنبال می کند.

10_ وقتی به هدفی تمرکز می کند، چیزی نمی تواند سر راهش قرار بگیرد ... مثل یک اسب کاری با گامهایی منظم تلاش می کند!

 

3_ نگرش: دیدگاه کلی. آیا دید بازی دارد؟ مثبت اندیش است یا منفی باف؟ آیا رؤیایی در سر دارد؟ آیا احساس می کند که می تواند موقعیت مالی بهتری داشته باشد و برای این کار فقط به وسیلة مناسبی احتیاج دارد؟

0_ تصور ذهنی ضعیفی از خودش دارد. هیچ امیدی به تغییر مالی ندارد، همیشه منفی باف است و رؤیایی هم ندارد.

5_ از خودش تصور ذهنی متوسطی دارد. بعضی اوقات مثبت فکر می کند و انگیزة شخصی دارد. رؤیاهایی دارد ولی نسبت به آنها متعهد نیست.

10_ تصور ذهنی خوبی از خودش دارد. این فرد اگر ببیند که شخصی می تواند کاری  انجام دهد، مطمئن است که خودش هم می تواند آن کار را به همان شکل یا بهتر از آن انجام دهد. همیشه مثبت فکر می کند و مثبت عمل می کند. حتی وقتی که شرایط مهیا نباشد_او فکر می کند که چاره ای ندارد جز اینکه موفقیت مالی بزرگی بدست بیاورد.

 

4_ دامنه تأثیرگذاری: تا چه اندازه و با چه کیفیتی می تواند روی افراد دیگر نفوذ داشته باشد.

0_ هیچ تأثیری ندارد. هیچ کس از او پیروی نمی کند.

5_ حیطه تأثیرگذاری محدودی دارد. احتمالاً بعضی از افراد از او پیروی می کنند. 50 تا 100 نفر به صورت بالقوه در لیست او جای دارند.

10_ تأثیر بسزایی دارد، و تقریبا همه به او گوش می دهند و از او پیروی می کنند. بیشتر از 200 نفر بالقوه در لیست مشتریان او قرار دارند.

 

5_ تجربه فروش مستقیم یا بازاریابی شبکه ای: لازم نیست ولی می تواند ارزش به حساب بیاید.

0_ هیچ وقت در این کار نبوده ولی نسبت به آن دیدگاه منفی دارد و بازاریابی شبکه ای را یک طرح هرمی می داند.

5_ هیچ وقت در این کار نبوده ولی دیدگاه منفی هم ندارد. فکر می کند که این کار مفید خواهد بود و اگر به شخص مناسبی برخورد کند، تلاش می کند.

10_ سابقه همکاری با شرکتهای معروفی چون اسپرینگ[1]، هربالایف[2]، نوسکیز[3]، پرایم امریکا[4]، NSA، ام وی[5]

مری کی[6] و غیره را دارد و یا دوره های مدیریت ومهارتهای فروش را در شرکتهای تجاری گذرانده است.

 

6_ اعتماد به نفس: توانایی عضوگیری و صحبت با افراد معمولی یا خیلی موفق.

0_ خیلی کم. به سختی متقاعد می شود. منفی باف است و دائما باید دلگرمش کنید.

5_ می خواهد که بر ترس صحبت کردن با  افراد غلبه کند، تمایل به کار دارد.

10_ ارادة قوی ای برای اوج گرفتن دارد، هیجان زیادی دارد و با همة مردم بدون توجه به طبقه اجتماعی- اقتصادیشان صحبت می کند.

 

7_ آموزش پذیری: خواهان گوش دادن و استفاده کردن از چیزی است که یاد گرفته است.

0_ تمام جوابها را می داند. بیشتر از اینکه به حرفهای افراد موفق گوش بدهد، حرف می زند.

5_ گاهی اوقات گوش می دهد. سعی می کند از الگویی پیروی کند ولی دقیقاً به آن پایبند نمی ماند.

10_ سرتاپا گوش است. از الگوهای تثبیت شده وموفق پیروی می کند و تلاشهای خود را تکثیر می کند.

 

8_ آگاهی مالی: مشتری باید از آگاهی بالایی برخوردار باشد و بداند که می تواند به موفقیت مالی دست یابد.

0_ به دنبال یک شغل دائمی است. اعتقاد دارد که شغل امنیت می آورد. همیشه پای تلویزیون است، تنبل است وهمیشه اعتراض می کند.

5_ چیزهای خوب را دوست دارد. در حال حاضر برای بهبود شیوه زندگیش تلاش می کند.

10_ به دنبال استقلال مالی است و اعتقاد دارد که با وارد شدن به بازاریابی شبکه ای بهترین راه را انتخاب کرده است.

 

امتیازها را با هم جمع کنید و امتیاز کلی هر فرد را محاسبه کنید. عالیه! یک جور سرگرمیه، مگر نه؟ حالا، سراغ دومین نفر بروید و همین کار را تکرار کنید. بعد سومی و بقیه. حالا فهمیدید.

وقتی برای تمام افراد این کار را انجام دادید، 20 درصدی را که بیشترین امتیاز را گرفته اند مشخص کنید. اینها افرادی هستند که شما و بالاسری تان باید با آنها کار کنید! ولی هنوز کار تمام نشده است. با مرتب کردن لیست مشتریها می توانید بفهمید که آیا در سطح بالا یا سطح پایینی مشغول فعالیت هستید.

اگر مشتریهای شما بین 50 تا 80 امتیاز دارند پس شما در سطح بالایی فعالیت می کنید و نسبت به وقتی که امتیاز مشتریهایتان بین 0 تا 50 است، با سرعت بیشتری به موفقیت خواهید رسید.

اگر از دیدگاههای این مقاله استفاده کنید و واقعاً این کار را انجام دهید، این شانس به شما روی می آورد که به 80 درصد مابقی لیست حتی زنگ هم نزنید! چرا؟

اینجاست که موضوع خیلی هیجان انگیز می شود. به دقت توجه کنید. پس از جذب 20 نفر از این لیست، به افراد جدید آموزش دهید تا از آنها الگوبرداری کنند و در نهایت این امکان را خواهید داشت تا گروهتان را با سرعت بالایی گسترش دهید، تا جائیکه حتی وقت نداشته باشید چکهای کارمزدتان را نقد کنید!

من اسم این فرآیند را "فشرده سازی موفقیت" گذاشته ام؛ یعنی دستیابی به درآمد بالاتر با صرف زمان کمتر. بازاریابها با استفاده از این مفهوم، پولهایی را که عایدشان می شود ماه به ماه به بانک می برند ... و البته باید از آرت ((Art تشکر کرد که رموز موفقیت خودش را با ما تقسیم کرد و حالا همه می توانند این موفقیت را تکرار کنند.

مطمئنم به این شکل از مشتری یابی لذت بیشتری خواهید برد! امیدوارم از این مقاله نیز به همان اندازه که من به هنگام نوشتن آن لذت بردم، لذت برده باشید.