گفتگوي اختصاصي با پروفسور رضا تدين - استاد دانشگاه صنعتي دانمارك
زيرساختهايي براي خلق فرصتهاي طلائي

 
         فرصتي نبود تا تلف كنم همه سعي و تلاشم صرف اين شد كه به موقع به موعد قرار با پروفسور رضا تدين برسم. اين هم از نعمتهاي بزرگ خدا است كه من رانندگي بلد نيستم و لطف بيشتر خدا كه دوست روزنامه نگاري را كه چندي است مسئوليت هايي اين طرف و آن طرف بر عهده دارد در يكي از خيابان هاي مسير ديدم.        

 سوار وسيله نقليه او مي شوم و قصه را برايش تعريف مي كنم. مي گويد كه علاقه زيادي به موضوع دارد و به اتفاق من به سمت محل قرار با پروفسور تدين مي رويم و دقايقي بعد وقتي مي خواهم گفتگو را شروع كنم مي بينم كه اين دوست و مهمان مصاحبه حسابي گرم گفتگو هستند. حيف نبود با سوالاتم اين هم سخني زيبا را راب مي كردم. شما هم مي توانيد حاصل آن را بخوانيد و ببينيد چقدر با نظر من موافق هستيد. تا فراموش نكردم به اين نكته اشاره كنم كه لباس مسئوليت نگذاشت نام دوست عزيزي كه ما را همراهي كرد در اين نوشتار بياورم . و سپاس فراوان از خانواده اين استاد عزيز كه ساعاتي قبل از پرواز او به دانمارك اين فرصت را براي همه چيز فراهم كرد . - اقتضائات   Network marketing  به سمتي مي رود كه انسانها غربال مي شوند و كساني مي مانند كه چند مشخصه عمده دارند اول خلاقيت دوم دانش لازم سوم اينكه از اخلاق حرفه اي  برخوردارند،فرصتهايي به وجود مي آيد و هر چه دير بجنبيم بيشتر از دست مي رود. شما چطور فكر مي كنيد؟
         طبيعي است كه من هم كاملا با آن موافقم.
         سيستمهايي كه از نوع
Network marketing هستند كيفيت هايي دارند كه اگر كسي روزي صحبت از انقلاب صنعتي مي كرد و اساسا توانستيم در آن مقطع تقسيم كار كنيم سيستم هايNetwork marketing نيز باعث مي شوند در جهان تقسيم كار صورت بگيرد و مشاغل بسياري توليد شود. شايد اوايل برخي فكر مي كردند از اين Network marketingها چه چيزي در مي آيد. اما امروز مي دانيم كه استفاده از اين نوع كيفيت ها باعث مي شود اقتصاد پيشرفت كند و انسان مي تواند به يك مهره فعال و پويا تبديل شود و مهم نيست به لحاظ جغرافيايي كجا هستيم. اين هم مشكل بزرگي براي كشورهاي صنعتي شده چرا كه آنها مي دانند بسياري از اين خلاقيت ها و مهارت ها ديگر در انحصار غول هاي صنعتي نيست و هر روز انحصارات گذشته كمرنگ تر مي شود و به موقعيت هاي ديگري انتقال پيدا مي كند. وقتي صحبت مي كنيد كه در ايران چه كارهايي مي شود انجام داد يعني قطب جذب نيروي كار مي تواند به اينجا بيايد اما توجيه كشورهاي صنعتي اين است كه مي گويند ما بايد يك گام، فراتر برداريم تا موقعيت خود را تثبيت كنيم و در اين رقابت است كه ايران مي تواند جايگاه خود را بهتر كند و به نظرم موقعيت كنوني فرصتي بسيار حياتي براي ايران و كشورهايي نظير ايران است و شايد فردا اين موقعيت ديگر نباشد. نبايد هميشه به فكر پول بود و بايد از ضريب هوشي بالاي خود استفاده كنيم، بازار وسيعجهاني وجود دارد. حالا اگر فرصت ها را ناديده بگيريم افراد يا شركتها يا كشورهايي مي آيند و انحصاراتي را به وجود مي آورند آن وقت است كه شرايط سخت تر مي شود اخيرا در همايش Businuess E- ايران شركت كرده بودم واقعا از سطح مقالات ارائه شده توسط محققان ايراني لذت ميبردم. گاهي اوقات فكر مي كردم اگر چنين كنفرانسي را در دانمارك برگزار مي شد تا چه حد مي توانستيم به سطح اين همايش دست پيدا كنيم واقعا مقالات و مطالبي كه بچه هاي ايراني ارائه مي كردند پر بود. با خودم فكر مي كردم اگر افراد امكاناتي نظير آنچه ما داريم در اختيار داشتند چه غوغايي مي كردند. - آقاي پروفسور فكر نمي كنيد مقوله زيرساختها و امكانات زيرساختي بيشتر يك مقوله      رواني و تبليغاتي است؟ به هر حال امكانات اوليه براي ورود به Network marketing را داريم اينكه كسي بخواهد اصول اوليه كار بر روي Network marketing را بياموزد چندان طولاني و   سخت نيست. بسياري از اين مطالب را مي توان به صورت چهره به چهره آموخت. با برخي از نخبگان اين حوزه نشست و برخاست كرديم براي ما مدل سازي از روي روندي كه آنها طي كردند جالب بود كاملا مشخص است كسي براي آنها سرمايه گذاري خاصي نكرده است. البته ريسك پذيري زيادي داشتند و ايران عرصه ريسك بسيار گسترده اي دارد. اما وقتي كه مي خواهيم كلان نگاه كنيم شايد اصلي ترين بخش اين است كه بستر را خوب بشناسيم و به ديگران معرفي كنيم و بگوييم كه مي توانيم در پيگيري اين سوژه با
كمترين سرمايه گذاري ملي و كمترين فرصت زماني به نسبت بقيه سرمايه گذاري ها بيشترين ره آورد را به دست آورد. اين مطلب را چگونه مي بينيد؟
مبحثي كه اشاره شد را در دانمارك بود و الان هم داريم به خصوص اين نوع مطالب به زماني بر مي گشت كه هزاره عوض مي شد طي سال 2000 دوراني بود كه در كشورهايي مثل دانمارك سيستم هايي
Dialup (اتصال به اينترنت از طريق شماره گيري تلفني) بسيار رايج شده بود و وقتي عنوان مي شد در دنياي جامعه اطلاعاتي اگر مي خواهيد موقعيت بهتري داشته باشيد احتياج به يكسري چيزهايي است كه با سيستم هاي موجود متفاوت باشد برخي مقاومت مي كردند به هر حال در دانمارك سعي كرديم براي دولت تجزيه و تحليل كنيم بالاخره بايد چه كار كرد الان چه كنيم كه از وضع فعلي كه هستيم به جلو برويم. يكي از مسائلي كه دائما زير سوال مي برديم زيرساختها بود نمي گفتيم كه دولت بيايد لزوما درباره زيرساختها پول خرج كند كشورهاي غربي كه عمدتا با سرمايه بازار اداره مي شوند شايدمساله پيچيده اي باشد اگر دولت بخواهد دخالت مستقيم بكند حرف ما اين بود بايد از تمام امكانات استفاده كرد و زيرساختها را ارتقاء داد. هر آناليزي كه بر روي اطلاعات موجود انجام مي داديم چيزي جزء ارتقاء سطح زيرساختها نتيجه نمي داد شايد
بگويند چون افرادي مثل من به لحاظ تخصص به زيرساختها معطوف هستند چنين نتيجه اي مي گيرند اما حقيقت اين نيست به هر حال تجربه نشان داد كه ظرف 3 سال اخير تمام قوا در كشور دانمارك به سمتي رفت كه اين زيرساختها را رشد بدهند. طوري شد كه به عنوان يك وظيفه اجتماعي به آن نگاه كنند و كيفيتها به قدري خوب شود كه مردم به راحتي و بدون دغدغه بتوانند از آنها استفاده كنند. مانند همان چيزي كه درباره تلفن رخ داد درباره زيرساختهاي اينترنتي و مخابراتي كه موجب توسعه پهناي باند و سرعت دسترسي به اينترنت و ديتا مي شود شرايطي در اروپا به وجود آمد كه كشورهاي اروپايي خود را در يك رقابت
دائمي با يكديگر مي بينند. خدا نكند كه اگر به دولت دانمارك بگوييم چه نشسته ايد كه كشور سوئد در
IT و زيرساختهاي آن از شما جلو افتاده است شايد انكار كنند و به ما بگويند كه آمارهاي شما درست نيست يا بگويند برويد دوباره بررسي كنيد. به خاطر اين نيست كه فقط بخواهند در رتبه بندي كشورها جلو بيافتند بلكه آنها مي دانند اين مقوله مهم يك نياز ضروري است و نبايد عقب افتاد. وقتي مساله Network marketing را مطرح مي كنيم به دليل كيفيت هايي كه در آن نهفته است اگر در آن پيش بيافتيد در كشور ارزش
ايجاد كرديد ارزش هايي كه همه را منتفع خواهد كرد. با يك مثال ديگر موضوع را روشنتر
مي كنم چه زماني به جمع بندي رسيديم كه بايد راه هاي ارتباطي خود را گسترش دهيم
جاده هاي خود را آسفالت كنيم و آنها را به همه جا بكشيم كجا را آسفالت كنيم و چرا
بايد آسفالت كنيم. حالا اگر شما تا فلان روستا را آسفالت كرديد اما اتومبيلي براي جابجايي مسافران نبود كاملا بي جا و بي مورد هزينه شده است. به هر حال جاده خاكي است مردم مي آيند و مي روند و به
مرور نيازش احساس مي شود و اين جاده ها آسفالت ميشوند. آن نيازي كه كشورهاي اروپايي
هر روز بيشتر احساس مي كنند از اين جنس است اما اگر بخواهي امروز در دنيا باشي و
حداقل روي شما يك حسابي باز كنند بايد شبكه هاي قوي داشته باشي.
- آقاي پروفسور چيزي كه شما به عنوان زيرساختها مورد هدف و بحث و بررسي قرار داديد
در دانمارك چگونه از سوي شما و همكارانتان با نهادهاي ذيربط مطرح مي شد؟
يكي از مواردي كه هر بار قرار بود براي دولت و وزارتخانه هاي آنها مطرح شود و به
عنوان راهنمايي و توصيه اكيد ارائه مي شد همين موضوع زيرساختها بود. وقتي كه مي
خواستم به ايران بيايم نشستم و يكسري از پروژه هاي به نتيجه رسيده را برانداز كردم
در سال 98 پروژه اي در رابطه با
Ecommerce يا تجارت الكترونيك داشتيم در آن پروژه
ديدم كه مقوله هايي كه بسيار مهم بود و مورد اشاره قرار گرفته است يكي امنيت شبكه
ديگري پرداخت، نظام بانكي و يا سيگنال هاي ديجيتالي و پول الكترونيك بوده است اما
همه اينها ذيل اين مساله مهم تعريف مي شد كه نبايد به زيرساختهاي موجود اكتفا كرد.
من با ايران و شرايط خاص آن آشنا نيستم ولي مي توانم صادقانه بگويم در كشوري با
پيشرفتگي دانمارك هنوز كه هنوزه به دولتمردانشان مي گوييم خوب نيست و بايد
زيرساختها را بيشتر تقويت كرد و توسعه داد.
- پورفسور، بخواهيم يا نخواهيم يك كشور جهان سومي هستيم كشورهايي نظير دانمارك حس
اول بودن در آنها ايجاد شده و هميشه در توسعه سعي مي كنند جزو اولي ها باشند شاخصه
هاي توسعه آنها كاملا مشخص و تبيين شده است.
هنوز در تعين و تكليف اين نوع شاخصه ها در ايران مشكلاتي داريم. در يك شبكه
اينترنتي اين امكان به هر كسي داده مي شود تا با تلاش خود قدرت خلاقيت و توانمندي
هاي ذهني كه دارد در صف اول قرار بگيرد و قطعا در صنعت اينگونه نيست. درباره همين
انرژي هسته اي و توليد انرژي از نيروگاه هاي هسته اي چه فشارها و محدوديت هايي را
براي ايران به وجود مي آورند. نكته اصلي كه وجود دارد اين است كه ما را جزو كلوپ
كشورهاي داراي تكنولوژي توليد انرژي هسته اي بپذيرند دعواي ما يا اختلاف نظر ما با
كشورهاي غربي و چين و روسيه به نظر مي رسد بيشتر در عضويت در اين كلوپ هسته اي است.
آنها هم بهانه هاي مختلفي مي تراشند. صرفا در حال حاضر مساله سلاح هاي هسته اي جنبه
تبليغاتي و نمايشي دارد. غرب و كارشناسان آن سوال عمده اي كه مطرح مي كنند اين است
كه شما از كي توانستيد به اين قابليت هاي جديد در تكنولوژي هسته اي دست پيدا كنيد.
حالا وقتي كه ما را در كلوپ هسته اي دنيا بپذيرند قاعده برخورد فرق مي كند. كشورهاي
غربي در بحث شاخصه هاي توسعه جامع، خود را اعضاي كلوپ مي دانند ما در بخش
IT مي
خواهيم به تصميم گيرندگان كشور و خط مشي نويسان جامعه و دولت بگوييم و در حد توان
بقبولانيم كه سرمايه گذاري در بخش
IT صرفا يك هزينه نيست و سرمايه گذاري بسيار
كارآمدي است و اولا اين عرصه را كسي تهديد نداند چنين مشكلاتي را در دانمارك
نداريد. ما مي خواهيم اين تفسير را همگاني كنيم كه
Network marketing يا IT يا ICT
عرصه اي است كه به همه سود مي رساند. صحبت ما اين است كه
Network marketing به
رسميت همگاني شناخته شود با تمام ابعاد و زواياي آن و اين رسميت فكري شرايط را براي
ايجاد زيرساختها و تمايل ملي براي سرمايه گذاري دست اولي بر روي زيرساخت ها فراهم
مي كند. آن وقت شخصيت هايي مثل شما كه مثلا متخصص زيرساختها هستيد دغدغه اين را
نداريد كه ببينيد اساسا مخاطبان شما شبكه و اينترنت را مي شناسند يا خير. در بخش
خصوصي مي بينيم كه پيشرفتهاي بسيار خوبي از همين امكانات موجود فراهم شده اين هم
جزو سرمايه ملي است باور كنيد ما يكي از انبارهاي بزرگ كامپيوتر دنيا هستيم. فكر
نمي كنم به راحتي بتوان در بخشهاي متوسط جامعه خانه اي را پيدا كرد كه در آن
كامپيوتر نباشد در هر اداره اي كه مي رويم سر هر ميزي كامپيوتري ديده مي شود فقط
مانده است كه در كنار ميز ناهارخوري هم كامپيوتر بگذارند. در اين سطحي كه هستيم به
عنوان يك متخصص از منظري كه شايد با ديدگاه شما اندكي متعارض باشد هنوز زيرساختها
را مشكل اصلي نمي دانم نگران آن حجمي از فرهنگ و پشتيباني اجتماعي هستم كه توسعه
زيرساختها را بايد حمايت كند و مي ترسم كه به جاي اينكه به اين روند انرژي بدهند
چرخه گردش سوختي آن را كند كرده و انرژي بگيرند. حرف اول و آخر ما اين است كه عدم
سرمايه گذاري در اين بخش يك خودكشي ملي است. ببنيد ما تا سال 2005 بايستي تكليف خود
را با سازمان تجارت جهاني مشخص كنيم و اگر نه به يك كشور تك محصولي ايزوله و تحت
محاصره جامعه جهاني تبديل مي شويم تا پايان سال 2005 بايد موقعيت خود را در رقابتي
بودن صنايع خودروسازي يا فرآورده هاي نفتي و يا دهها مورد ديگر مشخص كنيم. 180 كشور
دنيا به سازمان تجارت جهاني پيوسته اند 10 – 11 كشور هم هنوز در مسير عضويت آهسته
آهسته قدم مي زنند كه شاخص ترين آنها ايران است. در چنين شرايطي فرهنگ
Network
marketing داد و ستد نت وركي يا صادرات نرم افزاري به داد ما مي رسد. اينطور فكر
نمي كنيد؟
بله كاملا درست است. اگر شما به تاريخ پيشرفت تلفن در دانمارك نگاه كنيد و يا به
پيشرفت راديو و تلويزيون نگاه كنيد مواردي را ميبينيد مثلا يكي از مسائلي كه مطرح
بود مربوط به ظهور تلويزيون مي شد. وقتي كه راديو جاي خود را در دانمارك باز كرد
تلويزيون به بازار آمد اوايل به عنوان يك كالاي مبتذل با آن برخورد مي كردند حتي
جالب است بدانيد كه پسر يكي از صاحبان شركتهاي راديو سازي به آمريكا مي رود و در
آنجا تلويزيون مي خرد و به دانمارك مي برد و به پدرش گفته بود بابا اين تلويزيون
آينده ما است. پدرش هم خشمگين شد و تلويزيون را شكست و گفت اين جلف بازي ها چيست.
وقتي يك پديده جديد مي آيد يكي از مشكلاتي كه رخ مي دهد اين است كه آيا اين خوب است
يا بد است به درد مي خورد يا به درد نمي خورد.اقتصاد آن چيست چه كسي آن اقتصاد را
اداره مي كند. آيا به خاطر اين پديده جديد ما بايد خط مشي هاي كلي خود را عوض كنيم.
خاطرم هست به دليل اينكه در دانمارك ارتباط نزديكي با موضوع
IT داشتم برخي به ما مي
گفتند در آمارهاي جهاني خود يك جايي را به ما نشان دهيد كه با اينترنت كار بزرگ و
خوبي شده است اما امروز مي بينيم كه به اين نتيجه رسيده اند كه
Network marketing و
فن آوري اطلاعات خوب است باعث مي شود كه به جامعه الكترونيكي وارد شويم و جاي خود
را پيدا كنيم طبيعي است وقتي كه اين مقوله را مطرح مي كنيم مسئوليت هاي جديدي را هم
ايجاد مي كند. در دانمارك قانوني داريم كه شركتها حق ندارند قيمت تلفن واگذار شده
در يك روستاي دورافتاده دانمارك را گرانتر از يك تلفن واگذار شده در يك منطقه شهري
نزديك مقرر كنند. به خاطر اينكه دولت به اين نتيجه رسيد كه تلفن خوب است و استفاده
از آن مزاياي بسياري دارد. در مساله زيرساختها و پهناي باند كه موجب مي شود سرعت
اينترنت به صورت شگفت آوري بالا برود در جامعه دانمارك هم هنوز به جايگاه تلفن
نرسيده ايم ما خيلي تلاش كرديم كه اين مطلب را قانون كنيم و بفهمانيم كه اين هم مثل
تلفن است اينجا كيفيت ديگري مطرح است اما ارزش هاي افزوده بسياري براي همه ايجاد مي
كند.
         - ما هم معتقديم نيازي به سرمايه گذاري مستقيم دولت نيست شايد شركتهاي
خصوصي بتوانند از ارزش افزوده اين سرمايه گذاري ها استفاده كند صحبت ما با بخش
دولتي اين است كه در اين چرخه دخالت نكند وگر نه به خودي خود اين گردونه گليمش را
از آب خواهد كشيد.!
          ما در اروپا از جامعه اي بيرون مي آييم كه اتفاقا تمام سيستم هاي ارتباطي
آن دولتي بوده و شديدا انحصاري است و وقتي كه آن را به بازار واگذار مي كند به اين
نتيجه مي رسد كه اشتباه كرده است. لااقل 100 سال است كه در اين باره بحث مي شود.
         سيستم هاي شبكه اي و اينترنتي خاصيت هايي دارند كه خودشان براي شركتهاي
خصوصي انحصاراتي ايجاد مي كند و اتفاقا بازار اشكالي پيدا ميكنند كه بايد هدايت شود
ولي از سوي ديگر مطرح است كه تا يك حدي اجازه بدهيد بازار هدايت كننده رويه باشد و
اگر جايي به اين نتيجه رسيده ايد كه بازار نمي تواند بايد كمك كنيد چون دولت
مسئوليت دارد تا امكانات به همه برسد و پارادايمايي كه مطرح است به هر حال نتيجه مي
گيرد كه بازار مي تواند تا حد زيادي با مكانيزم خود مشكل را حل كند تازه وقتي كه
دولتها مي خواهند قانوني بگذارند اتحاديه هاي صنفي شركتهاي خصوصي فعال مي شوند و
اظهار مي كنند كه ما بهتر از شما مي توانيم مشكل را حل كنيم و شما به عنوان يك نهاد
دولتي خود را وارد ماجرا نكنيد. حالا اگر بخواهيم نتيجه بگيريم اول بايد همه را به
اين اجماع برسانيم كه
Network marketing خوب است بعد وظايفي براي بخشهاي خصوصي و
دولتي قائل شويم و اگر مكانيزم بازار نتوانست كارش را بكند بايد هدايت شود و اگر
مكانيزم بازار به خوبي جواب مي دهد نبايد دست آن را بست. مهم اين است كه هدف گذاري
كرد يكي از هدف گذاري هاي در دانمارك اين بود كه 3 سال پيش اعلام كرديم سيستم هاي
Dialup بايد كنار گذاشته شود و به جاي آن سيستم هاي پهناي باند ايجاد شود. باور
كنيد وقتي كه سيستم هاي جديد مطرح شدند و فيبرهاي نوري و ارتباطات
DSL به وجود آمد
مردم در عرض اين سه سال متحول شدند. در سالهاي گذشته چه وقت مي شد همسر من بيايد
كارهاي بانكي اش را از طريق اينترنت انجام دهد اما الان قصه فرق مي كند هر خانواده
دانماركي كه كامپيوترش را روشن مي كند بلافاصله روي
Net است و مي تواند از سرويس
هاي اينترنتي استفاده كند. هيچ چيزي به اندازه اين مطلب خنده دار نيست كه كسي برود
در صف بانكي و مثلا بخواهد پولي را به حسابي واريز كند.
         - در بحث مديريت شهري ايران هم به اين نتيجه مي رسيم كه فضاي مجازي بسياري
از رفت و آمدها را حذف مي كند و همه اين بخشها تحت تاثير اين قابليت ها قرار خواهند
گرفت. در دنيا اين مسائل حل شده است و گريز از اين تكنولوژي فراگير فايده اي ندارد.
مهم نيست چه تكنولوژي است مهم اين است چه استفاده اي از آن مي بريم و مردم را در
شيوه تشخيص كاربري كمك و هدايت كرد. نمي شود به مردم گفت برويد فلان فيلم را ببنيد
و بايد فلان پيام را از فيلم دريافت كنيد اگر چنين انتظاري داشته باشيم به ما مي
خندند. بايستي آموزش هاي اجتماعي به گونه اي باشد كه افراد جامعه در قبال تاثيرات
منفي احتمالي يك كاربري خاص از يك تكنولوژي مصون شوند و پادتن شخصي و اخلاقي توليد
كنند. ما چاره اي نداريم جزء اينكه خودمان را قوي كنيم اجازه خلاقيت بدهيم اگر دولت
نمي تواند فقط شرايط را فراهم كند تا بخش خصوصي بالا بيايد؟
         فرمايش شما درست است اما ببينيد به عنوان مثال در راه آهن سالهاي سال در
دانمارك مباحثي مطرح بود. ببينيد يكسري خدمات را در كشوري داراي انحصار طبيعي دولتي
است و غلط است اگر بخواهيم در اين حوزه ها رقابت ايجاد كنيم. از نظر اقتصادي بسيار
اشتباه است كه بخواهيد مثلا در كنار خط راه آهن دولتي خط راه آهن خصوصي ايجاد كنيم
چرا كه شما مي آييد با ايجاد رقابت در جايي كه انحصار طبيعي دولتي وجود دارد ارزش
هاي اجتماعي را مخدوش مي كنيد. اما سيستمهاي
TCIP يا سيستم هاي نت وركي چيزهايي
نيستند كه براي دولتها انحصار طبيعي باشد. اتفاقا سيستم هايي هستند كه در بخش خصوصي
بي نهايت رقابت پذير و توسعه دهنده هستند. حالا در بخشي كه تمركز در يك شركت خاص به
دليل انباشت سرمايه بالا رفت آنجا دولت مي تواند قصه را كنترل كند اما به طور عادي
نيازي به دخالت نيست. چند روز پيش كه به مطب برادر سري زده بودم مي خواستم براي
Modem كامپيوتر او يك درايور از روي سايت مايكروسافت down loud كنم. وقتي كه به
سايت وصل شدم پيغام داد كه سه ساعت طول مي كشد. برادرم گفت چقدر خوب مي شد يكسري
جاهايي در اين شهر با همكاري
ISPها امكاني را فراهم مي كردند كه اين درايورها را آماده و روي CD به مردم بفروشند
گفتم دكتر تو را به خدا اين حرف را نگو اين فرمايش شما ضد تمام فرهنگ الكترونيك
است. درايوري كه مي تواني در منزل بنشيني و با امكانات
DSL در عرض چند دقيقه بر روي
كامپيوترت قرار دهي آنوقت بابتش دچار ترافيك و زحمت خريد بيرون از خانه شوي. تازه
برادرم مي گفت بايد در كنار كامپيوتر بنشينم كه اگر اينترنت قطع شد دوباره وصل شوم
و اين به نظر من يك فاجعه بود.
         - واقعيت اين است كه ديگر فرصت نداريم و هر ثانيه كه مي گذرد اتفاقاتي مي
افتد كه در پي آن با غفلت ما بيشتر عقب مي افتيم. مسئوليت هاي اجتماعي ما حكم مي
كند در قبال فرصتهايي كه از دست مي دهيم وحشت كنيم. اعتقاد داريم ايراني ها از نظر
هوش و ذكاوت بسيار سطح بالايي دارند. من كمتر ايراني را مي بينم كه در كارهاي
روزمره از خلاقيت خود استفاده نكند. خلاقيت به بخشي از زندگي عادي بسياري از ايراني
ها تبديل شده آنقدر كه خودشان آن را حس نمي كنند و اين چيزي است كه حتي در ژاپن هم
يافت نمي شود. شايد اقتضاي
Network marketing اين باشد كه از اين به بعد هر كس زحمت
بيشتري بكشد بماند و كسي
كه خلاق تر است پايدار شود و كسي كه با اخلاق تر است ماندني تر باشد. هر سه اين
عنصر براي دوام و بقاء در دنياي اينترنت لازم و ضروري است و به نظرم همه دنيا اين
سه اصل را مي پذيرند. فرصتي براي تلف كردن وجود ندارد هزينه از دست رفتن ثانيه ها
براي ما ميلياردها دلار است. اما بعد از سال 2005 ديگر شرايط فرق مي كند بايد يك
چيزي براي عرضه داشته باشيم. بايد يك چيزي براي جذب سرمايه داشته باشيم يا حتي
بتوانيم يك مدلي را براي الگو به دنيا ارائه دهيم اگر غير از اين بود علمي كه
افلاطون آورده بود تا به اينجا پيشرفت نمي كرد اينها همه دغدغه هاي نسل ماست؟
        حالا كه صحبت به اينجا رسيد اجازه بدهيد به پروژه اي اشاره كنم. شايد تبليغ
كار ما در دانمارك بشود ما ظرف دو سال اخير يك پروژه تحقيقاتي تقريبا جهاني داشته
ايم. به اصطلاح يك
Info room درست كرديم كه در آن راجع به مسائل مختلفي كه در
پيشبرد زيرساختها و مسائل اقتصادي پروژه هاي موثر است بحث مي شود. مثلا مطالبي از
سريلانكا گفته مي شود كه مي گويند در حال حاضر وضعيت ما چيست و مي خواهيم چه كار
انجام دهيم
يا در همين
Info room پرسيده مي شود كه فلان كشور در چه زماني چه كرده است و از
تجربيات آنها بهره مي گيرند. يكي از پروفسورهاي بزرگ دانمارك هم مسئوليت اين پروژه
بزرگ را بر عهده دارد. سال گذشته تمام توان خود را بر اين معطوف كرديم كه سيستم هاي

ICT در كشورها و شهرهاي مختلف آفريقايي چگونه پيشرفت مي كند. و در انتهاي آن نيز در
ماه آوريل بود كه در مصر نتايج تحقيقات و اين پرسمان مطرح شد.
       امسال تمركز را بر روي آسيا آورده ايم هند و بنگلادش و سريلانكا خيلي فعال
هستند.
مسائل زيادي مطرح مي شود حتي از بحث هايي كه آيا درست است اين فناوري و تكنولوژي به
دست بازار داده شود آيا درست است انحصار دولتي بر روي آن قرار داد تا كجا مي توانيم
موضوع رقابتي شدن را مطرح كنيم يا اگر توانستيم از طريق اينترنت تلويزيون تماشا
كنيم سياستگذاري و قانونگذاري تلويزيون مخابرات و اينترنت چگونه خواهد شد. مشكلات
چه از نظر آكادميك و چه از نظر عملي عنوان مي شود و در انتها سعي مي كنيم كتابي
تدوين شود كه در آن نتايج تجربه كشورهاي مختلف در اختيار يكديگر قرار داده شود.چيزي
كه جالب مي نمايد اين است كه تاكنون فضاي بحث و گفتگوي فراواني فراهم شده و هر كسي
سعي مي كند چيزي به آن اضافه كند شايد مطالبي را ما ببينيم و كارشناسان و صاحبنظران
داخل ايران به آن توجه ندارند و بالعكس از نكته اي غفلت كرده ايم و كارشناسان
ايراني به آن دقت ويژه اي داشته اند. همه اينها قابل طرح است مي توان تجربه ها را
در اخيتار يكديگر گذاشت و از تجربه هاي ديگران استفاده كرد. ما يكسري فرصتهاي
مطالعاتي داريم دو تا سه روزه كه نتايج جمع بندي در هر زمينه در كشورهاي مرتبط با
آن زمينه ارائه مي شود. يك روز در الجزاير يك روز در مصر و يك روز هم در يكي از
كشورهاي آسيايي.
         يكسري ابعادي كه شما بر آن تكيه مي كنيد اگر به مباحث ما وارد شود متخصصان
ايران هم در اضافه كردن غناي مطالب ما موثر خواهند بود. براي همه اين مساله عاجل
است بعد هم مي فهميم آيا يك تجربه اي وجود دارد كه مي توان از يك كشوري به كشور
ديگر انتقال داد منظورم اين نيست كه تجربه ها را كپي كنيم و در جاي ديگر استفاده
كنيم معتقديم هر تجربه خواص و ويژگي هايي دارد كه مي تواند در صورت انتخاب درست و
صحيح، آن خصلت ها را در جاي ديگر به كار برد و فرايندهاي توسعه زيرساختها را بهينه
كرد.
        - در نشريه همه چيزي كه دوستان منتشر مي كنند سعي شده است در همين چند
شماره اي كه منتشر شده ظرفيت هاي ناشناخته نيروي انساني كشور به قدر توان معرفي
شود. جواني كه مهد خلاقيت است و عرصه بروز و ظهور خود را در مسير تخريب مي يابد اگر
با توانمندي هاي اصيل و ظريب هوشي واقعي اش و آنچه كه با استفاده از
IT به كار مي
بندد معرفي شود نه تنهافضايي براي استفاده جامعه، شركتها و مسئولين به وجود مي آورد
فرصتهايي را هم براي خود خلق مي كند اين رويه اي است كه در نشريه تاكنون به دنبال
آن بوده اند. بحث و تعامل با شما و امثال شما چهارديواري مناسبي را ترسيم كرده تا
در آن استعداد ها، ظرفيت بيان و ظرفيت گويش پيدا كنند. در واقع سعي شده است به نوعي
استعدادها را براي خودشان بازاريابي شوند و به اين مطلب به عنوان يك وظيفه اجتماعي
نگريسته مي شود. شايد در اين مسير باشد كه راهي غير از مهاجرت براي مغزهاي ايراني
فراهم شود. مهم اين است كه به نيروهاي جوان اجازه عرضه شدن بدهيم.
         به نظرم مطلب جالبي است اين ايده را بهتر است در دانمارك مطرح كنم آدمهاي
خلاقي هستند كه ظرفيت هاي بروز استعدادهاي خود را در غالب خرابكاري ها نشان مي
دهند. صددرصد كار سنگيني مي كنيد كه اين گونه افراد را شناخته و كاربري آن را عوض
مي كنيد. بيان اين مطلب كار بسيار خوبي است. هكرها با اينكه كارهاي تخريبي مي كنند
ولي به لحاظ استعداد و توانمندي آدمهايي با ضريب هوشي بالايي هستند شايد جزء با
قابليت ترين افراد باشند. شايد كاري كه مي كنند مجرمانه باشد اما واقعيت اين است كه
خيلي از شركتها به اين مطلب رسيده اند كه نخبه هاي خود را از ميان اين افراد انتخاب
كنند. شرايط خوبي را در اختيارشان مي گذارند از آنها نمي خواهند كه مثلا سر ساعت
فلان بيايند و سر ساعت فلان بروند به طور نسبي به آنها آزادي مي دهند كه هر طوري كه
دوست دارند پروژه ها را به نتيجه برسانند حتي از آنها گزارش كار هم نمي خواهند.
       - نمي خواهيم وقت شما را زياد بگيريم اندكي هم درباره خودتان بدانيم براي ما
جاي سپاس فراوان است. كجا درس خوانديد چگونه ادامه تحصيل داديد و الان چه مي كنيد؟
       من تا گرفتن ديپلم در مدرسه خوارزمي تهران بودم. دبستان در روشنك نزديك
دانشگاه صنعتي شريف سپري شد. راهنمايي را در مدرسه مازيار بودم بعد هم خوارزمي و پس
از دريافت ديپلم به سربازي رفتم و براي ادامه تحصيل راهي دانمارك شدم و رشته
الكترونيك را انتخاب كردم در آنجا مهندسي به شكل قديمي به چهار بخش تقسيم مي شود.
وقتي وارد يك گرايش مي شدي پس از مدتي مي توانستي انتخاب كني كه مي خواهي چه كاره
شوي و تا انتهاي مسير را ببيني خب سيستم هاي مخابرات را انتخاب كردم. بلافاصله پس
از اتمام تحصيلاتم به استخدام دانشگاه درآمدم و به عنوان يك محقق منصوب شدم. بعد هم
با شركتي همكاري كردم كه ويدئو كدك درست مي كرد مزاياي مالي خوبي در شركت داشتم اما
به دليل جدا شدن از فضاي تحقيق ناراحت بودم و مي خواستم به شرايط اوليه بازگردم.
دانشگاه را هم خيلي دوست دارم چون در آنجا مي توانم موضوع تحقيقاتم را انتخاب كنم
سپس با علم به اين مطلب كه درآمدم كم مي شود به دانشگاه برگشتم. هم تدريس را دوست
دارم و هم تحقيق. در دانشگاه بود كه مي توانستم تعيين كنم كه چه چيزي برايم جالب
است. در دوره جديد حضورم در دانشگاه بيشتر به
IT و زيرساختها پرداختم در حال حاضر
عضو هيات علمي هستم و با مشاركت در پروژه هاي ملي و فراملي به كارهاي تحقيقاتي ام
ادامه مي دهم و عمده وقتم را بر سيستم هاي زيرساختي و چگونگي شكل گيري آن گذاشته ام